چرا برخی پیچیدگیهای مکانیکی ساعتهای مچی ارزش بیشتری دارند؟


رِینِر برنارد، مدیر تحقیق و توسعه در «ون کلیف و آرپلز»، میگوید: «ما کتابی برای پیچیدگیهایمان نداریم، باید خودمان آنها را اختراع کنیم.» او در مورد ساعت «بریز دِتِه» (Brise d’Été) صحبت میکند؛ ساعتی که در جایزه بزرگ ساعتسازی ژنو (GPHG) سال ۲۰۲۴، جایزه بخش پیچیدگیهای زنانه را به خانه برد و یک شاهکار مکانیکی واقعی است. صفحه این ساعت، باغی تابستانی با گلهای آبی زیبا و پروانههای رقصان را به تصویر میکشد. با فشار دادن دکمهای در موقعیت ساعت هشت، باغ زنده میشود؛ گلها با حرکتی موزون اما نامنظم در نسیم به رقص در میآیند، در حالی که پروانهها در اطراف صفحه به پرواز در میآیند و ۱۰ ثانیه پس از شروع انیمیشن، دقیقاً در موقعیت فعلی خود متوقف میشوند.

برای دستیابی به این هدف، برنارد و تیمش مجبور شدند چرخدندهها را از ابتدا طراحی کنند. او توضیح میدهد: «ما باید مکانیسمی را اختراع میکردیم تا حرکتی نامنظم برای گلها ایجاد کنیم.» او ادامه میدهد: «سپس باید راهی برای حرکت دادن گلها پیدا میکردیم، زیرا سرهای گل برای ساقههایشان واقعاً بزرگ بودند.»
هر یک از «پیچیدگیهای شاعرانه» ون کلیف و آرپلز با یک ایده آغاز میشود که سپس به یک طرح اولیه تبدیل میشود. در این مورد، طراح شکوفههایی زیبا و پرپشت را روی ساقههای باریک کشیده بود؛ نسبتهایی که در طبیعت به طور طبیعی وجود ندارند. برنارد به جای اینکه طراح را برای کشیدن طرحی عملیتر بازگرداند، با خود فکر کرد: «آیا این از نظر مکانیکی ممکن است؟» و پاسخ «نه» بود. او میگوید: «بنابراین، اکنون باید سیستمی را اختراع میکردیم تا این ایده به واقعیت بپیوندد.»
این سیستم شامل نگهداشتن گل از زیر بود، به طوری که اتوماتون (مکانیسم خودکار) آن را هل میداد و به این ترتیب خود گل حرکت میکرد و نه ساقه آن. از آنجایی که این ساعت یک محصول از ون کلیف و آرپلز است، مکانیسم دستیابی به این حرکت باید پنهان میماند تا جادوی آن حفظ شود. برنارد با شوخطبعی میگوید: «من عاشق رفتن به اپرا هستم، اما نمیخواهم کابلها را ببینم.»
تمام این نوآوریها (و این حتی قبل از صحبت در مورد اینکه این خانه چگونه روشی را برای تبدیل مینا به مادهای قابل استفاده برای مجسمهسازی سهبعدی ابداع کرد) و این ساعت به عنوان ساعتی با «پیچیدگی احساسی» شناخته خواهد شد؛ عبارتی نسبتاً منفی که برای توصیف پیچیدگیهایی به کار میرود که کاربرد زمانسنجی ندارند.
این واقعاً طعنهآمیز است، زیرا اگر بخواهیم دقیق باشیم، اکثر پیچیدگیهای ساعت کاربرد زمانسنجی ندارند. توربیلون برای مقابله با اثرات گرانش بر روی تنظیمکنندههای ساعت (که به دلیل نگهداری در جیب ایجاد میشد) ابداع شد؛ همچنین مینت ریپیتر (تکرارکننده دقیقه) برای اطلاع از زمان در تاریکی طراحی شد. اگر بخواهیم حتی فراتر برویم، هر کاری که یک ساعت انجام میدهد – از اندازهگیری زمان سپری شده توسط کرونوگراف گرفته تا نمایش زمان – با دقت بسیار بالاتری توسط یک تلفن همراه قابل انجام است که عملاً ساعت را بیفایده میکند.
دلیل اینکه توربیلونها و تقویمهای دائمی به عنوان نمونههایی از نبوغ فنی تحسین میشوند، در حالی که نمایش بوسیدن دو عاشق بر روی یک پل در ظهر و نیمهشب صرفاً «احساسی» تلقی میشود، این است که ما به پیچیدگیها یا عملکردهای ساعتسازی از دیدگاه مردانه نگاه میکنیم.
آدریان بوخمان، طراح ارشد «کریستوفر وارد»، با تأیید این نکته میگوید: «برخی از برندها نوآوریها و پیچیدگیهای مکانیکی را برای ساعتهای زنانه ارائه میدهند، اما همیشه حس عجیبی به من میدهند.» او ادامه میدهد: «برخی از پیشرفتهای فوقالعاده، مثلاً از ون کلیف، وجود دارند، اما احساس میشود که هنوز هم طراحی برای یک «دختر باربی» است، چیزی بدون عمق. اما چه کسی گفته که پروانهها و گلها مختص زنان هستند و چرخدندهها مختص مردان؟»

شاید دلیل این عدم ارتباط این باشد که شما نمیتوانید چرخدندههایی را که پروانهها و گلها را به حرکت در میآورند ببینید و بنابراین تمایل زیادی به تحسین شاهکارهای مکانیکی که در ساخت آنها به کار رفته است، ندارید. ون کلیف و آرپلز تا جایی پیش میرود که برای حفظ جادو، حتی از طریق پشت قاب یا همان کیسبک یاقوت کبود نیز نمیتوانید چیزی ببینید، زیرا روتور به عمد مسیر دید را مسدود کرده است. اما این موضوع در مورد جدیدترین همکاری شنل در مجموعه کالیبرهای داخلیاش صدق نمیکند؛ ساعتی که میتوان شکوه تکرنگ آن را به طور کامل تحسین کرد.
کالیبر ۶ اولین اتوماتون این برند است. توسعه آن پنج سال طول کشیده و ۳۵۵ قطعه دارد، هرچند بیشتر بادامکهایی که اتوماتون را به حرکت در میآورند، پنهان ماندهاند تا زیباییشناسی ساده و مینیمال موتور ساعت خدشهدار نشود. این کالیبر، مادمازل کارتونی شادی را به تصویر میکشد که با قیچی در حال تغییر لباسی روی یک مانکن است. اکنون ممکن است ترکیب مد لباس (هوت کوتور) با هنر ساعتسازی (هوت اورلوژری) برای شنل طبیعی به نظر برسد – این مجموعه، که شامل یک ساعت رومیزی خیرهکننده با مانکنهایی است که با آهنگ «زن من» از اَل بولی میچرخند و «کوتور او کلاک» نام دارد – با این حال، مدت زیادی طول کشید تا این برند از برچسب «ساعت فشن» رها شده و جدی گرفته شود.
فراتر از اینها، قبل از اینکه شنل کارخانه تولیدی خود را در لا شو دو فوند تأسیس کند، برای اولین توربیلون خود با برندهایی مانند اودمار پیگه همکاری کرده بود. همچنین ساعت J12 رتروگراد میستریوز نیز حاصل همکاری شخصی بین مدیرعامل وقت، نیکلاس بو، و جولیو پاپی (سازنده مشهور پیچیدگیهای فوقالعاده و یکی از بنیانگذاران رنو اِت پاپی که اکنون متعلق به اودمار پیگه است) بود. برای کالیبر ۱ (اولین موتور داخلی شنل)، این برند از رومان گوتیه کمک گرفت و آن را در قاب زیبای «موسیو دو شنل» قرار داد.

سالها بود که شنل از سوی ساعتبازان (واچرتی) تنها به عنوان یک خانه مد و جواهرات شناخته میشد که اتفاقاً ساعت هم میسازد. اما تنها با تولید چند کالیبر، که یکی از آنها دارای چرخدندههای با رشد گالوانیک بود، توانست جدی گرفته شود. این موفقیت تا حدی به دلیل کارهایی بود که شنل انجام داد، مانند پوشاندن توربیلون با یک گل کاملیا الماسنشان، به طوری که به جای قفس توربیلون، گل در حال چرخش را مشاهده میکردید، یا استفاده از یک اتوماتون برای جان بخشیدن به یک طراح مد.
برخی ممکن است بگویند که این کارها از جادوی فنی موجود در ساعت میکاهد. دکتر ربکا استراترز، همبنیانگذار «استراترز لندن»، نویسنده و اولین فردی که دکترای ساعتسازی دریافت کرده است، میگوید: «من هرگز نفهمیدهام چرا بسیاری از پیچیدگیهای ساعتهای زنانه بیش از حد بر گلها و پریها تمرکز دارند.» او اضافه میکند: «منظورم این است که بله، آنها زیبا هستند، اما چیزی نیستند که من هرگز بخواهم بپوشم، فارغ از اینکه چقدر چشمگیر باشند. حدس میزنم آنها بازار خود را میشناسند، اما جالب است که یکی از پیچیدهترین ساعتهای دنیا برای یک زن طراحی شده بود و حتی یک گل هم در آن دیده نمیشد. حیف که ماری آنتوانت زنده نماند تا آن را ببیند!»

با کنار گذاشتن ساعت جیبی ماری آنتوانت، چرا ما در مورد ساعتهایی که سنگهای چرخان را به عنوان نشانگر ساعت (ساعت G-Timeless Planetarium از گوچی) یا آنهایی که زمان را با استفاده از بالهای پروانه و یک دیسک ساعتشمار چرخان در خلاف جهت عقربههای ساعت (Compliquée Butterfly از فابرژه) نشان میدهند، به همان شیوهای که در مورد مینت ریپیترها یا توربیلونها صحبت میکنیم، حرف نمیزنیم؟
مسلماً، این پیچیدگیها چشمگیرتر هستند زیرا هیچ طرح اولیهای برای آنها وجود ندارد. صرفاً به این دلیل که به قول برنارد، «چگونگی» عملکرد چیزی «پشت جواهرات پنهان میشود»، آیا نباید به آن همان احترامی را قائل شد که یک ژیروتوربیلون عظیمالجثه در مرکز صفحه قرار میگیرد؟
استراترز توضیح میدهد: «این به این دلیل است که ساعتهای زنانه، فارغ از سطح پیچیدگیشان، به سادگی جدی گرفته نمیشوند.» و این احتمالاً واقعیت غمانگیز این ماجراست. هر بار که به یک پنل نگاه میکنید، به یک پادکست ساعت گوش میدهید یا بحثی را در یک کانال یوتیوب میبینید، معمولاً گروهی از مردان در حال صحبت هستند.
مردانی که، به طور کلی، حتی لحظهای به نبوغی که برای نشان دادن زمان از طریق باز شدن ظاهراً تصادفی گلها به کار میرود، فکر نمیکنند. اگر کنجکاو هستید، باید بدانید که این فرآیند شامل یک چرخ است که فنری را در بشکه شارژ میکند و این فنر، قدرت لازم برای انیمیشن را فراهم میآورد. این بشکه از یک تنظیمکننده گریز از مرکز برای کنترل سرعت باز و بسته شدن گلها استفاده میکند، در چرخهای که تا چهار ثانیه طول میکشد. و این سیستم بر اساس کتاب «فیلوسوفیا بوتانیکا» اثر کارل فون لینه استوار است که در آن گیاهشناس سوئدی درباره باغی نوشت که در آن گلها برای نشان دادن زمان باز و بسته میشدند. مطمئناً این به همان اندازه یک آونگ نیروی ثابت (constant-force escapement) چشمگیر است.
امیدواریم این مطلب برای شما مفید بوده باشد. برای مشاهده و بررسی جدیدترین مدلهای ساعتهای مچی اصل و پیچیدگیهای خلاقانه ساعت، شما را به بازدید از مجموعه بینظیر ما در فروشگاه اینترنتی اشرافی دعوت میکنیم. برای یک انتخاب هوشمندانه و دریافت مشاوره فوری، دستیار هوشمند اشرافی همیشه آماده پاسخگویی به سوالات شماست.

