هر ساعت یک ابزار است


«اگر سخت تلاش کنید و به خودتان باور داشته باشید، هر پیتزا یک پیتزای شخصی است.» – بیل مورای
هر ساعت در دقیقترین تعریف، یک ابزار است؛ به این معنی که عملکرد ابتدایی آن اعلام زمان است. ازاینجهت، یک ابزار است. با این فرض، ابزاری بودن بعضی از ساعتها مشخصتر است. کورنومترها، ساعتهای غواصی، ساعتهای دارای زمان گرینویچ. همۀ این ساعتها کارکردهای فراتر از اعلام زمان دارند.
بعد ساعتهایی هستند مانند ساعت «فیلد» که فقط اعلام زمان میکنند، ولی در یک بستهبندی محکم مثل جعبهابزار قرار دارند. این ساعتها را هم ساعتهای ابزاری قلمداد میکنند چون برای زمانبندی عملیات مهم نظامی استفاده میشدند.

حتی ساعتی را که کسی که نه کوکش میکند و نه زمان را چک میکند، مثل وارهول، به دست میاندازد، نیز یک ساعت ابزاری است؛ یعنی جزو استایل و شخصیت آن فرد است. به قولی یک تصویر ابزاری است، که تقریباً هر ساعتی را به یک ساعت ابزاری تبدیل میکند، چون فرقی ندارد که یا یک ساعت کلاسیک بسته باشید یا یک ساعت غواصی گنده، یعنی دارید ابراز وجود میکنید.
مبادا خشم ساعتدوستان جنگطلب را برانگیزم، ولی حرفهایی که زدم جز مزاح نبودند. اما حقیقت امر این است که ما اجتماع مشتاق روی مارکها حساس میشویم و تحکم میکنیم که کِی و کجا ساعتهایی خاص مناسب هستند. این ساعت توی جعبهای قرار میگیرد و آن ساعت توی جعبۀ دیگر و خدا به آن بیچارهای رحم کند که بخواهد اوضاع را کمی تغییر دهد.
بعضی از افراد حساس و وسواسی اصرار دارند که ساعتهای غواصی آهنی گرانبها (مثلاً سابمارینر زرد طلایی) بهخاطر طراحی غیرابزاریشان بیشک در پیشگاه خداوند شنیع هستند. بعد افرادی هستند که اصرار دارند فقط باید ساعتهای ساده که صرفاً زمان را نشان میدهند و اندازهشان استاندارد است به همراه یک کت پوشید. بعضیها میگویند که کراوات مشکی اصلاً با ساعت جور نیست. چه ضایع.
بیخیالش. من اینجا هستم تا بگویم ذهنتان را آزاد کنید، بعد مچ دستتان همراهی خواهد کرد.
ما اگر فقط این اجازه را داشتیم تا در مواقع خاص ساعتهای مشخص میانداختیم، در قامت یک جامعه کجا ایستاده بودیم؟ آیا یک ساعت قدیمی تَنک یا کالاتْراوا فقط برای یک مراسم اُپرا مناسب هستند؟ شاید برای بعضیها مناسب باشند، ولی من بدون لحظهای تردید یک ساعت شَنل جِی 12 میاندازم و یک دست کتوشلوار مشکی هم قطعاً میپوشم.

یک سوپراستار موسیقی چطور؟ آیا یک دِیتوناِ رنگینکمانی یا یک رویال اُوکِ یخی انتخاب درستی است؟ یک نفر باید اینها را به جِیزی وقتی با ساعت پتک فیلیپ نایابش بیرون میآید، یا وقتی تایلر دِ کرییِتر وقتی روی سِن میآید و کارتیِر دستش است، بگوید. حالا بگویید چه شده؟ چیزهایی که شما ترجیح میدهید، ترجیح بقیه نیستند. اگر به جواهرآلات علاقهای ندارید خب نیندازید، ولی اگر کسی از آنها خوشش میآید بگذارید لذتش را ببرد.
حرف من این است که ما کی باشیم که به کسی بگوییم کِی و کجا درست است که نوع خاصی از ساعت را بیندازد؟ در سالهای گذشته رؤیای انداختن دِیتجاست یا ریوِرسو را در اماکن معمولی نداشتیم، ولی باید بگویم که جفت اینها با شلوارهای جین و تیشرت محشر هستند. و جیمز باند شاید یکی دو جمله داشته باشد تا به خودشیفتههایی که قبلاً حرفشان را زدم، درمورد سِتکردن کتوشلوار ساویل رو با امگا سیمستر، بگوید. جیشاک با کتوشلوار رسمی؟ حالا شد یک چیزی!
اینقدر کوتهفکر نباشید. تعصبهایتان را شل کنید. وقتی دیگر به ساعتی که میاندازید اهمیت ندهید، بیشتر کِیف خواهید کرد. همان چیزی را که با آن راحت هستید، دست کنید. به همین خاطر است که تکرار میکنم هر ساعت یک ساعت ابزاری است، اگر سخت تلاش کنید و به خودتان باور داشته باشید.

