اگر تگ هویر یک ساعت فرمول 1 نوستالژیک دوباره عرضه میکرد، چه میشد؟


به قسمت دیگری از مجموعه “چه میشد اگر…” خوش آمدید، جایی که به واقعیتهای جایگزین در صنعت ساعتسازی در یک جهان موازی میاندیشیم. برای این قسمت، نگاهی به مدل فرمول 1 تگ هویر (TAG Heuer Formula 1) میاندازیم؛ بخشی افسانهای از تاریخ ساعتسازی که نه به خاطر جایگاه والایش، بلکه به دلیل جذابیت سرگرمکننده خود حتی برای افرادی که ساعتباز نیستند، شهرت دارد.
همکاری سوآچ (Swatch) و امگا (Omega) در قالب “مونسوآچ” (MoonSwatch) ثابت کرد که برندها هنوز هم میتوانند تأثیر گستردهای بر فرهنگ عامه بگذارند. پس چه چیزی مانع تگ هویر از داشتن لحظهای مشابه با بازسازی نوستالژیک مدل فرمول 1 خود میشود؟

من از سنین پایین، از زمان پیدایش تگ هویر در دهه 1980، تحت تأثیر این برند قرار گرفتم. من هیچ اطلاعی از تاریخچه طولانی و پربار هویِر (Heuer)، که پر از مدلهای کاررا، موناکو، و اوتاویا بود و تاریخچه موتوراسپرت مرتبط با آنها نداشتم. من این برند را تنها به عنوان برندی میشناختم که ساعتهای غواصی مدرن با رنگهای جسورانه دوران “نیو ویو” (New Wave) تولید میکرد.

وقتی مدل اصلی فرمول 1 در سال 1986 به بازار آمد، دقیقاً در زمان مناسب بود. سوآچ قبلاً با ساعتهای پلاستیکی رنگارنگ و ارزانقیمت خود، ساعتها را دوباره جذاب کرده بود؛ آنقدر ارزان که جوانان میتوانستند بیش از یکی از آنها را بخرند (و همه را جمعآوری کنند!). تگ هویر رویکردی مشابه داشت، اما مدل فرمول 1 مسابقهای را ساخت؛ ساعتی که واقعاً میتوانست در برابر استفادههای سخت مقاومت کند.
قاب 34 میلیمتری این ساعت از فایبرگلاس رنگی بر روی هسته فولادی ساخته شده بود و 200 متر مقاومت در برابر آب و یک بند لاستیکی هماهنگ داشت.

لازم نبود برای یک روز در ساحل یا هنگام دوچرخهسواری با BMX، ساعت خود را درآورید. این یک ساعت مچی اصل و واقعی بود، اما مستقیماً نسل MTV را هدف قرار داده بود، نه افراد مسنتر و سنتی با مرسدسهای S-Class و ساعتهای Day-Date طلاییشان. فرمول 1 اصلی در آن زمان یک موفقیت بزرگ بود؛ منظورم این است که واقعاً همه جا دیده میشد.

با گذشت زمان، این خط تولید گسترش یافت و شامل طیفی از رنگها، کرونوگرافها، نسخههای کوچکتر زنانه و حتی نسخههای فولادی با بندهای سبک جوبیلی شد.

در اواخر دهه 1990، تگ هویر با زمان پیش رفت، همانطور که ساعتها از نظر اندازه (و قیمت) بزرگتر شدند، تا جایی که فرمول 1 شیکتر، جدیتر و “بزرگسالانهتر” شد. این مدل هنوز هم مدل پایه آنها بود، اما برند به آرامی به سمت بازار لوکستر حرکت میکرد.
اگر به تگ هویر امروزی نگاه کنیم، تقریباً تمام مدلهای بازسازی شده فعلی آنها بر اساس کلاسیکهای قبل از دوران “تگ” هستند. به نظر میرسد توجه زیادی به طراحیهای جسورانه اولیه تگ هویر نشده است، و این مایه شرمساری است.
رویکرد اصلی برای کاتالوگ کنونی این است که عناصر طراحی را از افسانههای پیشین هویِر الهام بگیرند و آنها را در قطعات بزرگتر و مدرنتر، با چند استثنای قابل توجه، ادغام کنند.

اما اگر تگ هویر یک نسخه وفادارتر از فرمول 1 اصلی را دوباره عرضه میکرد، چه میشد؟ اگر ظاهر را به درستی طراحی کنند، تصور میکنم میتوانند هر تعداد که تولید کنند، بفروشند. همانطور که بسیاری پیشنهاد دادهاند، آنها میتوانستند یک نسخه سبکوزن پلاستیکی کوارتز (مانند مونسوآچ) با قیمتی حدود 300 دلار بسازند، اما چرا با چیزی که اساساً یک اسباببازی است، کار را نیمهتمام بگذارند؟
من مدتهاست که (یا بهتر بگویم، مانند کسی که در بیابان فریاد میزند) برای تکامل مفهوم اصلی، از زمانی که تگ، فرمول 1 را به 41 میلیمتر (و بالاتر) رساند و قابهای رنگی را به نفع تمام فولاد ضدزنگ کنار گذاشت، لابی کردهام.

اشتباه نکنید، این یک ساعت زیبا است، اما همان حس سرگرمکننده و بیخیالی نسخه اصلی را ندارد. این ساعت بالغتر، کارآمدتر و محافظهکارتر شده است، و فکر میکنم دنیای ساعت گاهی اوقات به کمی انرژی جوان و بیپروا نیاز دارد.

بازسازی دقیق و یک به یک فرمول 1 اصلی احتمالاً غیرممکن است. بزرگترین مشکل در استفاده از مدل قدیمی، اندازه آن است: قطر 34 میلیمتری بسیار کوچک است. روی مچ یک نوجوان عالی به نظر میرسد، اما برای یک فرد میانسال از نسل X چندان مناسب نیست.
پس برنامهی ما این است: مدل نسل اول با قاب فایبرگلاس رنگی و فولادی کوچک را با یک قاب 38 میلیمتری از فیبر کربن رنگی بزرگتر کنیم، در حالی که فرمهای اصلی را حفظ کنیم. همچنین 200 متر مقاومت در برابر آب، یک کریستال یاقوت کبود تخت، یک بزل فولادی DLC رنگی، یک بند لاستیکی ولکانیزه با کیفیت، و شاید حتی یک موتور کوارتز خورشیدی مانند آنچه در Aquaracer Solargraph استفاده میشود، به آن اضافه کنیم.

اگر قیمت آن 999 دلار یا کمتر باشد، فروش فوقالعادهای خواهد داشت و به تگ هویر اعتبار فوری میبخشد. این ارزانترین مدل در خط تولید تگ هویر خواهد بود و اگرچه ممکن است برای این برند غیرمنطقی به نظر برسد که به چنین نقطه قیمتی برسد، کافی است از گروه سوآچ بپرسید که حجم فروش چه تأثیری بر سود نهایی آنها دارد.

من اولین عرضه را با ترکیب رنگهای نسل اول انجام میدهم: قرمز، سفید و مشکی اتومبیلهای تیم قدیمی مکلارن، قرمز و سبز لانچیاهای آلیتالیا، و نسخه تمام مشکی با رنگ قرمز در حلقه نشانگر دقیقه. پس از عرضه اولیه، به مرور زمان یک انتخاب گستردهتر از رنگها را معرفی میکنم، زیرا تعداد زیادی در کاتالوگهای قبلی وجود دارد که میتوان از بین آنها انتخاب کرد.
و فقط به فرصتهای بیپایان برای نسخههای ویژه فکر کنید: یک نسخه تیم ردبول با قاب آبی تیره چطور؟ یا مدلهای سوپر ماریو؟ هیچ محدودیتی وجود ندارد و درآمد تقریباً خودبهخود حاصل میشود.

با توجه به اندازه گروه LVMH و صرفهجوییهای ناشی از مقیاس که میتوان از آنها بهره برد، هیچ شکی ندارم که آنها میتوانند به آن نقطه قیمتی دست یابند. حتی میتوان آن را با قیمتی بسیار کمتر نیز تولید کرد. شرکتها همیشه محصولات با سود کم را برای جذب مشتریان عرضه میکنند، اما یک فرمول 1 بازسازی شده قطعاً میتواند سودآور باشد. اگر چیزی به نام محصول “هاله معکوس” وجود داشته باشد، این همان است.
به عنوان یک امتیاز اضافی، تگ هویر بالاخره میتواند برندی باشد که ساعتهای فیبر کربن را به طور گستردهای معرفی میکند و این ماده خاص را به مخاطبان انبوه میرساند. فقط هر کاری که میکنید، یک اسباببازی پلاستیکی نسازید که با کوچکترین ضربه بشکند. یک ساعت مچی اصل و واقعی به ما بدهید که بداند چگونه خوش بگذراند، درست مثل همان کاری که در سال 1986، زمانی که تگ هویر تازه کار خود را آغاز کرده بود، انجام دادید.
امیدواریم این مطلب برای شما مفید بوده باشد. برای مشاهده و بررسی جدیدترین مدلهای ساعت مچی اصل، شما را به بازدید از مجموعه بینظیر ما در فروشگاه اینترنتی اشرافی دعوت میکنیم. برای یک انتخاب هوشمندانه و دریافت مشاوره فوری، دستیار هوشمند اشرافی همیشه آماده پاسخگویی به سوالات شماست.


















