بازگشت خیرهکننده صفحه ساعت سنگی چشم ببر: زیبایی اصیل در ساعتهای مچی با طیف قیمتی متنوع


سالهاست که رسانههای تخصصی ساعت، از بازگشت ساعتهای کوچکتر به اوج مد صحبت میکنند و هر کسی که به دنبال ساعتی با قاب بزرگتر از ۴۰ میلیمتر باشد را دیوانه میپندارند. در حالی که این گزاره تا حدی درست است، اما روند دیگری که اخیراً به طور غیرقابل انکاری رو به افزایش بوده، استفاده بیشتر از صفحههای ساعت از جنس سنگهای نیمه قیمتی است.
استفاده از این سنگهای بسیار رنگارنگ، تزئینی و اغلب شکننده که در دهههای ۶۰ و ۷۰ میلادی توسط پیاژه به شهرت رسید و برخی معتقدند توسط این برند به کمال رسید، دوباره به صنعت ساعتسازی بازگشته است. این بازگشت از خلاقانهترین مسیر ممکن اتفاق افتاده است: از طریق برندهای نوپا و جوان (میکروبرندها) که سرشار از خلاقیت هستند و محدودیتهای سهامداران را ندارند.

اما در اینجا میخواهم به یک سنگ خاص تمرکز کنم: سنگ چشم ببر. این سنگ از نظر فنی یک کانی متعلق به خانواده کوارتز است که عمدتاً از سیلیس تشکیل شده و رگههای طلایی-قهوهای خود را از وجود کانی آهن به نام لیمونیت میگیرد. گرچه نمیتوانم اولین استفاده از سنگ چشم ببر در ساعت را مشخص کنم، اما با اطمینان میتوانم بگویم که برخی از بهترین کاربردهای آن از برندهای پیاژه و رولکس بودهاند.
ساعتهای کلاسیک پیاژه که این سنگ را روی صفحه و حتی تا لبه قاب خود دارند، نشان میدهند که طراحان و جواهرسازان این خانه تا چه حد میتوانند خلاق باشند. در همین حال، ساعت رولکس دیتجاست با رفرنس ۱۶۰۱ با صفحه چشم ببر یک اثر خیرهکننده و بینظیر است.

اما آنچه مرا به صحبت درباره استفاده از این سنگ در حال حاضر ترغیب کرد، عرضه اخیر برند دنیسون بود و اینکه چطور بلافاصله من را به یاد نسخه چشم ببری ساعت برنرون میراژ انداخت. هر دوی این ساعتهای مچی کلاسیک با طراحی خاص از این موج جدید برندهایی میآیند که از نظر خلاقیت و انرژی جوانانه، پیشرو در صنعت هستند. آنها همچنین از ذهن دو تن از پرکارترین طراحان امروز، یعنی سیلوین برنرون و امانوئل گیت، نشات میگیرند. اما تفاوت اصلی که این دو را از هم جدا میکند، قیمت آنهاست.

ابتدا به ساعتی بپردازیم که زودتر عرضه شد: برنرون میراژ ۳۴. پس از عرضه، به سرعت نایاب شد و تقریباً بلافاصله به فروش رفت و بسیاری برای دستیابی به آن سر و دست میشکستند. شکل نامنظم قاب آن به نظر میرسید که تناسبات بینقصی دارد، با شباهتی به ساعت کارتیه کراش، اما با تفاوتهای کافی که مقایسه را بدون اتهام کپی بودن ممکن میساخت. در داخل این قاب با شکل خاص، موتوری قرار گرفته که کاملاً با آن هماهنگ است: کالیبر ۲۱۵ این ساعت را صرفاً به دلیل سازگاریاش با بقیه اجزای ساعت، بالاتر از بسیاری از قطعات با شکل خاص دیگر قرار میدهد.

اما ما اینجا هستیم تا درباره صفحه ساعت صحبت کنیم. برنرون در این قسمت نیز کوتاهی نکرده و از یک برش ضخیمتر از سنگ چشم ببر نسبت به آنچه معمولاً در ساعتها میبینید، استفاده کرده است. این نه تنها باعث کاهش شکنندگی آن میشود، بلکه به برند اجازه میدهد تا شمارنده کوچک ثانیه را در آن حک کند و بدون تغییر الگوی سنگی، عمق بیشتری به آن ببخشد. با در نظر گرفتن همه اینها، به همراه کمیاب بودن ساعت، منطقی است که برنرون برای آن ۴۸,۰۰۰ فرانک سوئیس درخواست کند. این ساعت شاید برای بسیاری از ما قابل دستیابی نباشد، اما واضح است که پول شما صرف چه چیزی میشود.

سپس به نمونهای بسیار در دسترستر از ساعت با صفحه چشم ببر میرسیم. مجموعه جدید دنیسون شامل تعدادی صفحه سنگی است، اما این صفحه چشم ببر بود که بلافاصله توجه من را به خود جلب کرد. شکل قاب کوسنی، یک قاب بیعیب و نقص در اطراف سنگ ایجاد میکند و صفحه تقریباً از تمام علائم خالی است، به جز نشان کوچک و محتاطانه دنیسون در موقعیت ساعت ۴:۳۰. این ساعت واقعاً بر استفاده حداکثری از زیبایی طبیعی و منحصربهفردی صفحههای سنگی خود متمرکز است.
این ساعت از یک موتور کوارتز روندا (Ronda) استفاده میکند و خود قاب آن از فولاد ضد زنگ با آبکاری طلای PVD برای هماهنگی با رنگ سنگ ساخته شده است. اما تمام اینها تنها به حفظ قیمت این ساعت در حد ۵۴۳ پوند استرلینگ کمک میکند، که کاملاً در انتهای دیگر طیف قیمتی میراژ قرار دارد، اما میتوان استدلال کرد که هر دو اثر مشابهی ایجاد میکنند. هر دو یک زیباییشناسی وینتج را تداعی میکنند که همان حس یک پیاژه کلاسیک را با رنگهای گرم و شورشی خاصی که سنگ چشم ببر به ارمغان میآورد، ارائه میدهند.

اما اینها برای صنعت ساعتسازی به چه معناست؟ در مقیاس بزرگ، اهمیت چندانی ندارد. این ساعتها وارد جریان اصلی برندهای بزرگ نمیشوند؛ به اندازه کافی نمیفروشند که بازار را دچار تحول کنند؛ و بیشتر در حوزه تخصصی خودشان باقی میمانند. با این حال، برای کسانی که این موضوعات را از نزدیک دنبال میکنند، نشانهای است از اینکه خلاقترین ذهنها در صنعت ما شروع به روی آوردن به نمونههای رنگارنگتر و خاصتر از گذشته کردهاند.
این بدان معناست که ممکن است در آینده شاهد گزینههای خلاقانهتری از این تولیدکنندگان باشیم، زیرا آنها به دنبال توسعه بیشتر ایدههای خود و یافتن الهامهای جدید هستند. من قطعاً شکایتی نخواهم داشت اگر ببینیم که با ورود این دو برند به بازار، سنگ چشم ببر بیشتر در ساعتها استفاده میشود.
اما وقتی این دو ساعت را در کنار هم مقایسه میکنیم، نشان میدهد که این سنگ نیازی به محدود شدن به ردههای بالای صنعت ندارد. راههایی برای دسترسپذیر کردن آن برای مخاطبان گستردهتر، بدون از دست دادن ظرافتش وجود دارد. وقتی برندهایی مانند بالتیک به طور جدی وارد بخش صفحههای سنگی میشوند، نشان میدهد که استقبال از این سبک احتمالاً بسیار سریعتر و گستردهتر از آن چیزی خواهد بود که در ابتدا پیشبینی میکردیم.
امیدواریم این مطلب برای شما مفید بوده باشد. برای مشاهده و بررسی جدیدترین مدلهای ساعتهای مچی اصیل و صفحه سنگی، شما را به بازدید از مجموعه بینظیر ما در فروشگاه اینترنتی اشرافی دعوت میکنیم. برای یک انتخاب هوشمندانه و دریافت مشاوره فوری، دستیار هوشمند اشرافی همیشه آماده پاسخگویی به سوالات شماست.

