نگاهی به سلیقه منحصر به فرد کلکسیونرهای ساعت مچی در ژاپن
روز جمعه، ۲۲ نوامبر ۲۰۲۴، در هنگکنگ، خانه حراج فیلیپس (Phillips) رویدادی بیسابقه برگزار کرد. در برج WKCDA، واقع در منطقه فرهنگی و هنری وست کولون (West Kowloon Cultural District) که توسط شرکت فاستر و همکاران طراحی شده و فاصله کمی تا تسیم شا تسویی (Tsim Sha Tsui) دارد، فیلیپس حراجی را به طور اختصاصی به یک کشور – ژاپن – اختصاص داد.
توماس پرازی (Thomas Perazzi)، معاون رئیس و مدیر بخش ساعت آسیا در فیلیپس، توضیح میدهد: «ما میخواستیم به این بازار ادای احترام کنیم. کلکسیونرهای ژاپنی از دهه ۱۹۸۰ فعال بودهاند و در کنار ایتالیاییها، پیشگام جمعآوری ساعتهای مچی نادر، مهم و با کیفیت استثنایی محسوب میشوند.»

اقلام حراجی، نمای کاملی از وضعیت کنونی بازار ساعت ژاپن، هم از نظر برندهای محبوب سوئیسی و هم از نظر صحنه رو به رشد ساعتسازان مستقل ارائه دادند. در سالهای اخیر، برخی از استعدادترین و هیجانانگیزترین ساعتسازان ژاپنی، مانند هاجیمه آسائوکا (Hajime Asaoka) و ماساهیرو کیکونو (Masahiro Kikuno) – مردی که به دلیل نبوغش، با مطالعه کتاب “ساعتسازی” نوشته جورج دانیلز و ترجمه آن به ژاپنی، خود به تنهایی ساعتسازی را آموخت – هم در داخل کشور و هم در سطح جهانی طرفداران زیادی پیدا کردهاند. ساعتهای این دو ساعتساز در کنار رولکسها، پتک فیلیپها و امگاها، و همچنین برندهای شناخته شده ژاپنی مانند گرند سیکو (Grand Seiko) و کردور (Credor) قرار گرفتند که تنوع سلیقه کلکسیونرهای ژاپنی را به وضوح نشان میداد.
پییر-ایو دانزه (Pierre-Yves Donzé)، استاد تاریخ کسبوکار در دانشکده اقتصاد دانشگاه اوزاکا، میگوید: «کلکسیونرهای ساعت ژاپنی نسبت به داستان برندها حساسیت کمتری دارند.» دانزه متخصص تاریخ و توسعه رقابت جهانی در کسبوکارها، به ویژه کالاهای لوکس است. او که متولد سوئیس است، کتابهایی در مورد صنعت ساعتسازی در سوئیس و ژاپن و همچنین مقالاتی در مورد همافزایی بین این دو کشور نوشته است.
او ادامه میدهد: «بیشتر آنها واقعاً اهمیتی به داستان برند نمیدهند. آنها روی محصول و ویژگیهای فنی آن تمرکز میکنند. گاهی اوقات، کلکسیونرها ویژگیهای فنی ساعتها را بهتر از مدیران عامل میدانند! در ژاپن، ما احتمالاً بهترین مجله ساعت جهان را داریم که کاملاً به محصولات اختصاص دارد: کرونوس ژاپن (Chronos Japan). این مجله هیچ چیز در مورد داستانسرایی ندارد. تمام تمرکز آن بر روی محصولات است.»

این نگرش همیشه بر کلکسیونرهای ژاپنی تأثیرگذار بوده است. در اواخر دهه ۱۹۸۰ و اوایل دهه ۱۹۹۰، رونق کلکسیونداری توسط یک گروه سه نفره از دلالان رهبری میشد. این افراد شامل توموکازو کاواسه (Tomokazu Kawase)، بنیانگذار خردهفروشی ساعتهای قدیمی «کارِسه» (Carese)؛ نائوتو ناکایاما (Naoto Nakayama)، بنیانگذار «جک رود» (Jack Road)، فروشگاه افسانهای ساعتهای قدیمی در ناکانو سیتی توکیو؛ و توشیو ماسویی (Toshio Masui)، دلال کمتر شناختهشدهای که کار خود را با خرید ساعتهای مربعی روکش طلا از برندهایی مانند بولوا (Bulova) آغاز کرد. این ساعتها در اوایل دهه ۱۹۸۰ که او در ایالات متحده زندگی میکرد، به وفور در بازارهای دستفروشی آمریکا یافت میشدند و پس از بازگشت به ژاپن، آنها را میفروخت.
آنها از طریق سفرهای خود در ایالات متحده برای خرید ساعت و فروش آنها در بازار ژاپن، نگرش فعلی کلکسیونرها را شکل دادند که بر مهارت مکانیکی بیش از هر چیز دیگری ارج مینهد. دلیل محبوبیت برندهایی مانند رولکس، پتک فیلیپ و امگا این بود که کلکسیونرهای ژاپنی، برخلاف همتایان آمریکایی خود، ساعتهایی را که میخریدند به عنوان ابزارهای کاربردی میدیدند. آنها به سابقه یا داستان پشت ساعت اهمیت نمیدادند؛ آنها ساعتی را روی مچ دست خود میخواستند که کار کند. اگر کار نمیکرد، از شکایت کردن ابایی نداشتند و به همین دلیل، خردهفروشان ژاپنی جزو اولین کسانی بودند که برای ساعتهای قدیمی ضمانتنامه ارائه دادند.
عامل دیگری در رونق کلکسیونداری اواخر دهه ۸۰، پول بود. دانزه توضیح میدهد: «این دوره با افزایش سرسامآور ارزش ین مشخص شد. ژاپنیها شروع به جمعآوری ساعتهای مکانیکی کردند و هرگز متوقف نشدند.» فروپاشی این حباب نیز تأثیر قابل توجهی بر سلیقه ژاپنیها در مورد ساعتها داشت. از سال ۱۹۹۱ تا ۲۰۰۲، ژاپن دورهای را تجربه کرد که به “دهه از دست رفته” معروف شد. اقتصاد ژاپن پس از جنگ جهانی دوم به سرعت رشد کرد و در دهه ۱۹۸۰ با بالاترین سرانه تولید ناخالص ملی در جهان به اوج خود رسید. سپس همه چیز در نتیجه افزایش نرخ بهره در پاسخ به حباب در حال ترکیدن، سقوط بازار سهام و بحران بدهیهای متعاقب آن، دچار مشکل شد. جالب اینجاست که در این دوره، پسانداز خانوارها افزایش یافت، اما مردم در مورد هزینههای خود محتاط ماندند.
اگر خریدی هم صورت میگرفت، از نوع محتاطانه بود. این به معنای کنار گذاشتن برندهای شناخته شده مانند رولکس و پتک فیلیپ و روی آوردن به ساعتسازان مستقل بود. و نه فقط هر ساعتساز مستقل سوئیسی؛ منظور بهترینها بود – امثال فیلیپ دوفور (Philippe Dufour) و اف.پی. ژورن (F.P. Journe). فیلیپ دوفور در سال ۲۰۰۰، سبک خاص خود را برای پرداخت بریج (پلهای مکانیکی) با تیم استودیوی هنرمندان کوچک گرند سیکو (Grand Seiko’s Micro Artist Studio) به اشتراک گذاشت. این استودیو که در همان مجموعه استودیوی ساعت شینشو (Shinshu Watch Studio) قرار دارد، میزبان حدود ده ساعتساز است که از بهترینهای ژاپن محسوب میشوند و پیچیدهترین ساعتهای شرکت، مانند «کردور سونری» (Credor Sonnerie) و «مینت ریپیتر» (Minute Repeater) در آنجا ساخته میشوند. جای تعجب نیست که عکس دوفور با افتخار بر دیوار آنجا نصب شده است. او حتی در یک مانگا به نام «توکئی نو هیمیتسو» (Tokei No Himitsu) به معنای “راز ساعتها” جاودانه شد. از سوی دیگر، ژورن اولین بوتیک خود را در سال ۲۰۰۳ در توکیو افتتاح کرد. پرازی توضیح میدهد: «ژاپنیها ساعتهای این نامها را دوست دارند زیرا آنها پیوسته در تلاش برای نوآوری در ساعتسازی کلاسیک هستند.»

همین ساعتسازان مستقل نیز استعدادهای داخلی را تشویق کردند و الهامبخش تغییری در درک کلکسیونرهای ساعت شدند. ماساهیرو کیکونو، جوانترین عضو آکادمی ساعتسازان مستقل (AHCI)، توضیح میدهد: «در گذشته، ساعتهای ژاپنی لوکس تلقی نمیشدند، اما در حدود یک دهه اخیر، ساعتهای لوکس مستقل ظهور کردهاند و کارخانههای بزرگ ژاپنی نیز شروع به تمرکز بر روی ساعتهای لوکس کردهاند.» علاوه بر ترجمه کتاب دانیلز برای یادگیری ساعتسازی، در سال ۲۰۱۱، او اولین کسی بود که نسخهای مچی از ساعت ژاپنی “وا-دوکئی” (wadokei) را با دست ساخت. تا سال ۱۸۷۲، زمانی که امپراتور میجی تقویمهای قمری را کنار گذاشت، ساعتهای ژاپنی از روشهای سنتی زمانسنجی استفاده میکردند که مستلزم استفاده از واحدهای زمانی نابرابر بود: شش واحد روزانه از طلوع تا غروب خورشید محلی و شش واحد شبانه از غروب تا طلوع خورشید. به این ترتیب، زمانسنجهای ژاپنی با فصول تغییر میکردند؛ ساعات روشنایی روز در تابستان طولانیتر و در زمستان کوتاهتر بود و ساعات شب برعکس آن. کیکونو تصمیم گرفت آن را به حداقل برساند.
او تنها استعداد ژاپنی نیست که شهرت جهانی کسب کرده است. حاجیمه آسائوکا، یکی دیگر از اعضای AHCI، نیز اخیراً برند تاکانو (Takano) را احیا کرده و همچنین مسئولیت کورونو (Kurono) را بر عهده دارد؛ دو برند با قیمتهای مناسبتر که او با همکاری جیرو کاتایاما (Jiro Katayama) از اوتسوکا لوتک (Otsuka Lotec)، دیگر ساعتساز مستقل، روی آنها کار میکند. کاتایاما، از سوی دیگر، طرحهایی الهام گرفته از ابزارها و گیجهای داشبورد خودرو میسازد و اگر نتایج حراجی را ملاک قرار دهیم، کلکسیونرها به تولیدات آنها توجه میکنند.
وقتی از کاز فوجیموتو (Kaz Fujimoto)، مشاور ارشد فیلیپس واچز، در مورد اقلام نمایشگاه TOKI، به عنوان یک نمای کلی از سلیقه فعلی بازار ژاپن در ساعتها پرسیده شد، او گفت: «رولکس قطعاً هنوز محبوبترین برند است و پس از آن پتک فیلیپ قرار دارد. کارتیه با سبک وینتج و کلاسیک مدرن نیز در حال محبوب شدن است. با این حال، بسیاری از جوانان در حال ورود به بازار هستند و سلیقهها متنوعتر میشوند. قبلاً، کلکسیونرها بیشتر به موتور و تاریخچه اهمیت میدادند، اما امروز، طراحی مهمترین عنصر است. من فکر میکنم به همین دلیل است که ساعتسازان مستقل (هم سوئیسی و هم ژاپنی) در حال محبوب شدن هستند.»

نتایج حراجی نیز قطعاً تصویری مشابه را نشان میدهد. لات ۱۰۷، یک ساعت مدل No. 6 Shinonome از اوتسوکا لوتک که مخصوص حراجی ساخته شده بود، با تخمین تقریبی ۲۰۰۰ تا ۵۸۰۰ دلار آمریکا، به قیمت ۶۸۵۰۰ دلار آمریکا فروخته شد. یک مدل معمولی No. 6 با همان تخمین، به قیمت ۶۰۰۰۰ دلار آمریکا به فروش رسید. ساعت SO ماساهیرو کیکونو، با قاب برنز آلومینیومی، نمایشگر ماه و نقشه آسمان، از تخمین ۶۵۰ تا ۲۳۰۰ دلار آمریکا، به قیمت ۱۱۱۰۰۰ دلار آمریکا رسید. توربیلون ۲۰۱۲ او نیز از تخمین ۲۵۷۰۰ تا ۵۱۵۰۰ دلار آمریکا، به قیمت ۲۳۰۰۰۰ دلار آمریکا فروخته شد.
این بدان معنا نیست که برندهای بزرگ عملکرد خوبی نداشتند، اما تفاوت بین قیمت تخمینی و قیمت فروش، یکسان نبود. به عنوان مثال، یک ساعت Rare Handcrafts Calatrava رفرانس ۵۰۷۷P پتک فیلیپ، با قاب پلاتین و صفحه میناکاری شده با طرح کیمونو – فیلیپس معتقد است که تنها چهار عدد از آن ساخته شده است. این ساعت با رزرو ۷۶۹۰۰ تا ۱۲۸۰۰۰ دلار آمریکا، به قیمت ۹۰۰۰۰ دلار آمریکا فروخته شد. حتی راجر اسمیت نیز تنها عملکرد متوسطی داشت و سری ۲ ویرایش سوم خود را به قیمت ۴۴۱۰۰۰ دلار آمریکا فروخت – اما تخمین حداکثر آن ۶۰۳۰۰۰ دلار آمریکا بود، به این معنی که با قیمتی کمتر از سری ۱ که در روز ساعتسازان بریتانیایی در ماه مارس به حراج گذاشته شد، به فروش رسید. البته، میتوان نتایج حراجی را به گونهای دستکاری کرد که با یک روایت خاص مطابقت داشته باشد، و هیچ نشانهای وجود ندارد که علاقه به پتک فیلیپ و رولکس در حال کاهش است؛ فقط مشاهده علاقه به ساعتسازان مستقل داخلی جالب است. دانزه معتقد است که این موضوع به دیگر تأکید کلکسیونرهای ژاپنی بازمیگردد، که بر مهارت فنی، به جای یک داستان خوب، تمرکز دارد.
او میگوید: «علاقهای عمیق به مکانیک وجود دارد. فراموش نکنید که این کشور صنعت خودروسازی است. به ویژه مردان ژاپنی عاشق موتورهای مکانیکی هستند و آنها را جمعآوری میکنند. تأثیر ژاپنیها بر این بازار اکنون نه کمی، بلکه کیفی است. آنها بهتر از هر کس دیگری در مورد ساعتها میدانند. اگر آنها ساعتی را جمعآوری کنند، به این معنی است که ویژگیهای فنی آن عالی است.» همچنین ممکن است نسل جدیدی از کلکسیونرها در حال ظهور باشند که ساعتسازان مستقل را به برندهای تثبیت شده ترجیح میدهند. پرازی میگوید: «زمانی فکر میکردیم که صنعت ساعت در ژاپن از بین خواهد رفت، اما چنین نشده است. من اکنون کلکسیونرهایی را در دهه سوم زندگیشان میبینم که میخواهند جمعآوری ساعت را شروع کنند.»

این تمایل به برندهای جدید توسط فروشگاههای معتبری مانند شلمن (Shellman)، خردهفروشی نمادین ساعت در توکیو، نیز تسهیل میشود. شلمن ۵۰ سال پیش به عنوان یک فروشگاه ساعت عتیقه تأسیس شد و اکنون دارای سه شعبه در معتبرترین فروشگاههای بزرگ توکیو، از جمله میتسوکوچی گینزا (Mitsukoshi Ginza)، ایستن شینجوکو (Isetan Shinjuku) و فروشگاه اصلی نیهونباشی میتسوکوچی، و همچنین چهار فروشگاه ساعت عتیقه است. حدود ۲۵ سال پیش، این فروشگاه شروع به همکاری با برندهای مستقل کرد. شلمن با برندهایی مانند هابرینگ² (Habring²)، چاپک (Czapek)، آرمین استروم (Armin Strom)، و اخیراً رسنس (Ressence)، که یک برند پیشرو و آیندهنگر است، همکاری داشته است. رسنس با شرکت بوایسو (Buaisou)، مستقر در کامییتا-چو (Kamiita-cho) در استان توکوشیما (Tokushima)، نزدیک هونشو (Honshu)، همکاری کرد تا نخهای رنگ شده با هنر باستانی ژاپنیِ رنگرزی نیل را به نمایش بگذارد. نتیجه این همکاری، صفحهای است که گویی دریا زیر شیشه به دام افتاده است؛ دوختها تقلیدی از امواج بیقرار آن هستند.
از بسیاری جهات، این نمونه ساعتی است که به نظر میرسد کلکسیونرهای ژاپنی اکنون به دنبال آن هستند. مکانیسمهای رسنس شگفتانگیز هستند، صفحه آن زیبایی شناختی منحصر به فردی دارد و برند آن پر زرق و برق نیست – بلکه هوشمندانه و باوقار است. همانطور که به نظر میرسد چشمان ما به سمت ژاپن برگشته است، حس میشود که تأثیر ژاپن بر ساعتسازی، هم از جنبه عملی و هم از دیدگاه مصرفکننده، هر روز بیشتر و بیشتر میشود. آیا این به معنای بازگشت مکانیک به فهرست تحقیق و توسعه برندها، به جای تمرکز فعلی بر فرم به جای عملکرد خواهد بود؟ این موضوع باید دید. اگر نتایج حراجی TOKI چیزی را ثابت کند، آن است که ساعتسازان مستقل ممکن است آینده باشند.
امیدواریم این مطلب برای شما مفید بوده باشد. برای مشاهده و بررسی جدیدترین مدلهای ساعتهای مچی لوکس و اصل، شما را به بازدید از مجموعه بینظیر ما در فروشگاه اینترنتی اشرافی دعوت میکنیم. برای یک انتخاب هوشمندانه و دریافت مشاوره فوری، دستیار هوشمند اشرافی همیشه آماده پاسخگویی به سوالات شماست.