راهنمای جامع طراحی و فرم عقربههای ساعت


ما شیفتگان دنیای ساعت در اشرافی، دوست داریم با ریزترین و خاصترین جزئیات ساعتها ارتباطی نزدیک و صمیمی برقرار کنیم؛ و این موضوع شامل نامگذاری (یا لقب دادن) به هر قطعه و بخش کوچکی از یک ساعت هم میشود. فرقی نمیکند در حال صحبت در مورد انواع پتینه (زنگار) روی صفحه ساعتهای وینتیج باشیم یا نامهای مستعار و شناختهشده برای رفرنسهای خاص؛ واقعیت این است که مواجهه با این اصطلاحاتِ تخصصی بدون داشتن آشنایی قبلی، میتواند کمی گیجکننده باشد. همین موضوع دقیقاً در مورد «عقربههای ساعت» هم صدق میکند. مطمئنم که تا به حال نام عقربهها (یا اعداد) «برگوئه» به گوشتان خورده است، یا متوجه شدهاید که برخی از برندها تمایل دارند در طراحی ساعت از یک سبک عقربه خاص، بیشتر از بقیه فرمها استفاده کنند. ما در بلاگ فروشگاه اشرافی امیدواریم با این نشانههای بصری و توضیحات کوتاه، چراغ راهی برای شما باشیم تا تمام راز و رمزهای مربوط به عقربههای ساعت را برایتان روشن کنیم.
برای پایان دادن به این مقدمه باید بگوییم که این لیست شامل سبکهای انحصاری و مختص به برندهای خاص نمیشود؛ یعنی طراحیهایی که فوراً با دیدنشان به یاد برندهایی مثل اف. پی. ژورن (F.P. Journe) یا پیتر اسپیک (Peter Speake) میافتیم در اینجا آورده نشدهاند. اگر مدل خاصی از قلم افتاده، حتماً در بخش نظرات ما را مطلع کنید!
آلفا (Alpha)

بر اساس ترتیب الفبای انگلیسی، کارمان را با عقربه مدل «آلفا» شروع میکنیم و چه مثالی برازندهتر از ساعت A. Lange & Söhne Datograph برای این مورد. ممکن است شنیده باشید که به این سبک «لَنس» (lance)، «لَنسِت» (lancet) یا حتی گاهی «نیزه» (spear) هم میگویند؛ هرچند مورد آخر (نیزه) خودش یک دستهبندی مجزا دارد که در ادامه به آن خواهم پرداخت. عقربه آلفا را میتوانید از فرم آن که شبیه به یک مثلث متساویالساقینِ باریکشونده است و نقطه اتصال بسیار ظریفش به پینیون (محور مرکزی)، تشخیص دهید.
پیکانی یا اِرو (Arrow)

سبک عقربههای پیکانی تقریباً از نامشان پیداست و نیازی به توضیح ندارند. این نام به سبکی اشاره دارد که حداقل یکی از عقربهها ظاهری شبیه به تیر یا پیکان دارد. اگر بخواهم کمی مته به خشخاش بگذارم، عقربه دقیقهشمار امگا اسپیدمستر ۵۷ (Omega Speedmaster ’57) از نظر فنی از نوع «دافین» (اسپویلر: در ادامه توضیح میدهیم) است؛ اما وقتی پای برند امگا در میان باشد، این سبک با نام «پیکان پهن» (Broad Arrow) در میان ساعتدوستان جا افتاده است که به مدلهای قدیمی اسپیدمستر اشاره دارد. البته فرم پیکانی لزوماً محدود به عقربه ساعتشمار نیست، زیرا خط تولید «آکوا ترا» (Aqua Terra) برند امگا، این کلیشه را برعکس کرده و از نوکِ پیکانی روی عقربههای دقیقهشمار خود استفاده میکند. یک نکته تخصصیِ جذاب: مدل اسپیدمستر ۵۷ از نظر فنی چهار سبک مختلف از عقربهها را با هم ترکیب کرده است. شما میتوانید نام همه آنها را حدس بزنید؟
باتونی یا استیک (Baton)

به عنوان یکی از سرراستترین و سادهترین سبکهای عقربه، مدلهای باتونی توسط برندهای فوقالعاده زیادی استفاده شدهاند. کلاسیکترین و بینقصترین اجرای آنها را میتوان در ساعتهایی مانند رولکس اویستر پرپچوال (Rolex Oyster Perpetual) یافت؛ جایی که این عقربهها با ایندکسهای (نشانگرهای) مستطیلیِ ساده جفت میشوند و اغلب با بخشهای مستطیلیشکلی از ماده شبتاب (Lume) همراه هستند.

با این حال، ممکن است ببینید که برخی افراد عقربههای پاتک فیلیپ ناتیلوس (Patek Philippe Nautilus) را از نوع باتونی توصیف میکنند، یا به عقربههای مستطیلی و پهنتر لقب «باتون» میدهند و در مقابل، عقربههای مستطیلیِ باریک (مانند مدل کالاتراوا) را «چوبی» یا «استیک» (Sticks) مینامند؛ با وجود اینکه کلمه “baton” در زبان فرانسوی دقیقاً به همان معنای “چوب” است. دانستن این تفاوتها اطلاعات عمومی شما را در دنیای ساعتها بالاتر میبرد.
برگوئه (Breguet)

همانطور که در مقدمه اشاره کردم، عقربههای برگوئه یکی از شناختهشدهترین عقربههای دنیا هستند. چوبهای باریکی که نزدیک به انتهایشان شکلهایی شبیه به هلال ماه دارند، و نوکهای کشیدهتر در منتهیالیه آنها، عقربههای برگوئه را به یکی از ظریفترین و کلاسیکترین فرمهای موجود تبدیل کرده است. اما چون این یک بحث تخصصی و اصطلاحشناسی است، طبیعتاً مترادفهایی هم برای این مدلها پیدا خواهید کرد. در این مورد خاص، عقربههای برگوئه با نام عقربههای «پومه» (pomme) یا در زبان ما «سیبی» نیز شناخته میشوند.
کلیسایی (Cathedral)

نگاهی سریع به دو مورد از محبوبترین فیلد واچهای (Field Watches) موجود در بازار امروز، یعنی همیلتون خاکی فیلد مورف (Hamilton Khaki Field Murph) و سیکو آلپینیست (Seiko Alpinist) بیندازید؛ میبینید که آنها از ست عقربههای تقریباً یکسانی استفاده میکنند. باز هم با ترکیبی از سبکها روبهرو هستیم، اما در حقیقت این طراحی عقربه ساعتشمار است که این نام متمایز را به این سبک بخشیده است. قالبهای نگهدارنده ماده شبتاب، ظاهری شبیه به شیشههای رنگی پنجرههای کلیسا به عقربه میدهند، در حالی که عقربه دقیقهشمار اغلب فرمی «سرنگی» به خود میگیرد (توضیح این یکی را هم در ادامه میخوانید).

با این حال، من به موارد دیگری از عقربههای کلیسایی نیز برخورد کردهام که بسیار شبیه به عقربههای ساعت لنگ اند هاین فریدریش (Lang & Heyne Friedrich) هستند. این سبک از عقربههای کلیسایی که بیشک یادآور ساعتهای جیبی روزگاران قدیم هستند، مرا به یاد نوک یک خودنویس قدیمی میاندازد که به یک میله متصل شده باشد.
دافین (Dauphine)

با اینکه سعی کردم در ارائه نظر خود راجع به سایر سبکها کاملاً بیطرف باشم، اما عقربههای دافین این کار را برایم غیرممکن میکنند! اگر نظر مرا بخواهید، این مدل با اختلاف بهترین سبک عقربه در تمام دنیای ساعتسازی است (لطفاً سر این موضوع با من بحث نکنید!). چیزی که ادعای من را ثابت میکند این واقعیت است که این سبک، صرفاً به دلیل تطبیقپذیری فوقالعادهاش، یکی از پرکاربردترین فرمهای بازار است و فرقی نمیکند روی چه نوع ساعتی قرار بگیرد. سطح پهن و مسطح این عقربهها، فضای زیادی را به برندها میدهد تا با هنرِ پرداخت و پولیشکاریِ خود بازی کنند. برند گرند سیکو (Grand Seiko) در این زمینه تبحر بینظیری دارد؛ کافیست به لبههای زاویهدار (پخخوره) و برنده مدل SBGY007 Omiwatari نگاه کنید. در مقابل برندهای دیگر ایجاد یک خطِ زاویه مرکزی را ترجیح میدهند که یک سمتِ عقربه را صیقلی (پولیشخورده) و سمت دیگر را مات (برسخورده) نشان میدهد تا کنتراست جذابی ایجاد شود.
فلور د لی / گل زنبق (Fleur de lys)

عقربه فلور د لی (یا همان سوسن/زنبق فرانسوی) به ندرت در ساعتهای مچی استفاده میشود؛ در واقع، من تنها توانستم نمونههایی از آن را در کالکشن Quai de Bergues برند چاپِک (Czapek) پیدا کنم. اما اگر افق دید خود را وسیعتر کنید و ساعتهای جیبی را هم در نظر بگیرید، با سبکهای بیشماری از فلور د لی مواجه میشوید که نوک عقربههای بلند و باریک را به این نماد سنتی پادشاهی فرانسه مزین کردهاند.
برگی (Leaf)

شکل انحنادار، زیبا و بینهایت ظریف عقربه برگی اغلب برای ساعتهای درِس (کلاسیک و مجلسی) ساخته میشود و به ندرت میبینید که روی آنها ماده شبتابی به کار رفته باشد. گاهی اوقات ممکن است آنها را با نام عقربههای “feuille” هم بشناسید، که به سادگی همان ترجمه فرانسوی کلمه “برگ” است. در مورد اینکه کجا میتوانید چنین فرمی را پیدا کنید باید بگویم برند H. Moser & Cie در بسیاری از مدلهای Endeavour خود، مانندِ مدل دارای صفحه ونتابلک (Vantablack)، از این سبکِ چشمنواز استفاده میکند.
آبنباتچوبی (Lollipop)

راستش من مردد بودم که آیا عقربه آبنباتچوبی را در این لیست بگنجانم یا نه؛ چرا که این نام را تنها در مورد عقربه ثانیهشمارِ در حال حرکت به کار میبرند. به عنوان مثال، در مدل Baltic x Time+Tide Hermétique Night Mode، فرم اصلی عقربهها در واقع از نوع سرنگی است، در حالی که فقط عقربه ثانیهشمار را میتوان به عنوان یک عقربه «آبنباتچوبی» توصیف کرد.

البته شما عقربههای اصلیای در برخی مدلها را پیدا خواهید کرد که میتوان ادعا کرد واقعاً آبنباتچوبی هستند، مانند رولکس پرپچوال ۱۹۰۸ یا یک تودور سابمارینر (Tudor Submariner) وینتیج؛ اما به نظر من این مدلها بیشتر از اینکه صرفاً آبنباتچوبی تلقی شوند، نسخهای از عقربههای «مرسدس» بدون لوگو یا طرحهای نزدیک به برگوئه هستند.
لویی پانزدهم (Louis XV)

لنگ اند هاین (Lang & Heyne) با ساعت خیرهکننده Friedrich August I و عقربههای لویی پانزدهمش دوباره به لیست ما بازمیگردد. دقیقاً مشابه عقربههای کلیسایی این برند و عقربه فلور د لی که در چاپک دیدیم، این عقربههای سبک پادشاهی امروزه به ندرت در خارج از جعبهی ساعتهای جیبی یافت میشوند. شما اغلب نمونههای ارزانقیمت، پرسشده و فلزی آنها را پیدا میکنید که برای قطعاتِ تعویضی ساعتهای جیبی قدیمی یا ساعتهای سرهمبندیشده (Frankenwatches) استفاده میشوند؛ و این واقعاً جای تاسف دارد، زیرا وقتی این سبک به درستی و اصولی اجرا شود (مثل عقربههای دستتراش لنگ اند هاین)، روی یک ساعت درخور، ظاهری به واقع مسحورکننده خلق میکند.
مرسدس (Mercedes)

با توجه به اینکه شناختهشدهترین برند ساعت در کل جهان، این سبک را تبدیل به امضای خود کرده است، با قطعیت میگویم که عقربههای مرسدس، این شانس را دارند که مشهورترین سبک عقربه در جهان باشند. این عقربهها که به وفور در کاتالوگ محصولات رولکس (Rolex) به کار رفتهاند، کاملاً مشخص است که نام خود را از کجا وام گرفتهاند (به دلیل شباهت زیاد به لوگوی مرسدس بنز)؛ اما مبدا و منشا پیدایش خودِ طراحی این عقربهها، کمی مبهمتر است. در مورد اینکه شکل نمادین مرسدس از کجا و چگونه شکل گرفت، نظریات متعددی وجود دارد؛ اما منطقیترین سناریو برای من این است که این طرح، در واقع نسخه سادهسازی شدهای از سبک «کلیساییِ دارای شبتاب» است که امروزه به بوم بزرگی از ساعتهای دایور (غواصی) راه پیدا کرده است.
اوبلیسک (Obelisque)

یکی دیگر از موارد بحثبرانگیزِ این لیست، عقربههای اوبلیسک هستند؛ چرا که به نظر میرسد بار دیگر دو مکتب فکری اصلی برای تعریف آنها وجود دارد. دیدگاهی که برای من منطقیتر به نظر میرسد مربوط به ساعتی مانند Oris Big Crown ProPilot است. این عقربهها با یک پایه پهن که به سمت یک نوک تیز و کوچک تراش میخورد، دقیقاً فرم یک بنای تاریخی اوبلیسک (هرمسنگ) را شبیهسازی میکنند، هرچند باز هم میتوانید ادعا کنید که اینها فقط شبیه به یک جفت عقربه مدادیِ تپل و کوتاه هستند!

با این حال، برند بلانپین (Blancpain) تعریفِ کاملاً متفاوتی دارد. این برند، عقربههای مدل نمادین ফিفتی فَتومز (Fifty Fathoms) خود را به عنوان عقربههای اوبلیسک معرفی میکند، هرچند برای من این عقربهها بیشتر شبیه به عقربههای شمشیری هستند که فقط در قسمت نوک کمی بیشتر باریک شدهاند.
مدادی (Pencil)

عقربههای مدادی با داشتن یک نوکِ تیز و کوچک، خود را از عقربههای باتونی متمایز میکنند. به این مدلها گاهی سبک ایندکسی (Index)، حصاری (Fencepost) یا بهندرت اشارهگر (Pointer) هم گفته میشود. به لطف یک طراحی ساده و بیدردسر که اجازه میدهد سایر اجزای صفحه ساعت خودنمایی کنند، تعجبی ندارد که برندهایی مانند نوموس (Nomos) از آن برای محصولات مبتنی بر مکتب طراحی باوهاوس (Bauhaus) خود، مانند سری Club Campus استفاده کند. عقربههای مدادی کارآمد، مینیمال و بسیار خوانا هستند. شما از یک عقربه دیگر چه انتظاری میتوانید داشته باشید؟
پلانژور (Plongeur)

احتمالاً طراح اولین مدل از عقربههای پلانژور، فقط یک هدف اصلی در ذهنش داشته است: «خوانایی در اولویت اول». کلمه پلانژور در زبان فرانسوی به معنای «غواص» است و شما میتوانید این عقربهها را روی بزرگترین و خشنترین ساعتهای غواصی، مانند امگا پلوپروف (Omega Ploprof) پیدا کنید. امروزه این مدل، نهتنها یک نمونه اکستریم از ساعتهای غواصی است، بلکه یک نمونه بارز از عقربههای پلانژور هم محسوب میشود؛ جایی که عقربه دقیقهشمار به کل ابهت عقربه ساعتشمار را میبلعد و تحتالشعاع قرار میدهد. این طراحی در واقع دو سبک را ترکیب میکند: شمشیری برای دقیقهشمار و مدادی برای ساعتشمار.
مارپیچی یا سرپنتین (Serpentine)

اگر در اینترنت عبارت «عقربههای ساعت سرپنتین» را جستجو کنید، نتایج زیادی به دست میآورید که شبیه به سبک لویی پانزدهم هستند؛ اما من عمیقاً فکر میکنم همه باید این تصویر را برای این سبک در ذهن داشته باشند. این رفقای کوچک و مارپیچ (صادقانه بگویم، کلمه سرپنتین نام بسیار باکلاستری برای بیان آن است) اغلب برای نشان دادن اطلاعات ثانویه روی صفحه ساعت استفاده میشوند، بهخصوص زمانی که روی یک سابدایال (Sub-dial / صفحه فرعی) قرار ندارند؛ مثلاً در مورد این ساعت برگوئه رفرنس ۳۶۸۰، که از آن به عنوان یک اشارهگرِ تاریخ استفاده شده است. اسپیک مارین (Speake-Marin) زمانی که زیر چتر هدایت و نبوغ پیتر اسپیک بود، از این فرم برای هدف مشابهی استفاده میکرد. همچنین ممکن است با آنها در برخی از ساعتهای زنگدار (Alarm) روبهرو شوید که برای تعیین زمان زنگ خوردن به کار میروند؛ یعنی درست زمانی که ساعت قرار است با صدایی شبیه به ارتش زنبورهای خشمگین به لرزه درآید!
دانهبرفی (Snowflake)

اگر تصور عقربههای مرسدس شما را فوراً به یاد رولکس میاندازد، مطمئنم با فکر کردن به عقربههای دانهبرفی، تودور (Tudor) اولین برندی است که در ذهن شما تداعی خواهد شد. این مدل برای اولین بار در نسل دوم ساعتهای تودور سابمارینر در سال ۱۹۶۸ پدیدار شد تا با نشانگرهای شبتاب مستطیلی و بزرگِ روی صفحه ساعت هماهنگی کامل داشته باشد. تودور همچنین به عقربه ساعتشمار خود ظاهری منحصربهفرد و مربعی شکل داد که امروزه همچنان در سری پرطرفدار Black Bays و Pelagos کاربرد دارد. با این وجود، عقربههای دانهبرفی در انحصار تودور نیستند: برند لانژین (Longines) هم اخیراً با مدل HydroConquest GMT خود وارد این بازی شده است.
پیک یا اِسپید (Spade)

(نکته: منظور از اسپید، فرمِ نمادین خالِ پیک در ورقبازی است)
نظر من در مورد بهترین بودن عقربههای «دافین» کاملاً شخصی بود؛ اما وقتی نوبت به برندی میرسد که توانسته بهترین و بینقصترین عقربههای پیک (Spade) را روی ساعتهایش اجرا کند، اصلاً جایی برای بحث و اختلاف نظر باقی نمیماند. مدل Murakumo از برند کیکوچی ناکاگاوا نمونه تکاملیافتهای از سبکی است که به دلیل الهام گرفتن از کلمه فرانسوی گلابی به آن «پوآر» (poire) هم میگویند. این سبک به خاطر عقربه ساعتشمارِ پهن خود که تداعیگر خال پیک در ورقهای پاسور است، متمایز میشود و با تمام شکوهِ بینظیرِ سهبعدی و صیقلی، به اجرا درآمده است. دوستان من، این همان حد نهایی از کمال است!
نیزهای (Spear)

ارزش و اهمیت کیکوچی ناکاگاوا برای عقربههایِ فرم پیک، دقیقاً معادل ارزش برند لوران فریه (Laurent Ferrier) برای خلق عقربههای نیزهای است. عقربههای امضای این برند در تمامی کلکسیونهایش به کار میرود و با پایههای نازک و انتهای گرد و پولیششدهشان با دست شناخته میشوند. شما سبک مشابهی را در موریتس گراسمن (Moritz Grossmann) و توتیما (Tutima) نیز مشاهده خواهید کرد، اما هیچکدام با ظرافت و ظریفکاری هنرمندانه لوران فریه برابری نمیکنند.
شمشیری (Sword)

وقتی از خمیدگیهای چشمنواز عقربههای پوآر و نیزهای گذر کنیم، به ست عقربههای بلوکی و مستحکم شمشیری میرسیم که به دور از هرگونه شلوغی و تِمی ابزاری دارند. اگر به یک ساعت خلبانی، مانند کرونوگراف خلبانی IWC نگاه کنید، شانس اینکه عقربههایی شمشیری داشته باشد بسیار بالاست. این مدلها به دلیل خوانایی بالا و دارا بودن مساحت زیادی که میتواند با با مواد شبتاب پوشیده شود، برای این رده از ساعتها بهشدت محبوب هستند. مشابه دیگر کلماتِ این لیست، اصطلاحاتی مانند «لوزی» (لوژین/lozenge) و «الماسی» (diamond) هم گاهاً برای توصیف این دسته از عقربهها که تقریباً با مدل شمشیری یکسان هستند استفاده میشود؛ که تنها در تفاوتها و تغییرات جزئی در میزان باریک شدن و عرض آنها با هم تفاوت دارند.
سرنگی (Syringe)

مقاله را در بلاگ اشرافی با عقربه سرنگی به پایان میرسانیم؛ عقربهای که به خاطر نوک بسیار نازک و سوزنی خود (که میتواند با دقتی فوقالعاده روی مقیاسهای زمانسنجی اشاره کند) اغلب در «تولواچها» (ساعتهای ابزاری / Tool Watches) مورد استفاده قرار میگیرد. این سبک به خوبی در ساعت فضایی فورتیس استراتولاینر (Fortis Stratoliner) خودنمایی میکند، زیرا ذاتاً یک عقربه مدادی است که یک میله کِشیده به نوک آن متصل شده است. گاهی به چنین فرمی عقربه «پارویی» (paddle) نیز گفته میشود، بهخصوص اگر نوک سوزنی آن کوتاهتر باشد. با این اوصاف، باید گفت که این عقربهها لزوماً و منحصراً در ساعتهای اسپرت به کار نمیروند؛ برند لوکس پاتک فیلیپ (Patek Philippe) از آنها برای برخی از مدلهای کالاتراوا (Calatrava) که قابلیت استفاده روزمره دارند نیز بهره برده است؛ هرچند مجدداً باید اشاره کنم سطح تخت آنها برای آغشته شدن به لایههای فراوانی از مواد شبتاب یک انتخاب عالی است.

