تاریخچه و بررسی برند اورورک (Urwerk): تلاقی مهندسی ساعت سازی با هنر علمی-تخیلی


در دنیای ساعتسازی لوکس که بسیاری از برندها به گذشته و سنتهای گرانبهای خود افتخار میکنند، برندی وجود دارد که با جسارت تمام، نگاهش را به آینده دوخته است. اورورک، نامی که مترادف با نوآوری، طراحیهای فضایی و پیچیدگیهای مکانیکی ساختارشکن است. این برند سوئیسی، که در سال ۱۹۹۷ متولد شد، تنها یک ساعتساز نیست؛ بلکه یک لابراتوار هنری و مهندسی است که مرزهای زمانسنجی را جابجا میکند.
ساعتهای اورورک بیش از آنکه ابزاری برای نمایش زمان باشند، مجسمههای متحرکی برای مچ دست هستند که داستانی از علم، فضا و فلسفه را روایت میکنند. این برند برای کسانی ساخته شده که از تکرار گریزانند و به دنبال اصالتی مدرن و بیانی منحصر به فرد از شخصیت خود میگردند. در این مقاله جامع از بلاگ اشرافی، شما را به سفری ۲۵ ساله در کهکشان اورورک میبریم؛ از اولین جرقههای ایده در مهمانیهای هنری تا خلق ساعتهایی با هوش مصنوعی و مکعبهای شکافنده. با ما همراه باشید تا با بنیانگذاران رویاپرداز، فلسفه منحصر به فرد و تمام شاهکارهای این برند بیهمتا آشنا شوید.
از مهمانیهای هنری تا تولد یک افسانه: داستان بنیانگذاران
هر داستان بزرگی، نقطهی آغازی دارد و داستان اورورک در تلاقی دو ذهن خلاق و جسور شکل گرفت. این دو نفر، فلیکس باومگارتنر و مارتین فرای، نه تنها یک برند ساعتسازی، بلکه یک جنبش فکری در دنیای هورولوژی را پایهگذاری کردند. درک فلسفه اورورک بدون شناخت این دو شخصیت کلیدی غیرممکن است.

فلیکس باومگارتنر (Felix Baumgartner): وارث یک سنت ساعتسازی؛ از کارگاه پدر تا الهام از ساعت شبانه پاپ
فلیکس باومگارتنر در خاندانی متولد شد که زمان در رگهایشان جریان داشت. پدرش، گری باومگارتنر، یک کارگاه معتبر برای تعمیر ساعتهای آنتیک داشت و پدربزرگش نیز در کمپانی بزرگ IWC به ساعتسازی مشغول بود. فلیکس از کودکی در میان چرخدندهها، پاندولها و مکانیزمهای پیچیده بزرگ شد و این میراث خانوادگی، مسیر زندگی او را مشخص کرد.

یک روز در کارگاه پدر، او با ساعتی شگفتانگیز روبرو شد که جرقهی اولیه اورورک را در ذهنش زد. این ساعت، یک ساعت شبانه بود که در قرن هفدهم توسط برادران کامپانوس (Campanus) برای پاپ اینوسنت یازدهم ساخته شده بود. ویژگی منحصر به فرد این ساعت، نمایش زمان بدون عقربههای سنتی و با استفاده از یک سیستم “ساعت سرگردان” (Wandering Hour) بود که در آن، عدد ساعت بر روی یک قوس حرکت کرده و دقیقه را نشان میداد. این شیوهی غیرمتعارف نمایش زمان، ذهن جوان فلیکس را برای همیشه تسخیر کرد.
او پس از فارغالتحصیلی از مدرسه معتبر ساعتسازی سولوتورن در سال ۱۹۹۵، برای کسب تجربه نزد یکی از اساتید ساعتسازی مستقل، اسوند اندرسن (Svend Andersen)، در ژنو رفت. در آنجا، ضمن تعمیر ساعتهای بسیار پیچیده، او فرصت یافت تا رویای خود یعنی توسعه یک مکانیزم ماهوارهای مدرن بر اساس ایدهی ساعت پاپ را دنبال کند. فلیکس باومگارتنر، با دانش فنی عمیق و روحیهای نوآور، آماده بود تا سنت را به چالش بکشد.
مارتین فرای (Martin Frei): هنرمندی با ذهن مهندس؛ شیفته اسپوتنیک و کهکشان
در سوی دیگر این داستان، مارتین فرای قرار داشت؛ هنرمندی که دنیای هنر و تکنولوژی در وجودش به هم آمیخته بود. پدر او یک مهندس و مادرش یک محقق هنر بود و این ترکیب، به مارتین دیدگاهی دوگانه بخشیده بود. او یاد گرفت که هم به زیباییشناسی و بیان هنری اهمیت دهد و هم علم و فناوری را تحسین کند.

علاقهی او به هنر با تحصیل در مدرسه هنرهای تجسمی زوریخ و سپس دریافت لیسانس هنر از مدرسه هنر و طراحی لوسرن، تقویت شد. اما ذهن کنجکاو مارتین به هنر محدود نمیشد. او شیفتهی مفاهیم کیهانی، به خصوص پدیدههای مصنوعی ساخته دست بشر مانند ماهواره اسپوتنیک شوروی بود. این علاقه به طراحیهای فضایی، علمی-تخیلی و مفاهیم آیندهنگرانه، او را به شریک ایدهآل برای فلیکس تبدیل کرد.
یک ملاقات سرنوشتساز
نقطهی تلاقی این دو جهان متفاوت، در مهمانیهای هنری زوریخ و لوسرن بود. توماس، برادر فلیکس که خود یک ساعتساز ماهر بود، از طریق یکی از دوستان هنرمندش با مارتین فرای آشنا شد. در یکی از همین مهمانیها، توماس برادر کوچکترش فلیکس را نیز با خود آورد تا با این هنرمند خلاق آشنا شود.
فلیکس باومگارتنر به یاد میآورد که چگونه آن شبها، بحثهایشان حول محور ساعت، زمان و معنای ساعتسازی در دنیای مدرن میچرخید. برادران باومگارتنر ایدهی خود برای ساخت ساعتی با سیستم ماهوارهای را با مارتین در میان گذاشتند. مدتی بعد، مارتین با طرحهایی بازگشت که بسیار فراتر از یک ساعت معمولی بود؛ آنها طرحهایی از سفینههای فضایی و ماشینهای زمان بودند. این لحظه، تولد معنوی اورورک در سال ۱۹۹۵ بود.

فلسفه نامگذاری “Urwerk”: ترکیبی هوشمندانه از تاریخ و صنعت
نامی که این سه نفر برای برند خود انتخاب کردند، خود گویای فلسفهی عمیق آنها بود. “Urwerk” از دو بخش تشکیل شده است. بخش اول، “Ur”، به شهر باستانی “اور” در بینالنهرین اشاره دارد؛ جایی که سومریان برای اولین بار زمان را به واحدهای قابل اندازهگیری تقسیم کردند و اساس زمانسنجی مدرن را بنا نهادند.
بخش دوم، “Werk”، یک واژهی آلمانی است که معانی متعددی چون “کار”، “خلق کردن”، “اثر” و “مکانیزم” را در خود دارد. این واژه به فرآیند ساخت، مهندسی و خلاقیتی اشاره دارد که در هر ساعت اورورک به کار رفته است. بنابراین، “Urwerk” به معنای “مکانیزم باستانی” یا “اثر اولیه” است و به زیبایی، پیوند میان ریشههای تاریخی زمانسنجی و رویکرد فوق مدرن این برند را به تصویر میکشد.
تولد یک رویا و پیشی گرفتن از زمان (۱۹۹۷ – ۲۰۰۳)
با شکلگیری ایده و تیمی از یک ساعتساز نابغه و یک طراح رویاپرداز، اورورک رسماً در سال ۱۹۹۷ متولد شد. اما سالهای ابتدایی، مسیری پر از چالشهای مالی و عدم درک از سوی بازار سنتی بود. با این حال، اولین ساختههای آنها بذری را کاشت که آیندهی ساعتسازی مستقل را برای همیشه تغییر داد.
UR-101 و UR-102: سفینههای فضایی بر مچ دست
در نمایشگاه معتبر Baselworld سال ۱۹۹۷، اورورک با کمک اسوند اندرسن در غرفه آکادمی ساعتسازان مستقل (AHCI)، اولین ساختههای خود را به دنیا معرفی کرد. مدلهای UR-101 و UR-102، با نمایشگر “ساعت سرگردان” الهام گرفته از ساعت پاپ، یک شوک واقعی به دنیای محافظهکار ساعتسازی وارد کردند. در آن زمان که اکثر برندها بر روی پیچیدگیهای کلاسیک تمرکز داشتند، اورورک زمان را به شکل یک ماهواره که در آسمان حرکت میکند، نمایش میداد.

طراحی این دو مدل به شدت تحت تأثیر علاقههای مارتین فرای به دنیای علمی-تخیلی بود. بدنه نامتقارن و نعل اسبی شکل مدل UR-101 از سفینه فضایی Millennium Falcon در فیلم جنگ ستارگان الهام گرفته بود. مدل UR-102 با بدنه گرد و پابل-مانند خود، یادآور ماهواره اسپوتنیک شوروی بود. این ساعتها چنان از زمان خود جلوتر بودند که در ابتدا با استقبال تجاری گستردهای روبرو نشدند و برند برای چند سال در آستانه ورشکستگی قرار گرفت. با این حال، این دو مدل، DNA و زبان طراحی منحصر به فرد اورورک را به دنیا معرفی کردند و سنگ بنای یک امپراطوری آوانگارد شدند.
UR-103: امضای اورورک و انقلابی در نمایش زمان
پس از شش سال مبارزه برای بقا، سال ۲۰۰۳ نقطه عطفی در تاریخ اورورک بود. با رونمایی از مدل UR-103، این برند نه تنها از بحران خارج شد، بلکه امضای نمادین خود را پیدا کرد که برای نزدیک به یک دهه، معرف اصلی آن بود. UR-103 یک جهش کوانتومی نسبت به مدلهای قبلی بود و تمام پتانسیل اورورک را به نمایش گذاشت.

بدنه این ساعت که شبیه یک سفینه فضایی کشیده بود، با تاجی بزرگ در موقعیت ساعت ۱۲، طراحی شده بود تا به راحتی هنگام رانندگی خوانده شود. اما انقلاب واقعی در پشت قاب این ساعت رخ داده بود. اورورک برای اولین بار مفهوم “کنترل برد” (Control Board) را معرفی کرد؛ یک پنل در پشت ساعت که شامل نشانگر ذخیره انرژی، یک ثانیهشمار دقیق و از همه مهمتر، یک پیچ تنظیم دقیق بود که به صاحب ساعت اجازه میداد تا بدون نیاز به ساعتساز، دقت ساعت خود را تنظیم کند. این ویژگی، آغازگر فلسفهی تعامل کاربر با ساعت در اورورک بود.
مکانیزم نمایش زمان نیز تکامل یافته بود و از چهار ماهواره که بر روی یک صلیب مالتی (Maltese cross) از جنس تیتانیوم سوار بودند، استفاده میکرد. در طول سالها، UR-103 در نسخههای متعددی عرضه شد. مدل Targa با پنجرهای بزرگتر، دید بهتری از مکانیزم را فراهم میکرد و مدلهای خاصی مانند Blackbird با پوشش مشکی و Phoenix که برای حراجی خیریه Only Watch ساخته شد، جایگاه این مدل را به عنوان یک اسطوره در دنیای ساعتسازی تثبیت کردند.
گسترش افقها و پیچیدگیهای مکانیکی (۲۰۰۷ – ۲۰۱۱)
با موفقیت تجاری و تثبیت جایگاه مدل UR-103، اورورک وارد دورهای از خلاقیت بیحد و حصر شد. این برند شروع به آزمایش با مکانیزمهای پیچیدهتر، مواد پیشرفتهتر و طراحیهای جسورانهتر کرد. این دوره، عصر تولد برخی از نمادینترین و پیچیدهترین ساختههای اورورک بود که مرزهای مهندسی مکانیک را جابجا کردند.
خانواده UR-200 (UR-201, UR-202, UR-203): عصر توربینها و عقربههای تلسکوپی
در سال ۲۰۰۷، با معرفی خانواده UR-200، اورورک یک بار دیگر قواعد بازی را تغییر داد. به جای دیسکهای مسطح، این خانواده از مکعبهای چرخان سهبعدی برای نمایش ساعت استفاده میکرد که جلوهای بصری بسیار پویاتر و پیچیدهتر داشت. اما نوآوری اصلی در روش نمایش دقیقه بود. اورورک برای اولین بار در جهان، عقربههای تلسکوپی را معرفی کرد؛ عقربههایی که طولشان به صورت مکانیکی کوتاه و بلند میشد تا مسیر منحنی شکل دقیقهشمار را با دقت کامل طی کنند.

با معرفی مدل UR-202، یک شاهکار مهندسی دیگر به این مجموعه اضافه شد: اولین سیستم تنظیم کوک در جهان با استفاده از فشار هوا. دو توربین مینیاتوری در پشت قاب ساعت قرار داشتند که با کنترل سرعت چرخش روتور کوک، به کاربر اجازه میدادند تا بازدهی سیستم کوک اتوماتیک را بر اساس سطح فعالیت خود (مثلاً در حالت عادی یا هنگام ورزش) تنظیم کند. این نوآوری که از تکنیکهای ساعتهای زنگدار قرن ۱۸ الهام گرفته بود، نمونهی دیگری از توانایی اورورک در تلفیق تاریخ و آینده بود. این خانواده با طراحی تهاجمی خود به “Hammerhead” (کلهچکشی) معروف شد و با دستبند فلزی یکپارچه در مدل “Full Metal Jacket” به اوج رسید.
UR-CC1 King Cobra: بازگشتی جسورانه به نمایشگر خطی
اورورک در سال ۲۰۰۹ با مدل UR-CC1 King Cobra نشان داد که خلاقیتش به نمایشگرهای ماهوارهای محدود نمیشود. این مدل که از یک نمونه اولیه نادر پتک فیلیپ ساخت ساعتساز افسانهای، لوئیس کوتیه (Louis Cottier)، الهام گرفته بود، زمان را به صورت کاملاً خطی نمایش میداد. دو استوانه چرخان افقی، یکی برای ساعت پرشی و دیگری برای دقیقه با عملکرد رتروگراد (بازگشتی)، زمان را نشان میدادند.

در بالای قاب، یک نمایشگر ثانیه دوگانه و بسیار هوشمندانه قرار داشت. یک دیسک چرخان ثانیه را به صورت دیجیتال نمایش میداد و همزمان یک خط مارپیچ بر روی همان دیسک، ثانیه را به صورت خطی نیز نشان میداد. توسعه این مکانیزم پیچیده که نیاز به دقت میکرونی داشت، بیش از سه سال به طول انجامید و توانایی فنی فوقالعادهی اورورک را به رخ کشید.
UR-110 Torpedo: ماهوارهها در آرایش نبرد
در سال ۲۰۱۱، اورورک با مدل UR-110 یک شاهکار دیگر خلق کرد که جایزه معتبر طراحی GPHG (جایزه بزرگ ساعتسازی ژنو) را برایش به ارمغان آورد. در این مدل، مکانیزم ماهوارهای به شکل جدیدی بازآفرینی شده بود. سه نشانگر “اژدر” شکل (Torpedo) که هر کدام ساعت را نشان میدادند، بر روی یک چرخ فلک مرکزی میچرخیدند، اما به لطف یک سیستم چرخدندهی سیارهای بسیار پیچیده، خودشان نیز میچرخیدند تا همیشه به موازات هم و در یک “آرایش نبرد” باقی بمانند.

نمایشگر دقیقه به سمت راست قاب منتقل شده بود تا خوانایی را افزایش دهد. UR-110 در نسخههای متنوعی با استفاده از مواد پیشرفته مانند ZrN (نیترید زیرکونیوم) و حتی با قابی از چوب آبنوس در مدل Eastwood عرضه شد که نشان از تسلط اورورک بر کار با مواد غیرمتعارف داشت.
UR-1001 Zeit Device: یک ابَر-ساعت جیبی از آینده
اورورک با رونمایی از UR-1001 Zeit Device در سال ۲۰۱۱، بلندپروازی خود را به سطح جدیدی رساند. این “ابزار زمان” یک ساعت جیبی عظیمالجثه و فوقپیچیده بود که بیشتر به یک اثر هنری مفهومی شباهت داشت. این ساعت علاوه بر نمایش زمان با سیستم ماهوارهای، یک تقویم سالانه کامل را نیز با مکانیزمی مشابه نمایش میداد.

اما شگفتی اصلی در پشت قاب آن نهفته بود. علاوه بر نشانگر “تعویض روغن” ۵ ساله، دو نشانگر خطی دیگر وجود داشت که یکی عمر کارکرد ساعت را تا ۱۰۰ سال و دیگری تا ۱۰۰۰ سال ثبت میکرد! این ساعت یک بیانیهی فلسفی در مورد زمان، ابدیت و میراث بود و نشان میداد که تخیل اورورک هیچ حد و مرزی نمیشناسد.
همکاریهای مهم
بخشی از شهرت جهانی اورورک مدیون همکاریهای هوشمندانهاش بود. مهمترین آنها، همکاری با برند هری وینستون برای خلق مدل Opus V در سال ۲۰۰۵ بود. این پروژه که تحت نظارت مکسیمیلیان بوسر (بنیانگذار آینده MB&F) انجام شد، اولین باری بود که اورورک از نشانگرهای ساعت سهبعدی (مکعبهای چرخان) استفاده کرد. موفقیت چشمگیر Opus V نام اورورک را در میان کلکسیونرهای برتر جهان بر سر زبانها انداخت و راه را برای موفقیتهای آینده هموار کرد.
تعامل انسان و ماشین و تولد هوش مصنوعی (۲۰۱۲ – ۲۰۱۶)
پس از تثبیت خود به عنوان یک نیروی انقلابی در ساعتسازی، اورورک تمرکز خود را بر روی عمیقتر کردن رابطهی بین ساعت و صاحب آن گذاشت. این دوره، شاهد تولد ساعتهایی بود که نه تنها زمان را نمایش میدادند، بلکه با کاربر خود گفتگو میکردند، به او بازخورد میدادند و حتی به او اجازه میدادند تا در عملکرد مکانیکی ساعت دخالت کند. این فلسفهی تعاملی، با معرفی اولین ساعت مکانیکی با “هوش مصنوعی” به اوج خود رسید.
UR-210: گامی فراتر با نشانگر بازدهی کوک
مدل UR-210 که در سال ۲۰۱۲ معرفی شد، تکامل یافتهی خانواده UR-200 بود، اما با یک نوآوری شگفتانگیز. این ساعت دارای یک عقربه دقیقه رتروگراد (بازگشتی) غولپیکر بود که در انتهای هر ساعت، با سرعتی باورنکردنی و با یک “کلیک” بلند و رضایتبخش به جایگاه اولیه خود بازمیگشت. این ویژگی به تنهایی یک نمایش مکانیکی جذاب بود.

اما نوآوری کلیدی این مدل، معرفی “نشانگر بازدهی کوک” (Winding Efficiency Indicator) برای اولین بار در جهان بود. این نشانگر در دو ساعت گذشته، تفاوت بین انرژی مصرف شده توسط موتور و انرژی تولید شده توسط حرکت مچ دست را محاسبه میکرد. اگر عقربه در ناحیه قرمز بود، به این معنی بود که فعالیت کاربر برای شارژ کامل ساعت کافی نیست و باید بیشتر حرکت کند. این ویژگی که مارتین فرای آن را “گامشمار مچ دست” نامید، یک سطح کاملاً جدید از تعامل را ایجاد کرد و ساعت را به یک همراه هوشمند مکانیکی تبدیل نمود.
EMC: اولین ساعت مکانیکی با هوش مصنوعی
در سال ۲۰۱۳، اورورک با معرفی مدل EMC (Electro-Mechanical Control)، جهان ساعتسازی را به معنای واقعی کلمه تکان داد. این مدل، که دو جایزه معتبر GPHG را کسب کرد، اولین ساعت کاملاً مکانیکی در جهان بود که به صاحب خود اجازه میداد دقت عملکرد آن را کنترل و تنظیم کند. EMC یک مغز الکترونیکی کوچک در خود داشت که توسط یک مولد برق دستی که با یک اهرم از کنار قاب بیرون میآمد، شارژ میشد.

پس از شارژ، با فشردن یک دکمه، یک سنسور اپتیکال، فرکانس نوسان چرخ دنگ مکانیکی ساعت را اندازهگیری میکرد. سپس مغز الکترونیکی، این فرکانس را با یک نوسانگر مرجع کوارتز مقایسه کرده و اختلاف دقت را بر حسب ثانیه در روز بر روی یک نمایشگر نشان میداد. اگر ساعت نیاز به تنظیم داشت، کاربر میتوانست به سادگی با چرخاندن یک پیچ در پشت قاب، دقت موتور مکانیکی را تنظیم کند. این دستاورد، یک پل بیسابقه میان دنیای مکانیک سنتی و الکترونیک مدرن بود و قدرت را از ساعتساز به صاحب ساعت منتقل کرد.
UR-105 Knight: زرهپوشی برای زمان
با مدل UR-105، اورورک به نمایشگر ماهوارهای کلاسیک خود بازگشت، اما در قالبی کاملاً جدید. طراحی این ساعت با الهام از سپر شوالیههای قرون وسطی، حس قدرت و استحکام را القا میکرد. بدنه زرهمانند آن با پیچهای بزرگ، از مکانیزم داخلی محافظت میکرد.

این مدل در ابتدا با موتور کوکی دستی عرضه شد و نمایشگرهای جالبی در کنار قاب برای نشان دادن ذخیره انرژی و ثانیه داشت. اما خیلی زود با معرفی سری UR-105 TA (Turbine Automatic)، این مدل نیز به توربینهای دوقلوی تنظیم کوک مجهز شد. UR-105 در نسخههای متعددی با القاب جذابی مانند “Iron Knight” (شوالیه آهنی) و “T-Rex” (با قاب برنزی طرحدار) عرضه شد و بار دیگر تطبیقپذیری اورورک در طراحی را به نمایش گذاشت.
UR-106: اولین غزل اورورک برای بانوان
در سال ۲۰۱۵، اورورک با معرفی مجموعه UR-106، نشان داد که زیباییشناسی ظریف و زنانه نیز میتواند در زبان طراحی آوانگارد این برند جای گیرد. این اولین مجموعه اورورک بود که به طور خاص برای بانوان طراحی شده بود. ابعاد قاب کوچکتر و ظریفتر شده بود و برای اولین بار، یک نمایشگر فاز ماه شاعرانه به مکانیزم ماهوارهای اضافه شده بود.

این مجموعه با مدلهای خیرهکنندهای مانند “Black Lotus” (نیلوفر سیاه) با الماسهای سیاه و “Flower Power” (قدرت گل) که در مرکز آن یک گل الماسنشان زیبا شکفته بود، عرضه شد. UR-106 ثابت کرد که اورورک میتواند بدون از دست دادن هویت خود، مخاطبان جدیدی را جذب کند و مرزهای جنسیتی در ساعتسازی را در هم بشکند.
بلوغ، فلسفه و شاهکارهای نوین (۲۰۱۷ – امروز)
اورورک پس از دو دهه نوآوری بیوقفه، وارد مرحلهای از بلوغ شد. در این دوره، این برند نه تنها به خلق مکانیزمهای جدید ادامه داد، بلکه به کاوش در ابعاد فلسفی زمان، هنر و تاریخ پرداخت. ساختههای این دوره، بیش از هر زمان دیگری، تجلی کامل دیدگاه منحصر به فرد بنیانگذاران آن هستند.
AMC (Atomic Mechanical Control): یک شاهکار تاریخی
در سال ۲۰۱۷، اورورک با پروژهی AMC، یکی از بلندپروازانهترین دستاوردهای تاریخ هورولوژی را به نمایش گذاشت. این سیستم که از ساعتهای “Sympathique” ساخت آبراهام-لوئی برگه الهام گرفته بود، این ایده را به قرن ۲۱ آورد. AMC شامل یک ساعت پایه اتمی عظیم و یک ساعت مچی مکانیکی همراه آن بود.
ساعت مچی، هنگامی که در جایگاه مخصوص خود بر روی ساعت پایه قرار میگرفت، به صورت کاملاً فیزیکی و مکانیکی توسط ساعت اتمی کوک، تنظیم و رگوله (تنظیم دقت) میشد. دقت ساعت پایه اتمی، یک ثانیه در هر ۳۱۷ سال بود! این شاهکار که تنها چهار نمونه از آن ساخته شد، اوج تلفیق مهندسی مکانیک، فیزیک اتمی و هنر ساعتسازی بود و جایزه جسارت (Audacity Prize) را از GPHG دریافت کرد.
UR-T8 Transformer: ساعتی که تغییر شکل میدهد

به مناسبت بیستمین سالگرد تأسیس، اورورک مدل UR-T8 را معرفی کرد که لقب “ترنسفورمر” یا تغییرشکلدهنده را به خود گرفت. این ساعت دارای یک قاب بزرگ و قابل چرخش بود. با فشردن دکمهها، میتوانستید قاب ساعت را از جایگاهش آزاد کرده، آن را ۱۸۰ درجه بچرخانید و دوباره در جای خود قفل کنید. با این کار، روی ساعت با یک سپر تیتانیومی طرحدار پوشانده میشد و مکانیزم آن از دید و آسیب پنهان میماند. این تعامل فیزیکی و طراحی دوگانه، بار دیگر بر فلسفهی تعاملی اورورک تأکید داشت.
UR-111C: بازنگری در نمایش خطی و تعامل با کاربر

پس از موفقیت King Cobra، اورورک با مدل UR-111C بار دیگر به دنیای نمایشگرهای خطی بازگشت، اما با رویکردی کاملاً جدید. این ساعت زمان را از طریق دو نمایشگر مخروطی چرخان در جلوی قاب نشان میداد. در بالای قاب، یک ثانیهشمار دیجیتال قرار داشت که اعداد آن با استفاده از فیبر نوری بر روی شیشه کریستال نمایش داده میشدند. اما نوآوری بزرگ، حذف تاج سنتی بود. به جای آن، یک غلتک استوانهای در بالای قاب برای کوک کردن و یک اهرم در کنار قاب برای تنظیم زمان تعبیه شده بود که روشی کاملاً جدید برای تعامل با ساعت را ارائه میداد.
UR-100 SpaceTime: ابعاد فلسفی زمان و فضا
مدل UR-100 که در سال ۲۰۱۹ معرفی شد، شاید عمیقترین و فلسفیترین ساختهی اورورک تا به امروز باشد. این ساعت که طراحی آن یادآور مدلهای اولیه UR-101 و UR-102 بود، از ساعتی متعلق به قرن نوزدهم الهام گرفته بود که به جای زمان، مسافت طی شده توسط چرخش زمین را نشان میداد.

علاوه بر نمایش زمان با سیستم ماهوارهای، UR-100 دارای دو نشانگر دیگر است. پس از اینکه عقربهی دقیقه مسیر ۶۰ دقیقهای خود را طی میکند، تبدیل به یک نشانگر مسافت میشود. یکی از این نشانگرها، مسافتی را که زمین در ۲۰ دقیقه حول محور خود میچرخد (حدود ۵۵۵ کیلومتر) و دیگری، مسافتی را که زمین در همان ۲۰ دقیقه در مدار خود به دور خورشید طی میکند (حدود ۳۵,۷۴۰ کیلومتر) نمایش میدهد. این ساعت، یادآوری دائمی از موقعیت ما در کیهان و سفر بیپایانمان در فضا-زمان است.
UR-220: تکامل یک نماد با فیبر کربن

UR-220 جانشین شایستهی مدل محبوب UR-210 بود. این مدل با حفظ مکانیزم نمایشگر مکعبی و عقربه رتروگراد، دارای بدنهای باریکتر و سبکتر بود که از ۸۱ لایه کامپوزیت کربن (CTP) ساخته شده بود. این مدل به موتور کوکی دستی مجهز شد و نشانگر “تعویض روغن” که مدت زمان کارکرد ساعت را برای سرویس بعدی محاسبه میکرد، به پشت قاب آن بازگشت.
UR-112 Aggregat: آزادی در طراحی و مهندسی پیچیده

این مدل که در مجموعه پروژههای ویژه اورورک قرار میگیرد، یک نمایش خیرهکننده از مهندسی پیچیده است. زمان از طریق دو منشور چرخان که در استوانههای شیشهای در جلوی قاب قرار دارند، نمایش داده میشود؛ یکی برای ساعت پرشی و دیگری برای دقیقه. یک درب لولایی محافظ، نشانگرهای ذخیره انرژی و ثانیه دیجیتال را پنهان میکند و با باز شدن، جزئیات بیشتری از این ماشین زمان را آشکار میسازد.
UR-120 Spock: مکعبهایی که میشکافند

جدیدترین نوآوری اورورک، مدل UR-120، یک باله مکانیکی شگفتانگیز را به نمایش میگذارد. در این مدل، هر ماهواره از دو مکعب تشکیل شده است. وقتی نوبت به نمایش ساعت جدید میرسد، این دو مکعب از هم جدا شده و یک شکل V مانند را تشکیل میدهند که یادآور سلام معروف “ولکانها” (Live long and prosper) در سریال پیشتازان فضا (Star Trek) است و به همین دلیل به این ساعت لقب “Spock” داده شده است. سپس هر دو مکعب به صورت جداگانه میچرخند و دوباره به هم میپیوندند تا عدد ساعت جدید را نمایش دهند. این حرکت پیچیده و زیبا، اوج خلاقیت و تسلط اورورک بر مهندسی مکانیک را نشان میدهد.
فلسفه اورورک: فراتر از یک ساعت، یک اثر هنری متحرک
داستان اورورک و مدلهای بیشمارش، حول چند اصل کلیدی و ثابت میچرخد که فلسفهی این برند را تشکیل میدهند. درک این اصول به ما کمک میکند تا بفهمیم چرا اورورک جایگاهی چنین منحصر به فرد در دنیای ساعتسازی دارد.
نوآوری بیپایان
اولین و مهمترین اصل اورورک، تعهد به نوآوری مداوم است. این برند هرگز به یک فرمول موفق بسنده نمیکند. حتی در مکانیزم نمادین ماهوارهای خود، آنها به طور مداوم در حال بازآفرینی و تکامل هستند؛ از دیسکهای مسطح به مکعبهای سهبعدی، از عقربههای تلسکوپی به اژدرهای موازی و در نهایت به مکعبهای شکافنده. این روحیه بیقرار و جستجوگر، تضمین میکند که هر ساعت جدید اورورک، یک شگفتی تازه برای عرضه دارد.

گفتگو با کاربر
فلسفه اورورک بر این باور استوار است که ساعت نباید یک شیء بیجان باشد، بلکه باید با صاحب خود تعامل کند. این گفتگو از همان مدل اولیه UR-103 با پیچ تنظیم دقیق آغاز شد. این فلسفه در مدل UR-210 با نشانگر بازدهی کوک که به کاربر بازخورد میداد و در مدل EMC که کنترل کامل دقت ساعت را به کاربر میسپرد، به اوج خود رسید. اورورک میخواهد صاحب ساعت، بخشی از داستان و عملکرد آن باشد.
مواد پیشرفته و همکاریهای هنری
اورورک برای تحقق بخشیدن به طراحیهای آیندهنگرانه خود، همواره از پیشرفتهترین مواد موجود استفاده میکند. آلیاژهایی مانند ARCAP (که ضد مغناطیس و مقاوم است)، تیتانیوم، کامپوزیتهای کربن و پوششهای فوقسخت مانند AlTiN و PE-CVD، ابزارهایی هستند که به اورورک اجازه میدهند تا ایدههای جسورانه خود را به واقعیت تبدیل کند. علاوه بر این، همکاری با هنرمندان و حکاکان برجسته برای خلق قطعات منحصر به فرد، نشان میدهد که اورورک برای هنر و صنعتگری دستی نیز ارزش والایی قائل است.
نتیجهگیری: اورورک؛ لمس آینده از نزدیک
سفر در دنیای اورورک، سفری به مرزهای تخیل و مهندسی است. این برند ثابت کرده است که ساعتسازی میتواند بسیار فراتر از نمایش سادهی زمان باشد. هر ساعت اورورک، یک بیانیه است؛ بیانیهای از جسارت، فردیت و نگاهی رو به آینده. این ساعتها برای کلکسیونرهایی ساخته شدهاند که به دنبال چیزی بیش از یک نام لوکس هستند؛ آنها به دنبال یک قطعه از تاریخ آینده بر روی مچ دست خود میگردند.

سوالات متداول
سوال ۱: فلسفه نام “اورورک” (Urwerk) چیست؟
پاسخ: نام “اورورک” ترکیبی از دو واژه است. “Ur” به شهر باستانی “اور” در بینالنهرین اشاره دارد که مهد تمدن سومریان و اولین تلاشها برای اندازهگیری زمان بود. “Werk” یک واژه آلمانی به معنای “کار”، “اثر” یا “مکانیزم” است. این نام به زیبایی، پیوند میان ریشههای تاریخی زمانسنجی و رویکرد فوق مدرن و مهندسیمحور این برند را نشان میدهد.
سوال ۲: نمایشگر “ساعت سرگردان” (Wandering Hour) که مشخصه اورورک است، چگونه کار میکند؟
پاسخ: نمایشگر ساعت سرگردان یک روش غیرسنتی برای نمایش زمان است که در آن عقربه ساعت وجود ندارد. به جای آن، یک یا چند نشانگر (که در اورورک به شکل ماهواره، مکعب یا منشور هستند) که عدد ساعت فعلی را نشان میدهند، بر روی یک قوس دقیقهشمار حرکت میکنند. با حرکت نشانگر ساعت در طول این قوس، همزمان هم ساعت و هم دقیقه قابل خواندن است.
سوال ۳: چه چیزی مدل اورورک EMC را تا این حد خاص و انقلابی میکند؟
پاسخ: اورورک EMC اولین ساعت کاملاً مکانیکی در جهان است که به صاحب خود اجازه میدهد دقت عملکرد آن را به صورت الکترونیکی اندازهگیری و سپس به صورت مکانیکی تنظیم کند. این ساعت با یک مولد برق دستی شارژ میشود و یک سنسور اپتیکال، دقت موتور را میسنجد. این ویژگی که شبیه به یک “هوش مصنوعی” مکانیکی است، کنترل کامل ساعت را از ساعتساز به صاحب آن منتقل میکند و یک نوآوری بیسابقه در تاریخ ساعتسازی محسوب میشود.
سوال ۴: آیا ساعتهای اورورک فقط برای آقایان طراحی شدهاند؟
پاسخ: خیر. اگرچه اکثر مدلهای اورورک با طراحی بزرگ و جسورانه خود بیشتر مورد توجه آقایان قرار میگیرند، این برند با معرفی مجموعه UR-106 به طور خاص وارد دنیای ساعتهای زنانه شد. این مجموعه با ابعاد کوچکتر، طراحی ظریفتر و پیچیدگیهای شاعرانهای مانند فاز ماه، نشان داد که زبان طراحی آوانگارد اورورک میتواند برای بانوان نیز جذاب و مناسب باشد.
سوال ۵: چرا ساعتهای اورورک تا این حد گرانقیمت و کمیاب هستند؟
پاسخ: قیمت بالا و کمیابی ساعتهای اورورک به چند دلیل اصلی است. اول، تحقیق و توسعه گسترده؛ هر مدل جدید حاصل سالها تحقیق و آزمایش برای خلق مکانیزمهای کاملاً جدید است. دوم، استفاده از مواد پیشرفته و گرانقیمت مانند تیتانیوم، آلیاژهای خاص و پوششهای پیچیده. سوم، تولید بسیار محدود؛ اورورک سالانه تعداد بسیار کمی ساعت تولید میکند که هر کدام نیازمند ساعتها کار دستی توسط ماهرترین ساعتسازان است. در نهایت، انحصار و نوآوری بینظیر، این ساعتها را به آثاری هنری و کلکسیونی تبدیل کرده است که ارزش بالایی دارند.

