فراتر از عقربهها: راهنمای جامع نمایش زمان به روشهای عجیب، نامتعارف و حتی سورئال!


پشت عقربههای ساعت و صفحههای دوازده ساعته، دنیاهای کاملاً جدیدی از ساعتهای مچی وجود داره.
یه ساعت مچی رو شانسی انتخاب کنید؛ به احتمال خیلی زیاد، یک عقربهی ساعتشمار، یک عقربهی دقیقهشمار و دوازده نشانگر برای ساعتها روی صفحهاش میبینید. این ماهیت دایرهای نمایش زمان، ریشهاش به ساعتهای آفتابی برمیگرده و نتیجهی طبیعی حرکت چرخدندههای ساعتهاست که طبیعتاً حرکتی دایرهای دارن. تقسیم روز به ۲۴ ساعت هم داستان خیلی قدیمیای داره و به مصریها و بابلیها برمیگرده. برای همین، با وجود تنوع بینهایتی که ساعتسازها در طراحی و سبک به خرج دادن، اکثرشون هنوز به همین نمایشگر پایه و اصلی پایبند موندن.
اما همونطور که میگن، برای انجام هر کاری بیشتر از یک راه وجود داره. مخصوصاً در طول یک قرن گذشته، روشهای جایگزین برای نشون دادن زمان، روز به روز بیشتر در دنیای ساعتهای رومیزی و مچی ظاهر شدن. در واقع، برندهای کاملی مثل MB&F وجود دارن که اساساً برای هر ساعت جدیدشون، یک روش جدید هم برای نمایش زمان ابداع میکنن.
صفحههای ۲۴ ساعته و ساعتهای معکوس
اولین و سادهترین تغییری که میشه روی یک نمایشگر معمولی داد، احتمالاً صفحهایه که به جای ۱۲ ساعت، ۲۴ ساعت رو نشون میده. ساعت Glycine Airman یکی از اولین نمونههاست و برند برایتلینگ هم چندین مدل با این ایده تولید کرده، مثل Cosmonaute و یک نسخه ۲۴ ساعته از Chronomatic. معمولاً صفحههای ۲۴ ساعته بیشتر از اینکه یک نوآوری زیباییشناختی باشن، جنبهی کاربردی دارن؛ سیستم ۲۴ ساعته اغلب با ارتش و عملیاتهای پروازی نظامی و تجاری گره خورده.

پارسال در نمایشگاه Watches & Wonders، کارتیر ساعتی رو معرفی کرد که در نگاه اول شبیه یه طراحی استاندارد ۱۲ ساعته با دو عقربه به نظر میرسید؛ اون هم از مدل اشرافی و محترم Santos-Dumont که میشه گفت قدیمیترین ساعت مچی تولید سری در جهانه. اما کمی که دقیقتر بشید، میبینید یه جای کار میلنگه.

اعداد XII (۱۲) و VI (۶) دقیقاً سر جای خودشون هستن، اما بقیهی اعداد در جهت معکوس دور صفحه چیده شدن؛ مثلاً عدد I (۱) جایی قرار گرفته که باید XI (۱۱) باشه. دلیلش اینه که عقربهها هم برعکس حرکت میکنن! ساعت مورد بحث ما Santos-Dumont “Rewind” نام داره. شاید نمایشگرهای عجیبتری هم وجود داشته باشن، اما من نمیتونم هیچکدوم رو به این اندازه گیجکننده و ساختارشکنانه تصور کنم. حدس میزنم آدم بالاخره بهش عادت میکنه (خیلی دوست داشتم فرصتی برای امتحان کردنش پیدا میکردم، هرچند با توجه به اینکه این ساعت یک نسخهی محدود بود – ۲۰۰ عدد طلایی و ۲۰۰ عدد پلاتینیوم – و اینکه این روزها نسخههای محدود کارتیر چقدر سریع فروش میرن، بعید میدونم هیچوقت این شانس رو پیدا کنم). این ساعت موقع رونمایی واکنشهای مختلفی رو به همراه داشت، از گیجی گرفته تا مخالفت صریح، اما به نظر من که خیلی باحال بود.
ساعتهای پرشی (Jumping Hours) و نمایشگرهای دیجیتال
اگه بخواید کاری غیر از صفحهها و عقربههای استاندارد انجام بدید، یکی از رایجترین راهها استفاده از نوعی نمایشگر دیجیتال برای زمانه. «ساعتهای پرشی» (Jumping Hours) از همه متداولترن که اغلب با یک عقربهی دقیقهشمار و ثانیهشمار معمولی ترکیب میشن، البته نه همیشه.

ساعت Lange Zeitwerk احتمالاً شناختهشدهترین نمونهی مدرن از یک ساعت با نمایشگر ساعت پرشیه و در عین حال، مثال خیلی خوبیه برای اینکه بفهمیم چرا اکثر ساعتها فقط به نمایشگر ساعت پرشی بسنده میکنن. زایتوِرک یک نمایشگر ساعت پرشی در سمت چپ و یک نمایشگر دقیقهی پرشی در سمت راست داره و تمام اعداد به صورت آنی و لحظهای عوض میشن. مقدار انرژی مورد نیاز برای چرخوندن همزمان تمام این دیسکهای شمارهدار، بسیار زیاده. برای تأمین این انرژی و جلوگیری از افت قدرتی که ممکنه دقت ساعت رو به هم بریزه، زایتوِرک به یک مکانیزم انتقال نیروی ثابت (constant force remontoir) و یک شاهفنر (mainspring) بزرگ و قدرتمند مجهز شده.

یکی از اولین ساعتهای تمام دیجیتال – یا تقریباً تمام دیجیتال – Pallweber از برند IWC بود که در شکل اولیهاش به عنوان یک ساعت جیبی در دههی ۱۸۸۰ تولید شد. IWC در سال ۲۰۱۸ به مناسبت ۱۵۰ سالگیاش، یک نسخهی مچی از این پیچیدگی رو تولید کرد و چیدمان عمودی و خطی مدل اصلی رو حفظ کرد. مثل زایتوِرک، IWC Pallweber هم ساعتها رو روی یک دیسک، دقیقهها رو روی دو دیسک و ثانیهها رو در یک صفحهی فرعی (sub-dial) نشون میداد.
در بین ساعتسازان مستقل، یکی از معروفترین ساعتهای با نمایشگر دیجیتال پرشی، سری Vagabondage از برند F.P. Journe هست که «ژورن» سه نسخه از اون رو با پیچیدگی فنی فزاینده در هر مدل جدید تولید کرد.

همهشون ساعتهای شگفتانگیزی هستن و کاملاً خارج از مسیر همیشگی طراحیهای ژورن قرار دارن که زبان طراحیش در بقیهی کلکسیونهاش نسبتاً ثابته. از نظر فنی، پیچیدهترین مدل این سری، Vagabondage III هست.

تا جایی که من خبر دارم، Vagabondage III تنها ساعت با نمایشگر دیجیتال پرشیه که تا حالا ساخته شده و نمایشگر ثانیهشمار پرشی هم داره. ثانیههای پرشی در موقعیت ساعت ۶ روی صفحه قرار دارن؛ دیسک ثانیه در سمت راست هر ثانیه یک بار میپره و دیسک سمت چپ هر ده ثانیه یک بار. ساعتها روی یک نمایشگر پرشی در بالا سمت راست نشون داده میشن و دقیقهها توسط یک عقربهی دقیقهشمار معمولی در مرکز. برای مدیریت مصرف انرژی هنگام پرش دیسکها، ژورن هم مثل لانگه در زایتوِرک، از یک مکانیزم انتقال نیروی ثابت (train remontoir) استفاده کرده.
نمایشگر ساعتهای سرگردان (Wandering Hours)
یکی دیگه از روشهای نمایش دیجیتال زمان، پیچیدگی «ساعتهای سرگردان» هست. تا جایی که میدونیم، این پیچیدگی اولین بار توسط برادران کامپانی در سال ۱۶۵۶ برای پاپ الکساندر هفتم توسعه داده شد. نسخهی کامپانی فضایی برای یک شمع در داخل داشت که صفحهی نیمهشفاف ساعت رو از پشت روشن میکرد؛ پاپ میخواست بتونه در شب زمان رو تشخیص بده، اما بدون سر و صدای چکش و زنگ.
به این ساعتها «سرگردان» میگن چون عدد ساعت به معنای واقعی کلمه روی صفحه «سرگردان» و در حال حرکته. در این ساعتها از سیستمی از ماهوارهها (satellites) استفاده میشه که اعداد ساعت روشون نصب شدن. این ماهوارهها به نوبت در یک قطاع از صفحه که با نشانگرهای دقیقه مشخص شده، حرکت میکنن. یکی از بهترین و شناختهشدهترین نمونههای مدرن از این پیچیدگی، ساعت Star Wheel از برند Audemars Piguet بود که در واقع یک جشن باشکوه از ساعتسازی سنتی و سطح بالا در قالب یک نمایشگر زمان نامتعارفه.

این ماهوارهها توسط چرخدندههای ستارهای شکل در جای خودشون نگه داشته میشن (اسم ساعت هم از همینجا میاد) و هر کدوم یک چهارم دور میچرخن تا عدد ساعت درست رو در موقعیت قرار بدن.

یک برداشت کاملاً متفاوت و جسورانه از نمایشگر ساعتهای سرگردان، از برند URWERK میاد که کل هویت برندش رو حول این نوع نمایشگر و تغییرات مختلف اون ساخته. برای مثال، مدل UR-202 از نظر فنی یک نمایشگر ساعت سرگردانه، اما با تفاوتهای طراحی و فنی عمدهای نسبت به نسخههای سنتی مثل Star Wheel. یک تفاوت فنی قابل توجه اینه که ماهوارهها در طراحی URWERK به جای دیسک، مکعبهای چرخان هستن.
نمایشگرهای رتروگرِید (عقبگرد – Retrograde)
نمایشگرهای رتروگرید خیلی سرراست هستن: ساعت، دقیقه و گاهی ثانیه توسط عقربههایی نشون داده میشن که در طول یک قطاع منحنی حرکت میکنن و وقتی دورهی زمانی مشخصی (مثلاً یک ساعت، در مورد نمایشگر دقیقهی رتروگرید) تموم شد، به نقطهی شروع برمیگردن. «جرالد جنتا» به طور گسترده از عقربههای رتروگرید در ساعتهای Retro Fantasy و طراحیهای دیگهاش استفاده میکرد و اغلب اونها رو با یک نمایشگر ساعت پرشی ترکیب میکرد.

ساعت Moser Pioneer Retrograde Seconds “Midnight Blue” نمونهای از یک نمایشگر ثانیهی رتروگریده – یک نمایشگر ۳۰ ثانیهای که عقربهی ثانیهشمارش هر سی ثانیه یک بار به عقب برمیگرده.

نکتهی جالبتر در مورد ساعت موزر اینه که به شما نشون میده این پیچیدگی چطور کار میکنه: محور عقربهی ثانیهشمار روی یک فنر مارپیچ نصب شده و به یک اهرم دندانهدار (rack) متصله که نوک اون با یک بادامک (cam) دو پلهای در حال چرخش در تماسه. با چرخش بادامک، اهرم دندانهدار عقربهی ثانیه رو در مسیرش حرکت میده و در ثانیهی سیام، نوک اهرم از روی پلهی بادامک پایین میفته و عقربه رو به نقطهی شروعش برمیگردونه.

این راه حل مهندسی پایه که از بادامکهای پلهای و اهرمهای دندانهدار برای انجام کارهای مختلف استفاده میکنه، در طیف وسیعی از پیچیدگیهای ساعتسازی پیدا میشه – نه تنها در نمایشگرهای رتروگرید، بلکه در ساعتهای ریپیتر (repeater) و تقویمهای دائمی (perpetual calendar) هم کاربرد داره.
نمایشگرهای خطی و رولی (Linear And Roller Displays)
حالا داریم وارد چیزای واقعاً عجیب و غریب و حتی یه کم خلوضع میشیم. نمایشگرهای خطی، نمایشگرهای دایرهای یا منحنی ندارن؛ در عوض، زمان در امتداد یک خط مستقیم نشون داده میشه، یه جورایی شبیه کیلومترشمارهای خطی ماشینهای قدیمی، البته اگه سنتون قد بده که یادتون بیاد چه شکلی بودن. شاید فکرش رو هم نکنید که برندی مثل Patek Philippe با همچین چیز غیرمعمولی سر و کله بزنه – بالاخره این همون شرکتیه که مدل reference 96 رو چهل سال تمام بدون تغییر تولید کرد! – اما اگه لیستی از ساعتهای با نمایشگر عجیب و غریب دارید، حتماً یه جا برای مدل اغلب فراموششدهی Cobra, ref. 3414 باز کنید که موتورش توسط «کوتیه» (Cottier) و قابش توسط «ژیلبر آلبر» (Gilbert Albert) ساخته شده.

ساعت کبرا، که هیچوقت به تولید انبوه نرسید (تنها نمونهی موجود که یک پروتوتایپ هست، در موزهی پتک فیلیپ در ژنو نگهداری میشه)، یکی از معدود ساعتهای با نمایشگر خطیه که اغلب از یک غلتک (roller) پنهان شده زیر قاب برای ایجاد این نمایش خطی استفاده میکنه. یک نمونهی دیگه از این نوع نمایشگر باز هم از برند URWERK هست.

اگه دنبال یه نمایشگر نامتعارف هستید که روی دست همهی نمایشگرهای نامتعارف دیگه بلند بشه، UR-111C گزینهی بدی نیست. در دو طرف غلتک خطی، دو مخروط دیجیتال وجود داره که ساعت و دقیقه رو نشون میدن و در مرکز، یک نمایشگر رولی هم دقیقه رو نمایش میده که مقداری لوم (ماده شبنما) به صورت انتخابی روی نشانگر ۶۰ دقیقه و روی شیار مارپیچ خود غلتک به کار رفته. URWERK در سال ۲۰۰۹ هم یک ساعت با نمایشگر خطی دیگه به نام UR-CC1 عرضه کرد که ارتباط مستقیمتری هم با مدل Patek ref. 3414 و هم با برخی از ساعتهای خطی واقعاً عجیب دههی ۱۹۷۰ مثل Lip Secteur داره.
و بعد از همهی اینها، به مدلهای واقعاً عجیب و تک میرسیم؛ ساعتهایی که در یک مدل یا یک خانوادهی خاص عرضه شدن و نمایشگر زمانشون اونقدر نامتعارفه که هیچکس عقلش رو از دست نداده که ازشون تقلید کنه.
نمایشگرهای خاص: تقریباً تمام ساعتهای MB&F
برند MB&F اونقدر حضور تثبیتشدهای در دنیای کلکسیونرهای ساعت داره که دیگه حتی لازم نیست توضیح بدیم حروفش مخفف چی هستن. اما با این تغییر تدریجی از یک برند «ساختارشکن» به یک «نهاد»، یه جورایی اون شناختی که باید از کار «مکس بوسر» (Max Büsser) وجود داشته باشه، کمرنگ شده. وقتی داریم در مورد نمایشگرهای نامتعارف صحبت میکنیم، ارزشش رو داره به یاد بیاریم که اساساً هر کدوم از ماشینهای هورولوژیکال (Horological Machine) این برند، بدون استثنا، یک نمایشگر زمان نامتعارف رو ارائه میدن و علاوه بر اون، برای هر کدوم یک مکانیزم کاملاً جدید هم طراحی شده. یکی از بهترین خاطرات من از نمایشگاههای ساعت، همیشه لحظهایه که یک HM3 رو در نمایشگاه SIHH دستم کرده بودم و تقریباً همه – از کلکسیونرهای ساعت گرفته تا رؤسای برندها – سر جاشون میخکوب میشدن و میخواستن بیان ببیننش.

اولین ساعت MB&F که من از نزدیک دیدم، HM2 در سال ۲۰۰۸ بود. با مکس در موزهی هنر مدرن (چه جای مناسبی!) ناهار خوردم و کاملاً شگفتزده شدم. HM2 یک شمش طلاست با نمایشگر ساعت پرشی لحظهای، دقیقهشمار رتروگرید متحدالمرکز، تاریخ رتروگرید، نمایشگر فاز ماه دو نیمکرهای و کوک اتوماتیک، روی یک روتور مرکزی به شکل تبر جنگی انیمههای ژاپنی (مانگا) که روی یک موتور پایه از برند Girard-Perregaux ساخته شده بود.

مدل HM3 “Frog” (قورباغه) یک نمونهی دیگه از اینه که تخیل در ساعتسازی تا کجا میتونه پیش بره. وقتی از چشمانداز سال ۲۰۲۴ به گذشته نگاه میکنیم، این ساعت یه جورایی سرزنشی برای رویکرد کلی ریسکگریز و کمبود تخیلیه که در بسیاری از ساعتهای مدرن میبینیم. اینکه تشخیص زمان روی اون به شدت سخته، اصلاً مهم نیست؛ ماشینهای هورولوژیکال بهترین نمونه از این هستن که اگه به جای پرسیدن «چرا؟»، بپرسید «چرا که نه؟»، چه اتفاقات خوبی میتونه بیفته.
نمایشگرهای خاص: تقریباً تمام ساعتهای سری Opus از Harry Winston
سری ساعتهای Opus از برند هری وینستون، کم و بیش، توسط کلکسیونرهای جدیدتر ساعت کاملاً فراموش شدن – منظورم از «جدیدتر» احتمالاً هر کسیه که بعد از سال ۲۰۱۵ به ساعت علاقهمند شده، یعنی زمانی که آخرین ساعت Opus (مدل Opus 14) عرضه شد. تصادفی نیست که سری Opus زاییدهی افکار کسی نبود جز خودِ مکس بوسر، که این ابتکار رو در سال ۲۰۰۱ با ایدهی ایجاد همکاری بین هری وینستون و یک ساعتساز مستقل شروع کرد؛ ساعتسازی که بهش یک تختهی سفید و یک چک سفید امضا داده میشد تا چیزی خارقالعاده خلق کنه.

سری Opus قبلاً گل سرسبد هر نمایشگاه Baselworld بود – یکی دیگه از اون بخشهای ظاهراً همیشگی دنیای ساعت که با سرعت عجیبی به فراموشی سپرده شد. مطبوعات و علاقهمندان به ساعت هر سال با همون اشتیاق بچههایی که منتظرن ببینن زیر کاغذ کادوی یه هدیهی خیلی بزرگ زیر درخت کریسمس چیه، منتظر Opus جدید بودن (البته جشنهای زمستونی شما ممکنه بسته به اعتقاداتتون متفاوت باشه، ولی فکر کنم منظورم رو گرفتید).
همهشون به طرز شگفتانگیزی پوچ و بینظیرن. Opus 3 که توسط «ویانی هالتر» (Vianney Halter) طراحی شده بود، در ابتدا به عنوان ساعتی با شش دریچهی دایرهای تصور شده بود که زمان و تاریخ رو روی دیسکهای دیجیتال پرشی نشون میداد. فکر کنم ده سال طول کشید تا بعد از معرفی، بالاخره کار کنه، اما تا جایی که من میدونم هیچکس بیعانهاش رو پس نگرفت. اگه میخواید ببینید سری Opus تا کجا پیش رفت، تاریخچهی کاملش رو در وبسایت Quill & Pad ببینید. فکر کنم مدل مورد علاقهی من Opus 11 بود که یه جورایی مثل یه ساعت پرشیِ دوپینگکرده است. همونطور که تو عکس میبینید، هر ساعت، ماهوارههایی که تکههایی از عدد ساعت جدید روشون بود، میچرخیدن تا در مرکز صفحه در موقعیت درست قرار بگیرن. پوچ، کاملاً غیرکاربردی و کاملاً خارقالعاده بود. برای دیدن Opus 11 بیاید، برای دیدن یک نسخهی مکانیکی از یک ساعت G-Shock بمانید!
نمایشگرهای خاص: تقریباً تمام ساعتهای پر شده با روغن Ressence
برند Ressence تعداد بسیار متقاعدکنندهای از مدلهای مختلف سیستم ROCS – Ressence Orbital Convex System (سیستم محدب مداری رسنس) – رو تولید کرده که شامل ماهوارههایی برای نمایش شاخصهای مختلفه که در یک صفحهی چرخان تعبیه شدن. اما نمادینترین ساعتهای ROCS، اونهایی هستن که قابشون با روغن پر شده. قاب این ساعتها به دو نیمهی بالایی و پایینی تقسیم شده؛ نیمهی بالایی با روغن سیلیکون پر شده و نیمهی پایینی حاوی موتور پایهی اتوماتیکه.

ترفند جادویی اینجاست: این روغن ضریب شکست نوری یکسانی با شیشهی سافایر (یاقوت کبود) داره و نتیجه اینه که به نظر میرسه شیشه ناپدید شده و ماهوارهها یه جورایی روی سطح خود شیشه شناور هستن. پشت این ترفند جادویی، نوآوری فنی قابل توجهی وجود داره، اما نتیجهاش یک نمایشگر زمانه که به این زودیها فراموشش نمیکنید.
کلام آخر: این جشن هندسه از برند هوبلو (Hublot)
هوبلو به دلایل مختلف، خیلی وقتا از طرف اونایی که خودشون رو طرفدار اصالت ساعتسازی میدونن، مورد انتقاد قرار میگیره، اما در طول سالها ساعتهایی ساخته که واقعاً بینظیرن. از اونجایی که موضوع ما نمایشگرهای نامتعارفه، مدلهای مورد علاقهی شخصی من، Sang Bleu هستن.

از یک جنبه، این یک ساعت معمولیه: سه شکل هندسی هشتضلعی تو در تو وجود داره که ثانیهها (مرکزی)، ساعتها (وسطی) و دقیقهها (بیرونیترین) رو نشون میدن. اما روشی که زمان رو نمایش میده، شبیه هیچ ساعت دیگهای نیست و این اشکال هندسی در هم تنیده، حسی از زمان به شما میدن که از هیچ ساعت دیگهای نمیتونید بگیرید. از نظر مکانیکی سرراسته، برخلاف ساعتهای Opus، MB&F یا Ressence، اما در عین حال، یک جادوی خاصی داره که خوندن زمان رو به یک تجربهی تقریباً عرفانی و رازآلود تبدیل میکنه. مدل Sang Bleu Sapphire این فلسفهی طراحی رو به یک اوج واقعاً چشمگیر میرسونه. و با وجود همهی اینها، ثابت میکنه که وقتی صحبت از نمایشگرهای نامتعارف زمان میشه، هنوز دنیاهای زیادی برای فتح کردن باقی مونده.

