بررسی ساعت TAG Heuer S/el: یک انتخاب جسورانه و نوستالژیک برای کلکسیونرهای خاص


مهم نیست کلکسیون ساعت شما چقدر خوشسلیقه چیده شده باشد، یا چقدر سبد سرمایهگذاریتان پر از مدلهای شاخص و اصیل مانند سابمارینر بدون تاریخ، اسپیدیهای پیش از آپولو، یا کارتیه تانک بینقص باشد، احتمالاً یک “وصله ناجور” یا یک انتخاب نامتعارف هم در آن گوشه و کنار پنهان شده است. انتخابهای بحثبرانگیز شما. رازهای پنهان شما. آن ساعتی که به طرز وحشتناکی از مد افتاده، از نظر عینی ناخوشایند است، یا صرفاً عجیب و غریب به نظر میرسد.
صادق باشید، حتماً چیز عجیبی در اعماق جعبه ساعت شما یا در تاریخچه جستجوی شبانه شما در وب پنهان شده است. این مقاله به ستایش این “نامتعارفهای دوستداشتنی” میپردازد و راستش را بخواهید، من هم تعداد زیادی از این ساعتها را در رادار خود دارم. ظاهراً من هم در این زمینه کمی مشکل دارم!

هوئر (Heuer) یکی از معتبرترین برندها در دنیای کلکسیون ساعت است، با مدلهای کلاسیکی مانند کاررا، موناکو و چندین مدل دیگر که در لیست آرزوهای بسیاری از افراد قرار دارند و همیشه در ذهن من جای دارند. این برند به درستی در تاریخچه موتورسواری ریشه دوانده، چرا که در برخی از بزرگترین لحظات تاریخ مسابقات حضور داشته است. و خدا میداند که چقدر دوست دارم چند مدل از این ساعتها را در کلکسیونم داشته باشم.
اما به عنوان کودکی در دهه ۸۰ میلادی، من دلبستگی عمیقی به برخی از مدلهای نامتعارفتر آن دوران پیدا کردم. پس از انتقال مالکیت به شرکت Techniques d’Avant Garde، برند TAG Heuer رویکردی کاملاً جدید را آغاز کرد و طراحی ساعتها واقعاً جسورانه و نوآورانه شدند. و جسورانهترین آنها بدون شک، مدل عجیب و غریب S/el بود.

اجازه دهید بیپرده بگوییم: مدل S/el (کوتاه شده Sport/Elegance به معنای اسپرت/ظریف) به طرز خندهداری قدیمی به نظر میرسد، محصولی واقعی از زمان خود، متولد شده در اوج دهه پرجنبوجوش ۸۰ میلادی. در حالی که مدل اولیه فرمولا ۱ پر از رنگهای روشن و انرژی جوانپسندانه شبیه ساعتهای سواچ بود (و من یکی از طرفداران پر و پا قرصش بودم)، S/el که توسط ادی شوپفر طراحی شده بود، بازاندیشی آوانگارد از آنچه یک ساعت *میتوانست* باشد، ارائه داد.
و بله، من دیوانهوار عاشق این ساعت هستم. همه چیز به آن بند با طراحی سیال و حجاریشدهاش برمیگردد و اینکه چگونه با لبههای گرد قاب یکپارچه میشود، بدون هیچ زاویه تیز و مشخصی از گذشته.

حلقههای دوتایی S شکل آن، مرا به یاد طراحیهای هنرمند سوئیسی H.R. Giger میانداختند که استاد زیباییشناسی “بیومکانیکی” بود، سبکی که ترکیب انسان و ماشین را به تصویر میکشید. خلقآثار تخیلی او شامل مجسمهسازی، نقاشیهای ایربراش و طرحهای آلبوم برای موسیقیدانانی مانند دبی هری (از گروه بلاندی) و همچنین گروه پراگرسیو راک Emerson, Lake, and Palmer برای آلبوم “Brain Salad Surgery” بود.
احتمالاً مشهورترین کار او طراحی موجود بیگانه زنومورف برای شاهکار علمی-تخیلی ریدلی اسکات، “Alien” است. بند ساعت S/el نیز به نظر میرسد که گویی به خشونت از ستون فقرات موجودی ماورایی بیرون کشیده شده باشد. این ترکیبی چشمگیر از فرمهای ارگانیک است که در فلز به تصویر کشیده شدهاند.

و چه قدیمی باشد چه نباشد، هیچ چیز دیگری در دنیای ساعتسازی شبیه آن نبود. این ساعت به گونهای به قاب متصل میشد که جریان یکپارچهای داشت، اما به ناچار امکان تعویض بند را به تعداد محدودی از گزینههای اختصاصی TAG محدود میکرد. راستش را بخواهید، اگر تا اینجا برای خرید این ساعت مصمم شدهاید، حتماً آن را به خاطر بندش خریدهاید.
اکثر مدلها تمام استیل با بندهایی از حلقههای مات و پولیشکاری شده بودند، و مدلهای دو رنگ که سبک فوقالعاده دهه ۸۰ را به نمایش میگذاشتند، انتخاب محبوب دیگری بودند. تعداد کمی نیز در رنگهای مشکی/طلایی و تمام طلایی ساخته شدند، و یک بند چرمی با اتصالات خاص نیز موجود بود.

قاب گرد ساعت با یک قاب چرخان با دندانههای برجسته و یک تاج نیمهپیازی فرورفته که ظاهری نامتعارف داشت، از حالت یکنواختی خارج میشد. عناصر صفحه ساعت به طرز شگفتآوری محافظهکارانه بودند، با گزینههای رنگی رایج شامل مشکی، سفید، خاکستری و آبی.
عقربههای مرسدس بنز، یک پنجره تاریخ در موقعیت ساعت ۳، و نشانگرهای قرصمانند (اعداد ۶ و ۹ در برخی مدلهای کرونومتر اضافه شده بودند) جزئیات صفحه را کامل میکردند. شاید عناصر نسبتاً متعادل صفحه، تعدیلکننده جسارت بند و قاب ساعت بودند. مدلهای مردانه، سایز متوسط و زنانه همگی عرضه میشدند.

حرکت موتور در مدلهای “Professional” از نوع کوارتز و برای مدلهای “Chronometer” از نوع ETA 2892 بود. S/el اساساً یک ساعت غواصی بازطراحیشده (با مقاومت ۲۰۰ متر در برابر آب) بود که برای طرفداران مسابقات موتورسواری به بازار عرضه شد، و این جایگاهسازی نامتعارف منجر به تولید ساعتی همهکاره و روزمره شد.
چندین نوع مختلف از جمله کرونوگرافهای کوارتز و مکانیکی، مدلهای آنالوگ/دیجیتال (مانند مدلی که مورد علاقه آیرتون سنا، راننده افسانهای F1 برزیل بود) و بسیاری از نسخههای ویژه که یادآور موتورسواری بودند، ارائه شدند.

به هیچ وجه قرار نبود که این ترکیب موفق باشد، اما به طرز معجزهآسایی، به نوعی بینقص از آب درآمد. حداقل برای آن زمان بینقص بود. TAG Heuer که از فاصله دور نیز قابل تشخیص بود، تعداد زیادی از این ساعتها را فروخت، اما S/el قرار نبود به ماندگاری در تاریخ ساعتسازی دست یابد، و با تحولات سلیقه مد، در اواخر دهه ۹۰ تولید آن متوقف شد.
با این حال، این مدل منجر به تولید سری Link با زوایای تندتر در سال ۱۹۹۹ شد که نسخهای مدرن از فرم اصلی را ارائه داد و هنوز هم بخشی از کاتالوگ TAG Heuer امروزی است. اما برای آن دسته از ما که سلیقههای خاصی داریم، دلبستگی نوستالژیک به هر آنچه مربوط به دهه ۸۰ است، یا هر دو، هیچ چیز جز مدل اورجینال اصیل، رضایتبخش نیست. هنوز هم میتوانید نمونههایی از این ساعتها را در eBay و Chrono24 پیدا کنید، و معمولاً قیمت چندان بالایی ندارند.

چندی پیش در یک صحنه نادر در دنیای واقعی، پرستاری که واکسن کووید من را تزریق میکرد، با استفاده از یک نسخه دو رنگ بسیار خوب نگهداریشده از این ساعت، مرا غافلگیر کرد. او آن را “ساعت غواصی” خود مینامید و میگفت همسرش آن را نو برایش خریده است (در حالی که من در درونم بیصدا فریاد میزدم!). روزی فراموشنشدنی بود.
من هنوز به دنبال نمونه کامل خود هستم: مدل رفرنس #s89.206، یک کرونومتر تمام استیل با صفحه خاکستری به قطر ۳۸ میلیمتر و بدون اعداد روی صفحه. بله، این ساعت بیشرمانه رترو است، اما این بخشی از جذابیت آن (و به گفته دخترم، جذابیت خود من) است و من همیشه عاشق آن خواهم بود.
امیدواریم این مطلب برای شما مفید بوده باشد. برای مشاهده و بررسی جدیدترین مدلهای ساعتهای مچی، شما را به بازدید از مجموعه بینظیر ما در فروشگاه اینترنتی اشرافی دعوت میکنیم. برای یک انتخاب هوشمندانه و دریافت مشاوره فوری، دستیار هوشمند اشرافی همیشه آماده پاسخگویی به سوالات شماست.















