۶ نکته کلیدی کهای کاش همه برندهای ساعت به ما میگفتند


شاید یک عکس گویای هزاران کلمه باشد، اما هنوز هیچچیز جای امتحان کردن یک ساعت مچی روی دست را نمیگیرد. این کار همیشه ممکن نیست و بسیاری از ما ساعتها را بهصورت آنلاین و بدون دیدن از نزدیک خریداری میکنیم. به عنوان یک جامعه، عاشقان ساعت هرگز تا این حد آگاه و کنجکاو برای یادگیری جزئیات عمیق دنیای ساعتشناسی نبودهاند. اگرچه وضعیت بهتر شده است، اما برخی برندها در انتقال جزئیات خاصی که برای ارزیابی یک خرید حیاتی هستند، بهتر از دیگران عمل میکنند. در اینجا شش موردی را که همه برندهای ساعت باید به ما بگویند، بررسی میکنیم.
ضخامت

باور کنید یا نه، برخی از بیانیههای مطبوعاتی و وبسایتهای فروشگاهی برندها همیشه این اندازهگیری کلیدی را فاش نمیکنند. این موضوع واقعاً شگفتانگیز است، زیرا دو معیار اصلی که همه انتظار دارند بدانند، قطر و ضخامت هستند و بسیاری از ما حتی به دنبال دیدن «تثلیث مقدس» اندازهگیریها هستیم: قطر، ضخامت و فاصله بین دو شاخک (Lug-to-Lug).
ضخامت یک ساعت، معیاری بسیار مطلوب برای خریداران است، زیرا نه تنها تعیین میکند که آیا ساعت زیر آستین پیراهن قرار میگیرد یا نه، بلکه نشان میدهد ساعت چگونه روی مچ دست به نظر میرسد. ساعتهای نازکتر همچنین زیبایی و ظرافت بیشتری به ظاهر خود میبخشند و در حالی که دسته ساعتهای اسپرت نقطه مقابل ساعتهای رسمی (Dress) هستند، بسیاری از خریداران به دنبال این هستند که ساعتهای اسپرت خود را حتی در موقعیتهای رسمی نیز به عنوان ساعت اصلی انتخاب کنند.

ما دیدهایم که ضخامت چقدر برای مشتریان حیاتی است؛ یک مثال عالی برند «تودور» (Tudor) است. زمانی که مدل Black Bay Heritage به استفاده از موتورهای ساخت خود شرکت (Manufacture) روی آورد، برخی ابراز ناامیدی کردند. این نارضایتی به دلیل کیفیت پایینتر موتور جدید نبود؛ در واقع، این ارتقاء فنی بسیار مورد استقبال قرار گرفت. اما این تغییر به قیمت اضافه شدن میلیمترهای گرانبهایی به ضخامت ساعت تمام شد؛ ضخامت از ۱۲.۷ میلیمتر برای موتور ETA به ۱۴.۸ میلیمتر برای موتور Kenissi افزایش یافت.
سپس، تودور در سال ۲۰۲۳ نسل جدیدی از ساعتهای Black Bay مجهز به موتور Kenissi را معرفی کرد که ضخامت قاب را به ۱۳.۶ میلیمتر کاهش داده بود. اما تنها دلیلی که این اطلاعات به اطلاع عموم رسید، این بود که نشریات تخصصی ساعت وظیفه خود را انجام دادند و در نمایشگاه به اطلاعات دسترسی مستقیم داشتند.
رولکس هنوز اندازهگیری ضخامت را در صفحات محصولات خود لحاظ نکرده است، اما تودور از آن زمان این اطلاعات را به راحتی در صفحات محصولاتش در دسترس قرار داده است – به نظر میرسد برادر بزرگتر باید چیزی از برادر کوچکترش یاد بگیرد. با این حال، هیچکدام از این دو برند، فاصله بین دو شاخک (Lug-to-Lug) را در صفحات خود ذکر نمیکنند.
فاصله بین دو شاخک (Lug-to-Lug)

پس از اینکه احساساتم را در مورد اهمیت اندازهگیری فاصله بین دو شاخک (Lug-to-Lug) بیان کردم، بسیاری از شما با من تماس گرفتید و ابراز کردید که چقدر با این دیدگاه همنظر هستید. ما میبینیم که خریداران جدیدتر درگیر معیار جاافتاده «قطر» برای اندازهگیری ساعت میشوند، اما حقیقت این است که یک ساعت هرگز برای بازوی شما بیش از حد عریض نخواهد بود، اما *میتواند* برای مچ دست شما بیش از حد بلند باشد. برای کسانی که هنوز آشنا نیستند، فاصله بین دو شاخک، فاصله از نوک یک شاخک تا نوک شاخک مقابل است. متأسفانه، بسیاری از برندها این اطلاعات حیاتی را نادیده میگیرند.
در نتیجه، مشخصات فنی میتواند فریبنده باشد و با تمرکز صرف بر روی قطر به عنوان شاخص کلیدی برای تناسب کامل، بسیاری از افراد وقتی میفهمند که سابمارینر به قطر ۴۱ میلیمتر افزایش یافته، هیجانزده میشوند. البته، من اغلب قطرهای کوچکتر را ترجیح میدهم، اما مانند بسیاری از شما که عمیقتر در دنیای ساعتشناسی کاوش میکنید، اندازهگیریهایی که همه ما واقعاً میخواهیم بدانیم، ضخامت و فاصله بین دو شاخک هستند.

یک مثال عالی برای این موضوع، مقایسه ساعت Doxa SUB 300 و Nomos Ahoi Atlantik است. مدل Ahoi در دو اندازه ۴۰ و ۳۶ میلیمتری عرضه میشود، بنابراین روی کاغذ ممکن است فکر کنید هر دو ساعت از مدل ۴۲ میلیمتری Doxa Sub 300 کوچکتر هستند، اما در واقع اینطور نیست. مدل ۳۶ میلیمتری Nomos Ahoi در واقع فاصله بین دو شاخک ۴۶ میلیمتری دارد و مدل ۴۰ میلیمتری آن فاصله بسیار بزرگ ۵۰ میلیمتری را در بر میگیرد. هر دو مدل، چند میلیمتر بلندتر از فاصله ۴۵ میلیمتری بین دو شاخک در مدل SUB 300 هستند.

برای اینکه حق را به حقدار بدهیم: از زمانی که ما برای اولین بار از برندها خواستیم تا اندازهگیری فاصله بین دو شاخک را در صفحات محصولات و بیانیههای مطبوعاتی خود ارائه دهند، پیشرفتهایی در این زمینه حاصل شده است. جالب اینجاست که عمدتاً برندهای کوچک و مستقل (microbrands and independents) این افشاسازیها را به یک استاندارد تبدیل کردهاند و این برندهای بزرگ هستند که هنوز به این رویه نپیوستهاند. با این حال، باید از امگا و گرند سیکو تشکر کرد؛ چرا که هر ساعتی در وبسایت آنها، اطلاعات مربوط به فاصله بین دو شاخک و ضخامت را به راحتی در دسترس قرار داده است.
وزن

نه، ما نمیخواهیم وزن یک ساعت را بدانیم تا از قبل ارزش قراضه فلز آن را محاسبه کنیم. وزن هر ساعت از نظر تناسب و احساس روی مچ دست اهمیت دارد. برای مثال، یک ساعت مدرن Rolex GMT-Master II از جنس استیل حدود ۱۵۰ گرم وزن دارد. از طرف دیگر، ساعت Grand Seiko Tentagraph از تیتانیوم سبک ساخته شده است. با این حال، احتمالاً به دلیل موتور ماژولار بزرگ داخل آن، ۱۵۴ گرم وزن دارد. همانطور که میدانید، ساعتهای استیل رولکس به داشتن وزنی شبیه به فلزات گرانبها روی مچ دست معروف هستند. در نتیجه، امتحان کردن یک Tentagraph تیتانیومی ممکن است شما را شگفتزده کند، زیرا به هیچ وجه حسی شبیه به مدل Snowflake (که ۱۰۰ گرم وزن دارد) روی مچ دست ندارد.

ساعتهایی که در حین فعالیتهای بدنی استفاده میشوند، از سبک بودن سود میبرند؛ به هر حال، شما نمیخواهید ضربه فورهند شما کند شود. و مگر اینکه بخواهید برای همیشه در کف دریا بمانید، داشتن یک ساعت سنگین Sea-Dweller از طلای زرد روی مچ دست نیز عملی نیست… شوخی به کنار، وزن یک ساعت و توزیع آن میتواند به طور چشمگیری تعادل ساعت روی مچ دست شما را تغییر دهد. برای مثال، Tentagraph ارگونومیک به نظر میرسد زیرا تمام وزن آن عمدتاً از مرکز ساعت نشأت میگیرد، در حالی که دستبند آن به طرز آشنایی سبک باقی میماند. باز هم، باید از گرند سیکو و امگا تشکر کرد که وزن تقریبی تمام ساعتهای خود را در وبسایتشان فهرست کردهاند – برندهای دیگر نیز باید از این رویه پیروی کنند.
منشأ موتور ساعت

هیچ ایرادی در استفاده از یک موتور تولید انبوه (و اصلاح شده) وجود ندارد و اهمیت موتورهای ساخت خود شرکت (in-house) نباید بیش از حد مورد توجه قرار گیرد. موتورهای شرکتهایی مانند ETA و Sellita عملکردی اثبات شده و ساختاری بسیار مقاوم دارند. از سوی دیگر، برخی از موتورهای ساخت خود شرکت با مشکلاتی به بازار میآیند که حل آنها زمانبر است.
اما در حالی که یک موتور تولید انبوه ممکن است کاملاً بازنگری شده باشد، فاش نکردن صریح منشأ (ébauche) موتور شما، کمی شبیه نوشتن یک مقاله برای دانشگاه و عدم ذکر منابع است. ممکن است استدلال بسیار خوبی ارائه کرده باشید، اما استاد همچنان میخواهد بداند شما چگونه به این نتایج رسیدهاید.

با آگاهتر شدن خریداران ساعت، همه ما به مصرفکنندگانی محققتر تبدیل شدهایم؛ مانند استادی که خواستار کتابشناسی است. در این مرحله، به نظر میرسد برندها با استفاده از عبارت «موتور ساخت کارخانه» (manufacture calibre) برای موتوری که در داخل شرکت اصلاح شده، و «ساخت خود شرکت» (in-house) برای موتورهایی که از ابتدا توسط برند طراحی شدهاند، به وجود یک منشأ خارجی اشاره میکنند.
همچنین ممکن است ببینید که برندهایی مانند Bell & Ross یا Bremont در شماره رفرنس یا شماره کالیبر خود به منشأ موتور اشاره میکنند. برای مثال، کالیبر BR-CAL.302 در داخل Bell & Ross BR-03-92 یک موتور ETA-2892 یا Sellita SW300 است و همین امر در مورد هر ساعت Bremont که از کالیبر اصلاح شده BE-92AE استفاده میکند نیز صدق میکند.
نکته ظریفی که فقط افراد آگاه متوجه آن میشوند، وجود عدد «۹۲» در شماره رفرنس ساعت Bell & Ross و شماره کالیبر Bremont است. من میگویم کمی شفافیت بیشتر به کسی آسیب نمیرساند؛ در واقع، فکر میکنم اگر آنها به سادگی تمام کارهایی را که برای اصلاح موتور ارائه شده توسط ETA، Sellita یا دیگران انجام دادهاند، توضیح دهند، واقعاً به جذابیت محصولشان اضافه میشود. قطعاً بهتر است که صادق باشند، زیرا در غیر این صورت، جامعه علاقهمندان به ساعت، خودشان تحقیق عمیق انجام خواهند داد. و زمانی که یافتهها به یک منشأ فاش نشده اشاره کنند، این موضوع به طور کامل بحث پیرامون آن ساعت را خدشهدار خواهد کرد.
شفافیت در مورد تأمینکنندگان

در ادامه بحث منشأ موتور، شفافیت تنها به بخش موتور محدود نمیشود. شاید به دلیل تعصب مصرفکنندگان نسبت به محصولات «ساخت خود شرکت»، تولیدکنندگان ساعت به ندرت ساعتهای خود را به طور کامل در داخل کارخانه میسازند و به همان ندرت فاش میکنند که کدام متخصصان به ساخت آن کمک کردهاند. یا حداقل، فهمیدن این موضوع را برای یک فرد عادی آسان نمیکنند. همچنین ممکن است برندها به سادگی فکر کنند که بازار بزرگتر واقعاً علاقهای به دانستن این جزئیات پشت صحنه ندارد، اما با افزایش تعداد افرادی که با ظرافتهای ساعتسازی آشنا هستند، خورههای ساعت قطعاً میخواهند بدانند. آنها نه تنها میخواهند بدانند، بلکه این یک فرصت برای برندهاست تا عاشقان ساعت را تحت تأثیر قرار دهند.
نامهایی مانند Cadraniers de Genève، Metalem و Agenhor همگی متخصصانی هستند که جامعه ساعتدوستان آنها را تحسین میکنند. پس چرا نام آنها را پنهان کنیم، در حالی که در واقع نقاط قوت ارزشمندی برای فروش هستند؟
من فکر میکنم تولیدکنندگان ساعت در سالهای آینده در این زمینه بهتر عمل خواهند کرد، هرچند احتمالاً هرگز کامل نخواهد شد. برندهای مستقل مانند Czapek قطعاً در این زمینه پیشرو هستند و همیشه از متخصصانی که به این برند در تحقق خلاقیتهایش کمک میکنند، نام میبرند – چه Chronode برای برخی موتورها یا Donzé Cadrans برای صفحههایی مانند Goutte d’Eau. من اخیراً با مدیرعامل جدید هابلو، جولین تورناره، صحبت کردم. او در حین گفتگوی ما در مورد این خبر که LVMH تولید موتورهای Zenith را برای استفاده در سراسر گروه گسترش خواهد داد، به من گفت: «نیازی نیست که موتور شما در داخل شرکت ساخته شود. چیزی که نیاز دارید، موتورهایی با کیفیت بالا است.» من با این نظر موافقم و تصور میکنم بیشتر بازاری که این اطلاعات برایشان مرتبط است نیز موافق خواهند بود. برای کسانی که اهمیتی نمیدهند، این اطلاعات نادیده گرفته میشود و هیچ ضرری برای برند نخواهد داشت.
تصاویر واقعی

معضل «رندر در مقابل واقعیت» هنوز هم صنعت ساعت را به شدت درگیر کرده است. البته، عکاسی «حرفهای» میتواند ویرایش شود، اما تصاویر رندر شدهای که همه برندها به عنوان پایه ارائه میدهند، هرگز حق مطلب را در مورد یک ساعت ادا نمیکنند. گرند سیکو، برندی که به عنوان پیشرو در زمینه رنگ، بافت و پرداختکاری شناخته میشود، مدتها با این مشکل دست و پنجه نرم میکرد. زمانی که مدل SBGA413 برای اولین بار عرضه شد، بسیاری پس از دیدن پوششهای زنده اشاره کردند که صفحه آن به آن اندازه که رندرهای اولیه نشان میداد، صورتی نیست.
علاوه بر این، همانطور که در عکس نمونه بالا میبینید، رندرهای وبسایت در انتقال یکی از اصول اصلی طراحی این برند، یعنی «بازی نور و سایه»، ضعیف عمل میکنند. فلز در رندرها روشن باقی میماند و مشخص نمیکند کدام سطوح برسخورده و کدامها صیقلی هستند.

با این حال، گرند سیکو ثابت کرده است که به بازخوردها گوش میدهد. در سالهای پس از اینکه مردم به این موضوع اشاره کردند، گرند سیکو اکنون عکاسی زنده با کیفیتی انجام میدهد و این عکسها را در بستههای مطبوعاتی خود قرار میدهد. با این حال، این برند هنوز از این عکسهای فوقالعاده به طور کامل در صفحات محصولات وبسایت خود استفاده نکرده است. مشکل استفاده از تصاویر رندر شده هنوز در سراسر صنعت رایج است و در حالی که من درک میکنم عکاسی با کیفیت نیاز به سرمایهگذاری دارد، برندهای بزرگتر با بودجههای کلان هیچ بهانهای برای حل نکردن این مشکل ندارند. از قضا، برندهای کوچکتر دوباره در این زمینه پیشرو هستند و معمولاً در این مورد بهتر عمل میکنند، زیرا میدانند که این کار تفاوت بزرگی در تبدیل فروش ایجاد میکند و به ویژه زمانی که حضور فیزیکی جهانی ندارید، اهمیت دارد.
امیدواریم این مطلب برای شما مفید بوده باشد. برای مشاهده و بررسی جدیدترین مدلهای ساعتهای مچی، شما را به بازدید از مجموعه بینظیر ما در فروشگاه اینترنتی اشرافی دعوت میکنیم. برای یک انتخاب هوشمندانه و دریافت مشاوره فوری، دستیار هوشمند اشرافی همیشه آماده پاسخگویی به سوالات شماست.

