تحول ساعت مچی زنانه از ساعتهای جواهرنشان تا مدلهای یونیسکس


روز جهانی زن امسال برای من، در جهان کوچک ساعتشناسی، حسی متفاوت یا شاید عمیقتر از سالهای گذشته دارد. فکر میکنم دلیل آن این است که ما در حال مشاهده یک تغییر اساسی در نحوه نمایش زنان و در واقع، مفهوم بزرگتر “جنسیت” در فرهنگ ساعت هستیم.
برای بیش از یک قرن، ساعتها بر اساس زیباییشناسی خود به وضوح زنانه یا مردانه تعریف میشدند. برای ورود مستقیم به کلیشهها (گرچه همیشه استثناهایی وجود دارد)، به طور کلی، یک زیباییشناسی مردانه با مفهوم مردان قوی و قهرمان که به وسایل مکانیکی، فعالیتهای سخت و نمایش ثروت آشکار علاقه دارند، گره خورده بود. از سوی دیگر، زنان “جنس لطیف” با تمایل به مد، جواهرات، رنگ صورتی و بدون علاقه به اشیاء مکانیکی یا زمانسنجی در نظر گرفته میشدند.
با این حال، در سالهای اخیر شاهد چالشهایی از سوی زنان نسبت به تعریف سنتی و محدود زیباییشناسی ساعتهای زنانه بودهایم و تولیدکنندگان نیز شروع به پیروی از این روند کردهاند. از نظر من، سه روش اصلی وجود دارد که زنان امروزه با ساعتها تعامل میکنند. اول، ساعتهایی با سبک جواهرنشان که به زیباییشناسی سنتی احترام میگذارند. دوم، ساعتهایی که زنان را در زیباییشناسی سنتی مردانه جای میدهند و در نهایت، ساعتهای غیرجنسیتیتر (یونیسکس)، که مفهومی بسیار مترقیتر است.
اما قبل از اینکه به تاریخ نگاه کنیم، میخواهم به یک تفسیر مدرن و صادقانه درخشان از آنچه دنیای ساعتهای زنانه میتواند باشد، بپردازم.
درخشش مدرن و طراحی فراتر از مرزهای جنسیتی

باید در غار زندگی کرده باشید تا شاهد رشد مفهوم سیالیت جنسیتی و هویتهای غیرباینری نباشید. برای کسانی که آشنا نیستند، جامعه به طور سنتی جنسیت را به صورت دو قطب مرد و زن تعریف کرده است، بدون هیچ پیوستگی بین آنها یا فرصتی برای عدم انطباق کامل. کسانی که به اندازه کافی شجاع بودند تا هنجارها را به چالش بکشند، در بهترین حالت طرد و در بدترین حالت، مجرم شناخته شده یا مورد آزار فیزیکی قرار گرفتهاند. اگرچه بسیاری همچنان پرچم هنجارهای جنسیتی را به اهتزاز در میآورند، خوشبختانه جامعه در حال حرکت به سمت فراگیری است. صنعت ساعت نیز با الگوبرداری از جامعه، شروع به پذیرش فراگیری کرده است که این امر منجر به انفجار خوشایندی از ساعتهای خنثی از نظر جنسیتی در اندازه و طراحی شده است، که برند ساعتساز آلمانی Nomos و محلی گلاشوته، یکی از پیشگامان برجسته و مورد علاقه شخصی من است.
با فلسفه طراحی باهاوس (Bauhaus) که بر هماهنگی عملکرد و فرم تاکید دارد، ساعتهای Nomos به طور طبیعی جنسیت را به عنوان محرک طراحی کنار میگذارند و بر خوانایی، سادگی و تناسب تمرکز میکنند. از نظر من، تنها ارتباطی که جنسیت ممکن است در طراحی Nomos داشته باشد، اندازه قاب است، جایی که زنان به طور متوسط مچ دست کوچکتری دارند، اما به همان اندازه میتوانید اندازه قاب را به عنوان گسترشی از باهاوس تلقی کنید، جایی که به سادگی، اندازه ساعت با اندازه مچ دست مطابقت دارد. به همین ترتیب، در اکثر مجموعهها، Nomos یک قاب کوچکتر و بزرگتر را بدون تغییر قابل توجه در طراحی کلی ارائه میدهد.
Nomos در مورد موتورهای ساعت نیز از روند جنسیتی پیروی نمیکند. از زمان اختراع آن در سال 1969، موتورهای کوارتز اغلب برای ساعتهای زنانه ترجیح داده میشدند، به دلیل دیدگاه قدیمی که زنان از نظر مکانیکی تمایلی ندارند. با این حال، Nomos فقط موتورهای مکانیکی تولید میکند و چه موتورهای خیرهکنندهای هستند؛ کاملاً داخلی، با کیفیت و پرداخت استثنایی، حتی در مقایسه با قیمت نسبتاً پایینشان درخشانتر. به طور مشابه، با استفاده شناخته شده از رنگهای پررنگ صفحه ساعت، ساعتهای بزرگتر در رنگهای سنتی زنانه و برعکس عرضه میشوند که این امر بیشتر هنجارهای جنسیتی را به چالش میکشد.

اگرچه من بسیاری از مدلهای مجموعه Nomos را دوست دارم، انتخاب من برای برجستهکردن عدم انطباق جنسیتی، مجموعه Club است و مدل تازه منتشر شده Club Sport نمونهای بارز از این رویکرد است. این ساعت طراحی کلی کلاسیک و بدون تزئیناتی دارد که جنسیت خاصی را تعریف کند. این مدل در اندازه قاب ایدهآل 37 میلیمتری قرار میگیرد که تقریباً برای هر دور مچ دستی مناسب است و وبسایت آن ساعت را بر روی مچهای بزرگتر و کوچکتر به تصویر میکشد، جایی که جنسیت بر اساس استایل قابل تشخیص نیست.
انتخاب رنگهای “پولار” (آبی) و “پترول” (سبز) نیز به همین ترتیب خنثی از نظر جنسیتی هستند و پرداخت آفتابسوخته آنها در برخورد با نور خیرهکننده است. برای علاقهمندان به ساعت مثل من، قاب پشتی از جنس یاقوت کبود، موتور اتوماتیک DUW3001 با طراحی و پرداخت بینظیر را به نمایش میگذارد. برای بررسی کامل این قطعات زیبا، میتوانید به لینک مربوطه مراجعه کنید.

اگر میخواهید جنسیت را کمی قویتر بیان کنید، مدل Club Campus، که در قابهای 36 میلیمتری یا 38 میلیمتری و در طیف رنگینکمانی از رنگها موجود است، انتخاب مناسبی برای شماست. زنانی با مچ دستهای کوچکتر مانند من که به دنبال لمسی زنانه هستند، نباید فراتر از مدل 36 میلیمتری با رنگ صورتی تیره را جستجو کنند. من شخصاً این ساعت را دارم و حتی با وجود بندهای بلندش، آن را کاملاً تحسین میکنم. مردانی با مچ دستهای بزرگتر نیز که به دنبال نشاندادن جنبه زنانهشان هستند، میتوانند مدل 38 میلیمتری با صفحه صورتی را انتخاب کنند. این همان پیشرفت است!
اولین ساعت مچی تاریخ
اجازه دهید حالا به گذشته سفر کنیم (با کنایه از زمان) تا درک کنیم چگونه زیباییشناسی سنتی زنانه را تعریف میکنیم و چگونه به وجود آمد.
اگر من را بشناسید، میدانید که من ساعت کارتیه سانتوس (Cartier Santos) را در تمام اشکالش میپرستم. این یک طراحی یونیسکس (بدون جنسیت) عالی است. شاید به دلیل شنیدهها و خواندههای فراوان درباره اولین ساعت مچی، فکر کنید که سانتوس دومون لویی کارتیه که برای هوانورد آلبرتو دومون ساخته شد، اولین ساعت مچی تاریخ بوده است. اما این یک اشتباه رایج است.

افتخار اولین ساعت مچی تاریخ به برند Breguet در سال ۱۸۱۰ میلادی میرسد که یک ساعت مچی به سبک دستبند برای کارولینا، ملکه ناپل، ساخت. پس از آن، Patek Philippe نیز در سال ۱۸۶۸ میلادی ساعتی مشابه برای کنتس کوسکوویتز خلق کرد. در ادامه این تم سلطنتی، ملکه الیزابت دوم در مراسم تاجگذاری خود یک ساعت کوچک جواهرنشان از Jaeger LeCoultre به دست داشت و در طول دوران سلطنت خود نیز چندین ساعت Patek Philippe بسیار خاص داشت.
این چگونه اتفاق افتاد؟ این زنان قدرتمند نیاز به دانستن زمان داشتند، اما ساعتهای جیبی به سادگی در لباسهای بدون جیب آن دوران جای نمیگرفتند. زنان سلطنتی قدرتمند همچنین جواهرات شگفتانگیزی برای نمایش جایگاه و تثبیت حکومت خود به دست میکردند، بنابراین ترکیب ساعت با دستبند یک واقعیت اجتنابناپذیر بود. در اصل، این همگرایی عملیبودن با جایگاه بود، شاید نهایت یک حرکت قدرتمند.
از ملکهها تا خانهدارها: نقش ساعت در زندگی زنان
این تأثیر سلطنتی هرگز از زیباییشناسی ساعتهای زنانه جدا نشد. اما با وجود ریشههای قدرتمند و آشکارش، در اوایل تا اواسط قرن بیستم، وقتی با ساعتهای کاربردی، ضروری و قهرمانانهای که مردان شجاع در جنگهای جهانی اول و دوم به دست میکردند مقایسه میشد، یک ساعت جواهرنشان از آزمون قدرت سربلند بیرون نمیآمد. با گذشت زمان و آگاهی تولیدکنندگان ساعت از این موضوع، با کمک دانش ساعتسازی و بازاریابی درخشان، ساعتهای مچی مردانه به سرعت به نمادهایی از مردانگی و جایگاه اجتماعی تبدیل شدند.
زنان در اواسط قرن، “جنس لطیف” محسوب میشدند، از نظر مالی وابسته به مردان خود بودند و مسئول اداره خانه بودند، نه بخشی از چرخدندههای واقعی و مجازی صنعت که در آن توانایی کنترل زمان در قالب روز کاری و دستمزد به معنای قدرت بود. بنابراین، ساعت جواهرنشان به نسخهای سادهتر و کمپیچیدهتر از ریشههای قدرتمند خود تبدیل شد، آینهای برای زن ظریف و به ظاهر کمتر علاقهمند به تکنولوژی آن زمان.
زنان در دنیای مردانه: شکستن تابوها و ورود به عرصه قدرت

اگرچه برخی چالشهای بزرگ و ناخواسته برای زیباییشناسی ساعتهای زنانه وجود داشتند، مانند ساعت کارتیه تانک جکی اوناسیس و کارتیه تانک فرانسس پرنسس دایانا، اما حرکت کافی برای تغییر روایت ایجاد شده توسط دههها ایدئولوژی جنسیتی ریشهدار و بازاریابی هوشمندانه وجود نداشت. حتی انقلاب جنسی اواخر دهه ۱۹۶۰ در قلب ساعتسازی اروپا نیز نتوانست این تغییر را ایجاد کند.
در دهه ۱۹۹۰، با اتصال تدریجی جهان از طریق رسانههای چاپی، تلویزیونی و فیلمی جهانی، زنان شاید به این ایده رسیدند که میتوانند با آزمایش زیباییشناسیهای سنتی مردانه، قدرت را تجسم بخشند. اگرچه ما آنها را دوست داریم، اما متأسفانه IWC در کمپینهای تبلیغاتی خود در دهه ۲۰۰۰ به این روند پاسخ داد و به شدت از زیباییشناسی ساعت مردانه به عنوان چیزی که به طور مطلق برای زنان ممنوع است، محافظت کرد.

در واقع، تا زمان ظهور شبکههای اجتماعی و جنبش “Me Too” که توانایی جمعی زنان را برای به چالش کشیدن کلیشهها تقویت کرد، برندهای ساعت شروع به گوشدادن نکردند. با این حال، باید به IWC اعتبار داد که در سالهای اخیر پیشرو در استفاده از بازاریابی فراگیرتر جنسیتی در مجموعههای خود بوده است.

البته، من فکر میکنم که تمام ساعتهای خلبانی 41 میلیمتری، حتی برای مچ دست کوچک 14 سانتیمتری من، مناسب هستند. اما شگفتانگیز است که IWC، مدل 41 میلیمتری Special Flight Tactical Instructor (SFTI) Spitfire – ساعتی که فقط به فارغالتحصیلان واقعی مدرسه پرواز تاپ گان اهدا میشود – را بر روی مچ دست ناتاشا “فینیکس” تریس در فیلم “تاپ گان: ماوریک” قرار میدهد، در حالی که او روی باند فرودگاه در حال انجام حرکت شنا است. از نظر من، این ممکن است اوج ورود زنان به یک زیباییشناسی بسیار سنتی مردانه، به شیوهای جریانساز و نه حاشیهای باشد. چه حرکت جسورانهای از سوی IWC!
نگاهی به استراتژیهای “کوچکسازی، صورتیسازی و نگینکاری” ساعتهای زنانه
در این بحث، پوششندادن استراتژی “کوچک و صورتی” (shrink and pink) قصور است. اگرچه اکنون بسیار کمرنگتر شده است، “کوچک و صورتی” یک استراتژی بازاریابی برای هدفقراردادن زنان بود؛ با این کار، هر آنچه که میخواستید به زنان بفروشید را صرفاً کوچکتر و به رنگ صورتی میساختید.
سایر استراتژیهای مشابه و واپسگرایانه در دنیای ساعت، شامل تغییر طراحیها برای زنان با افزودن سنگهای قیمتی و موتور کوارتز بود. اغلب این کار منجر به تبدیل یک ساعت مردانه معقول به یک ساعت زنانه بسیار بیکیفیتتر میشد.
دفاع از ساعتهای جواهرنشان: بازگشت به ریشههای قدرت

این ما را به بحثی برای ساعتهای جواهرنشان بازمیگرداند. برخلاف برخی مطالب در پلتفرمهایی مانند Reddit، هیچ مشکلی در داشتن ساعتهای کوچک، نگیندار و زیبا، فارغ از جنسیت وجود ندارد و من ایده اینکه هم مردان و هم زنان به اندازهی کافی راحت باشند تا یک کارتیه الماسنشان به دست کنند را دوست دارم. اما برای زنان، نکته قدرتمندتری در این زمینه وجود دارد. تاریخ زنان سلطنتی قدرتمند که الهامبخش ترکیب جواهرات و زمانسنجی در اولین ساعتهای مچی بودند، باید به رسمیت شناخته شده و جشن گرفته شود، نه اینکه به کنار گذاشته شود.
خوشبختانه، علاقهمندان به ساعت شروع به بازنگری ارزش زیباییشناسی زنانه در ساعتسازی کردهاند و زنان نیز زیباییشناسی جواهر را به عنوان نشانههای هنر، زیبایی و قدرت میبینند. این امر علاقه جدیدی را به ساعتهای کوچک و سنتی زنانه از جمله Bulgari Serpenti Tubogas بسیار جذاب و قدرتمند (اگر کسی به دنبال هدیه تولد برای من است، مدل Serpenti Spiga تک مارپیچ با سرامیک مشکی و رزگلد مورد علاقه من است) برانگیخته است. الیزابت تیلور، نماد استایل جواهرنشان و شخصیت قدرتمند، میدانست که در سال 1963 هنگام بازی در نقش کلئوپاترا، هیچ چیز قدرتمندتر از یک مار بر روی مچ دست نیست و از آن زمان تاکنون به Serpenti معتاد باقی مانده است.
شاید دنیای ساعتسازی نیز شروع به درک این نکته کرده است که ساعتهای جواهرنشان فراتر از صرفاً جواهرات هستند؛ آنها ساعتهایی با ساخت بینظیر، نمادهایی از زنانگی و قدرت هستند و باید به این ترتیب ارزشگذاری شده و همانگونه که در نظر گرفته شدهاند، پوشیده شوند.
ساعت مچی زنانه یعنی… هر آنچه شما میخواهید!
پس خانمها، نتیجه این است که یک ساعت زنانه میتواند، خب، هر چیزی باشد که شما میخواهید. میتواند غیرجنسیتی، کاملاً یونیسکس، جواهرنشان و خیرهکننده، یا محکم و مردانه باشد. همه آنها در طیف وسیعی از هویت زنان و نحوه استفاده از ساعت برای بیان هویت جای میگیرند. تمام ساعتها راههای مشروعی برای لذت بردن از ساعتشناسی هستند، هیچکدام به طور خودکار بهتر از دیگری نیستند، اگرچه من همچنان از قطعاتی که ضعیف طراحی شدهاند و با بیفکری صرفاً برای تولید ساخته شدهاند، پرهیز خواهم کرد.
پس، در این روز جهانی زن، هر آنچه که میخواهید به دست کنید، بدون هیچ محدودیتی، اگرچه امتیازات ویژهای برای رنگهای سبز، بنفش یا سفید وجود دارد. آن را با افتخار به دست کنید و با این کار میتوانیم روایت حضور زنان در دنیای ساعت را گسترش دهیم.
امیدواریم این مطلب برای شما مفید بوده باشد. برای مشاهده و بررسی جدیدترین مدلهای ساعتهای مچی، شما را به بازدید از مجموعه بینظیر ما در فروشگاه اینترنتی اشرافی دعوت میکنیم. برای یک انتخاب هوشمندانه و دریافت مشاوره فوری، دستیار هوشمند اشرافی همیشه آماده پاسخگویی به سوالات شماست.





















