تحول دنیای ساعت در دهه ۲۰۱۰؛ از ابعاد بزرگ تا ظهور برندهای مستقل


در دهه ۲۰۱۰ میلادی، صنعت ساعتسازی به صحنهای برای آزمایشهای جسورانه تبدیل شد؛ دههای که در آن اشتیاق به نوآوری، طراحان را واداشت تا چارچوبهای سنتی را بشکنند. نتیجه این رویکرد، خلق ساعتهایی با قطرهای بسیار بزرگتر از حد معمول و طراحیهای اغلب بیش از حد بلندپروازانه بود. در این بازه زمانی، ساعتهایی با ابعاد غولآسا ظهور کردند که البته نتوانستند نظر مثبت تمام علاقهمندان به ساعت را به خود جلب کنند.
امروزه با بازگشت ترندها به سمت ظرافت و سادگی، به آن مدلهای قدیمی با دیدگاهی انتقادی نگریسته میشود. این موضوع نشان میدهد که چگونه نوآوری بیش از حد در برخی موارد میتواند نتیجه معکوس داشته باشد. با این حال، اگر به دنبال خرید ساعت مچی اصل هستید، درک این تاریخچه به شما کمک میکند تا ارزش طراحیهای کلاسیک و مدرن را بهتر درک کنید.

با این حال، این دوره تنها مرحلهای از افراط نبود؛ بلکه دورانی بود که عموم مردم شروع به کشف و قدردانی از خلاقیتهای عجیب و غریب برندهای مستقل کردند. این پیشنهادهای جسورانه که در ابتدا مورد سوءتفاهم قرار گرفته یا حتی نادیده گرفته میشدند، در فضای پس از دوران کرونا بستر مناسبی برای شناخته شدن پیدا کردند. این موضوع ثابت کرد که نوآوری، حتی زمانی که قراردادهای مرسوم را به چالش میکشد، میتواند در طول زمان دیدگاههای جدید و شگفتانگیزی را ارائه دهد.
در این مقاله بررسی میکنیم که چگونه دهه ۲۰۱۰ هم دورانی از افراط و هم زمان تولد سلیقه زیباییشناختی جدیدی بود؛ دههای که با وجود انتقادات، اثری ماندگار بر تاریخ ساعتسازی بر جای گذاشت.
روند ساعتهایی با قطر صفحه رو به افزایش

اگرچه تصمیمات برندهای بزرگ در زمینه تولید و طراحی از سالها قبل برنامهریزی میشود، اما این تصمیمات قطعاً تحت تأثیر ترندها و ترجیحات مشتریان هستند. پدیدهای که در دهه اول قرن ۲۱ به شدت بر این انتخابها تأثیر گذاشت، تمایل به استفاده از ساعتهای بزرگ و بزرگتر بود که باعث میشد فرد در نگاه اول به راحتی شناسایی شود.
در حالی که در برخی مدلهای این دوره، مانند امگا Dark Side of the Moon یا نسخههای جدید ادمار پیگه رویال اوک آفشور (Audemars Piguet Royal Oak Offshore)، ابعاد بزرگ به دلیل الزامات عملکردی ساعت دیکته شده بود، اما در مورد مدلهای کلاسیکتر داستان متفاوت بود. در این بخش، برندها ناچار بودند مفهوم اصلی خود را بازنگری کنند تا با سلیقه بازار همسو شوند.

به عقیده من، یک مثال عالی از این رویکرد را میتوان در فعالیتهای برند کارتیر (Cartier) در آن سالها مشاهده کرد. این برند نسخههای جدیدی از مدلهای نمادین خود را با طراحی بازنگری شده ارائه داد. در میان آنها، برخی نسخههای مدل بنیوار (Baignoire) که امروزه به تناسبات کلاسیک خود بازگشته است، و مدل سانتوس (Santos) خودنمایی میکنند. جالب است بدانید مدل سانتوس در نسخههای کرونوگراف خود حتی به قطر ۴۳ میلیمتر نیز رسیده بود.
ساعتهای پیچیده؛ راهی برای متمایز شدن

یکی دیگر از جنبههایی که هنگام صحبت درباره استانداردهای زیباییشناختی ساعتهای این دوره باید در نظر گرفت، افزایش تقاضا برای ساعتهای ورزشی پیچیده (Complicated) است. این نیاز باعث شد تا خانههای ساعتسازی، قابهای نمادین خود را برای جای دادن موتورهای پیچیدهتر، دوباره طراحی کنند.
یک نمونه بارز، پتک فیلیپ ناتیلوس ۵۹۹۰ (Patek Philippe Nautilus 5990) است. این ساعت در کنار عملکرد کرونوگراف که از سال ۲۰۰۶ با مدل ۵۹۸۰ معرفی شده بود، پیچیدگی Travel Time (زمان سفر) را نیز اضافه کرد. به نظر من، نتیجه کار ساعتی است که بیشتر برای ایجاد تأثیر بصری طراحی شده تا راحتی روی مچ دست؛ مگر اینکه مشتری از علاقهمندان به ساعتهای بزرگ و پرجلوه باشد.
در سالهای اخیر، ما شاهد بازگشت به سمت طراحیهای ساده و مینیمال هستیم که دقیقاً در نقطه مقابل ترند ساعتهای بسیار پیچیده قرار دارد. این موضوع با موفقیت چشمگیر بازار ساعتهای وینتیج کارتیر در فروشگاه اشرافی و سایر بازارهای جهانی تأیید میشود.
از حاشیه تا درخشش؛ موفقیت برندهای مستقل

جنبه دیگری که باید در مورد دهه ۲۰۱۰ به آن توجه کرد، ظهور برندهای مستقل است. این اتفاق به ویژه در سالهای همهگیری کرونا به اوج خود رسید؛ دورانی که علاقه به این خلاقیتهای خاص به طور قطع تثبیت شد.
اگرچه برخی برندهای پیشرو که از ساعتسازی سنتی فاصله داشتند (مانند اورورک، MB&F، ریچارد میل یا دِ بتون) چندین سال بود که فعالیت میکردند، اما تثبیت جایگاه آنها در بازار رقابتی ساعتسازی دشوار بود؛ چرا که پیشنهادات طراحی آنها واقعاً از معیارهای کلاسیک فاصله داشت.

آزمایش با مواد جدید، اشکال نوآورانه و روشهای جایگزین برای نمایش زمان همیشه برای کلکسیونرها جذاب بوده است. با این حال، آنچه در دهه گذشته مشتریان را میترساند، برچسبهای قیمتی بالا بود. این قیمتها به دلیل هزینههای هنگفت تحقیق و توسعه توجیه میشدند، اما خریداران نسبت به پرداخت آنها تردید داشتند و نگران بودند که بازار در سالهای بعد از سلیقه آنها استقبال نکند.
در این مورد، برخلاف انتخابهای مربوط به اندازه و پیچیدگیهای فنی، این نوآوریهای سبکی بسیار مورد استقبال قرار گرفتند. امروزه صنعت ساعتسازی مستقل در میان معتبرترین بخشهای این هنر قرار دارد و بسیاری به دنبال اطلاع از قیمت عینک اورجینال و اکسسوریهای خاص این برندها نیز هستند.
نتیجهگیری
برای پاسخ به سوالی که مقاله را با آن شروع کردیم، من معتقد نیستم که دهه گذشته یک “دوران تاریک” برای ساعتسازی بود؛ بلکه بیشتر نتیجه تقاضاها و ترجیحات مشتریان در آن مقطع زمانی بود.
اگر در طول سالها، خلاقیتهای عجیبی مانند ماشینهای زمانسنج MB&F به طور فزایندهای محبوب شدهاند، اما داستان ترند قطرهای بزرگ و ابعاد غیرمعمول متفاوت است و به نظر میرسد بازار دوباره به سمت تعادل حرکت کرده است.
نظر شما چیست؟ آیا شما ساعتهای بزرگ و پر زرق و برق دهه گذشته را میپسندید یا طرفدار سادگی و ظرافت هستید؟
امیدواریم این مطلب برای شما مفید بوده باشد. برای مشاهده و بررسی جدیدترین مدلهای ساعتهای مچی، شما را به بازدید از مجموعه بینظیر ما در فروشگاه اینترنتی اشرافی دعوت میکنیم. برای یک انتخاب هوشمندانه و دریافت مشاوره فوری، دستیار هوشمند اشرافی همیشه آماده پاسخگویی به سوالات شماست.

