تاریخچه و بررسی برند ژاکه درو (Jaquet Droz): سه قرن تلفیق هنر، مکانیک و شگفتی


در دنیای ساعتسازی لوکس سوئیس، نامهای کمی وجود دارند که بتوانند همزمان تداعیگر اوج هنر مکانیکی، ظرافت هنری و روایتی تاریخی باشند. ژاکه درو یکی از آن نامهای نادر و درخشان است. این برند، بیش از آنکه یک تولیدکننده ساعت باشد، یک میراثدار بزرگ است که تاریخ آن به سال ۱۷۳۸ بازمیگردد.
هویت ژاکه درو بر دو ستون استوار است: دقت بینظیر در ساعتسازی و خلاقیتی حیرتانگیز در ساخت “آتاماتا” یا ماشینهای مکانیکی خودکار. این ترکیب منحصربهفرد، آثاری را خلق کرده که نه تنها زمان را نشان میدهند، بلکه داستانی را روایت میکنند و روح را به فلز و چرخدنده میدمند. داستان ژاکه درو، روایتی از سه پرده متفاوت است: عصر طلایی بنیانگذار نابغهاش، فصلی فراموششده در هیاهوی قرن بیستم، و یک رنسانس باشکوه در هزاره جدید.
این مقاله شما را به سفری در طول نزدیک به سیصد سال تاریخ دعوت میکند. سفری که از دربار پادشاهان اروپا و امپراتور چین آغاز میشود، از میان پیچوخمهای صنعتی قرن بیستم میگذرد و در نهایت به کارگاههای مدرنی میرسد که در آن، هنر و تکنولوژی برای خلق شگفتیهای جدید با یکدیگر به رقص درآمدهاند. با ما همراه باشید تا راز این برند استثنایی را کشف کنیم.
عصر روشنگری و تولد یک نابغه
تاریخ ژاکه درو با داستان زندگی مردی گره خورده است که دیدگاهش بسیار فراتر از زمان خود بود. پیر ژاکه درو نه تنها یک ساعتساز، بلکه یک مخترع، هنرمند و کارآفرین بینالمللی بود که نام خود را در تاریخ جاودانه کرد. این بخش به دوران طلایی او و پایهگذاری یک امپراتوری بیبدیل میپردازد.

پیر ژاکه درو: از مزرعهای در لشو دو فون (La Chaux-de-Fonds) تا فتح جهان
داستان ما در سال ۱۷۲۱، در مزرعهای کوچک به نام “La Ferme de Sur le Pont” در قلب منطقه ساعتسازی سوئیس، لشو دو فون، آغاز میشود. در این مکان، پیر ژاکه درو چشم به جهان گشود. او از سنین جوانی، تحت تعلیم بستگان باتجربهاش از خانوادههای سرشناس ساندوز و رابرت، علاقهای عمیق و جدی به دنیای ساعتسازی و مکانیک دقیق پیدا کرد.
در سال ۱۷۳۸، پیر ژاکه درو کارگاه خود را تأسیس کرد و تمام تمرکزش را بر روی ساخت ساعتهای پاندولی بلند (Longcase Clocks) گذاشت. او با مهارتی مثالزدنی، مکانیزمهایی خلق میکرد که به طور فزایندهای پیچیده و پیشرفتهتر از هر آنچه تا آن زمان ساخته شده بود، بودند. دقت، ماهیت موشکافانه و درک عمیق او از اصول مکانیک، باعث شد تا خیلی زود موسیقی و آتاماتا را به ساختههایش اضافه کند.
زندگی شخصی او نیز با فراز و نشیبهایی همراه بود که ارادهاش را برای وقف کامل به هنر خود تقویت کرد. پس از ازدواج با ماریان ساندوز و تولد دو فرزندش، او در فاصلهای کوتاه همسر و دخترش را از دست داد. این تراژدی باعث شد تا پیر ژاکه درو هرگز دوباره ازدواج نکند و تمام انرژی و نبوغ خود را صرفاً به دنیای ساعتسازی و مکانیک اختصاص دهد.
سفر سرنوشتساز به اسپانیا: تسخیر دربار سلطنتی
یک ملاقات، مسیر زندگی پیر ژاکه درو را برای همیشه تغییر داد و درهای شهرت بینالمللی را به روی او گشود. او با جورج کیث، فرماندار شاهزادهنشین نوشاتل، دیدار کرد و کیث به او توصیه کرد که ساختههای شگفتانگیز خود را به خارج از کشور، به ویژه دربار اسپانیا، عرضه کند. با این پشتیبانی ارزشمند، یک ماجراجویی بزرگ آغاز شد.
در سال ۱۷۵۸، پیر ژاکه درو به همراه پدر همسرش و یک دستیار جوان، کالسکهای را ساختند که به طور ویژه برای حمل ایمن شش ساعت پیچیده طراحی شده بود. آنها سفری ۴۹ روزه را از سوئیس به اسپانیا آغاز کردند و سرانجام در مادرید مورد استقبال یک نجیبزاده اسپانیایی قرار گرفتند. پس از چند ماه انتظار، فرصت موعود فرا رسید.
پیر ژاکه درو ساختههای خود را به فردیناند ششم، پادشاه اسپانیا، تقدیم کرد و نتیجه یک پیروزی تمامعیار بود. پادشاه و درباریانش از دیدن ساعتی که میتوانست بدون هیچگونه دخالت دستی و تنها با یک درخواست، زنگ بزند، انگشت به دهان مانده بودند. چند روز بعد، ساعتساز نابغه در ازای تمام ساعتهایش که برای کاخهای سلطنتی مادرید خریداری شد، مبلغ هنگفت ۲۰۰۰ سکه طلای اسپانیایی دریافت کرد.

آتاماتا: شاهکارهای مکانیکی که جهان را به تحسین واداشت
پیر ژاکه درو در سال ۱۷۵۹ با ثروتی قابل توجه به لشو دو فون بازگشت. این سرمایه به او اجازه داد تا رویای بزرگ خود را دنبال کند: تمرکز انحصاری بر ساخت ساعتها، کلکسیونها و بهویژه آتاماتاها که قرار بود نام او را در سراسر جهان پرآوازه کنند. او در این مسیر تنها نبود.
او با کمک پسر با استعدادش، هانری-لویی، و پسر همسایهشان، ژان-فردریک لشو، که پس از مرگ مادرش او را به فرزندخواندگی پذیرفته بود، یک تیم خلاق و قدرتمند تشکیل داد. این همکاری نزدیک و پرثمر، به خلق شاهکارهایی انجامید که تا به امروز نیز مایه شگفتی هستند. نقطه اوج این همکاری در سال ۱۷۷۴ با ارائه سه آتاماتای انساننما به جهان بود.
این سه شاهکار عبارت بودند از: نویسنده (The Writer)، ماشینی که میتوانست متنی تا ۴۰ حرف را بنویسد؛ طراح (The Draughtsman)، که قادر به کشیدن چهار طرح مختلف بود؛ و نوازنده (The Musician)، بانویی که پشت ارگ کوچکی مینشست و قطعات موسیقی را با حرکات طبیعی انگشتانش مینواخت. (تصویر مربوطه: automate androïde Ecrivain) این سه آتاماتا شهرت ژاکه درو را جهانی کردند و باعث شدند تا خانواده ژاکه درو برای نمایش آنها به یک تور اروپایی بروند و هنر خود را در پاریس به لویی شانزدهم و ماری آنتوانت، و سپس در دربارهای لندن، هلند و روسیه به نمایش بگذارند.
از لندن تا چین: فتح بازارهای جهانی
موفقیتهای پیدرپی، پیر ژاکه درو را به گسترش کسبوکارش ترغیب کرد. در سال ۱۷۷۴، او تصمیم گرفت کارگاهی در لندن، که در آن زمان قطب صنعت و تجارت جهانی بود، تأسیس کند و مدیریت آن را به پسرش، هانری-لویی، سپرد. این حرکت استراتژیک، آغازگر دورهای جدید از موفقیتهای بینالمللی بود.
همکاری با شرکت تجاری برجسته “James Cox London” دروازههای بازار وسیع و تشنه شرق دور را به روی ژاکه درو گشود. نمایندگان این شرکت در کانتون، محصولات ژاکه درو را برای سالها در چین، هند و ژاپن عرضه کردند. علاقهی شدید امپراتور چیانلونگ و درباریانش به ساعتها و ماشینهای مکانیکی اروپایی، ژاکه درو را به اولین برند ساعتسازی تبدیل کرد که به طور رسمی به چین وارد میشد.
در طول تنها ده سال، بیش از ۶۰۰ قطعه از ساختههای ژاکه درو به چین صادر شد و امپراتور را مجذوب خود کرد. تا به امروز، چندین آتاماتا و ساعت جیبی ژاکه درو همچنان با دقت در موزه کاخ امپراتوری پکن نگهداری میشوند. همزمان، در سال ۱۷۸۴، آنها اولین کارخانه ساعتسازی ژنو را افتتاح کردند که در تولید ساعتهای لوکس با کامپلیکیشنهای سطح بالا و آتاماتا تخصص داشت.
افول یک امپراتوری: پایان عصر طلایی
در سال ۱۷۸۸، امپراتوری ژاکه درو با سه مرکز تولید قدرتمند در لشو دو فون، لندن و ژنو به اوج موفقیت و شکوفایی خود رسید. این شرکت ساعتها، آتاماتاها و پرندگان آوازخوان خود را به سراسر جهان، به ویژه چین، میفروخت. اما این دوره طلایی دیری نپایید و ابرهای تیره بر فراز آن پدیدار شدند.
در سال ۱۷۹۰، مجموعهای از بدشانسیهای تجاری، پایههای مالی شرکت را به لرزه درآورد. چکهای ارسال شده از سوی نماینده اصلی آنها در چین برگشت خورد و همزمان، بزرگترین مشتری آنها در لندن ورشکست شد و شرکت را با بدهی سنگینی مواجه کرد. این مصائب، سالهای پایانی زندگی پیر ژاکه درو را تلخ کرد.
او ژنو را ترک کرد و در سال ۱۷۹۰ در شهر بین سوئیس درگذشت. گویی سرنوشت، پایانی تراژیکتر را رقم زده بود؛ پسرش، هانری-لویی، تنها یک سال بعد در جریان سفری به ناپل در سن ۳۹ سالگی از دنیا رفت. با شروع انقلاب فرانسه و جنگهای ناپلئونی، اقتصاد اروپا فروپاشید و تقاضا برای کالاهای لوکس به شدت کاهش یافت و به این ترتیب، دوره خلاقیت و شکوه بینظیر ژاکه درو به پایان رسید.
فصل فراموششده (1960-1983) – داستان تعاونی 150 تولیدکننده
بسیاری از علاقهمندان به ساعت، با نام پیر ژاکه درو و برند لوکس امروزی آشنا هستند، اما کمتر کسی از فصل میانی و تقریباً فراموششده تاریخ این نام خبر دارد. این دوره، داستانی کاملاً متفاوت از همکاری، تولید انبوه و تلاشی برای بقا در دنیای متغیر ساعتسازی سوئیس است. دورهای که در آن، نام “ژاکه-دروز” نه بر روی شاهکارهای هنری، بلکه بر روی میلیونها ساعت تولید شده توسط یک تعاونی حک میشد.

پس از جنگ جهانی دوم، صنعت ساعت سوئیس تحت سلطه چند شرکت بزرگ قرار گرفت و صدها کارگاه کوچک و مستقل (établisseurs) برای بقا تلاش میکردند. در مواجهه با این چالش، ایدهای نوآورانه شکل گرفت. در آوریل ۱۹۶۰، حدود ۷۰ تولیدکننده کوچک گرد هم آمدند و یک تعاونی به نام Coopérative de Fabricants Suisses d’Horlogerie (FH) را تأسیس کردند تا با تجمیع منابع، بتوانند در بازار جهانی رقابت کنند.
این تعاونی به یک نام تجاری مشترک و معتبر نیاز داشت و در سال ۱۹۶۳، فرصتی طلایی پدیدار شد. نام تجاری غیرفعال “Jaquet-Droz” که یادآور نبوغ و تاریخ ساعتسازی منطقه نوشاتل بود، توسط این تعاونی به ثبت رسید. این نام قرار بود به نمادی از کیفیت و همکاری صدها صنعتگر سوئیسی تبدیل شود.
تبلیغات این دوره با افتخار از “۱۵۰ تولیدکننده” و کاتالوگی با بیش از ۲۰۰۰ مدل مختلف ساعت صحبت میکردند. این استراتژی به موفقیت تجاری چشمگیری منجر شد. در سال ۱۹۶۸، تعاونی ژاکه-دروز ۷.۴ میلیون ساعت صادر کرد که معادل ۱۷.۵ درصد از کل صادرات ساعت سوئیس در آن سال بود؛ یک دستاورد خیرهکننده که نشان از قدرت این مدل کسبوکار داشت.
اما این موفقیت پایدار نبود. عدم وجود یک هویت طراحی یکپارچه و کاتالوگ گسترده و گیجکننده، به تدریج به یک چالش تبدیل شد. با ظهور بحران کوارتز، این تعاونی نیز مانند بسیاری دیگر از شرکتهای مکانیکی، تحت فشار قرار گرفت. در سال ۱۹۷۴، این تعاونی به یک شرکت سهامی به نام SAH تبدیل شد و حتی ساعتهای کوارتز با موتور JD 1501 را تولید کرد، اما در نهایت نتوانست در برابر تغییرات عظیم بازار مقاومت کند و در اوایل دهه ۱۹۸۰ به طور کامل از صحنه محو شد.
این فصل از تاریخ ژاکه درو، اگرچه با روحیه هنری و لوکس بنیانگذار اصلی و برند مدرن در تضاد است، اما بخش مهمی از سیر تکاملی این نام تجاری محسوب میشود. این دوره نشان میدهد که چگونه یک نام بزرگ میتواند در طول تاریخ، معانی و هویتهای متفاوتی به خود بگیرد.
رنسانس مدرن و بازگشت به اوج
پس از یک دوره طولانی سکوت و فصلی فراموششده، نام ژاکه درو آماده بود تا بار دیگر، این بار با شکوهی بیش از پیش، به دنیای ساعتسازی لوکس بازگردد. این رنسانس، حاصل تلاشهای چندین گروه و در نهایت، پیوستن به یکی از قدرتمندترین امپراتوریهای ساعتسازی جهان بود. این بخش، داستان تولد دوباره یک اسطوره را روایت میکند.

احیای نام در اواخر قرن بیستم
اولین جرقههای احیای برند در اواخر قرن بیستم زده شد. در سال ۱۹۸۹، گروه سرمایهگذاری Investcorp، که در آن زمان مالک برند معتبر برگه (Breguet) نیز بود، تلاش کرد تا نام ژاکه درو را دوباره زنده کند. این تلاشها زمینهساز حرکتهای بعدی شد.
در سال ۱۹۹۵، این برند توسط مدیران سابق گروه برگه خریداری شد. آنها با درک عمیقی از تاریخچه برند، ابتدا به سراغ بازسازی نسخههایی از آتاماتاهای تاریخی پیر ژاکه درو رفتند و سپس خطی از ساعتهای لوکس را با این نام عرضه کردند. با این حال، موفقیت تجاری همچنان دور از دسترس بود تا اینکه در سال ۱۹۹۹، سرمایهگذاری جدیدی از سوی گروه Cupola جان تازهای به شرکت بخشید.
نقطه عطف: پیوستن به گروه سواچ (Swatch Group)
نقطه عطف واقعی و آغازگر دوران مدرن ژاکه درو، در ۲۵ آوریل سال ۲۰۰۰ رقم خورد. در این تاریخ، گروه سواچ (Swatch Group)، غول ساعتسازی جهان، برند Montres Jaquet Droz را خریداری کرد. این اقدام استراتژیک، ژاکه درو را در کنار نامهای پرآوازهای چون برگه و بلانپن در دسته “پرستیژ و لوکس” این گروه قرار داد.
تحت مالکیت گروه سواچ، برند به منابع فنی، شبکه توزیع جهانی و تخصص تولیدی بینظیری دست یافت. یکی از اولین تغییرات، حذف خط تیره از نام برند بود و از آن پس “Jaquet-Droz” به “Jaquet Droz” امروزی تبدیل شد. رهبری این برند ابتدا به چهره افسانهای صنعت ساعت، نیکلاس جی. هایک، و از سال ۲۰۱۰ به پسرش، مارک ای. هایک، سپرده شد که با دیدگاهی روشن، به دنبال بازگرداندن برند به ریشههای هنری و فلسفی قرن هجدهمی خود بود. (تصاویر مربوطه: Nicolas G. Hayek و Marc A. Hayek)
در سال ۲۰۱۰، ژاکه درو با افتتاح آتلیه ساعتسازی فوق مدرن خود (Atelier de Haute Horlogerie) در لشو دو فون، به طور نمادین به زادگاه بنیانگذار خود بازگشت. (تصویر مربوطه: Atelier de Haute Horlogerie) این حرکت، انرژی جدیدی به برند تزریق کرد و آن را برای پاسخگویی به تقاضای روزافزون بازار و خلق شاهکارهای جدید آماده ساخت.
سه ستون هویت ژاکه درو امروز: هنر، سنت و نوآوری
ژاکه درو مدرن، هویت خود را بر سه ستون اصلی بنا کرده است که هر یک به نوعی به میراث غنی بنیانگذار آن ادای احترام میکنند. این سه ستون عبارتند از: مدل نمادین گراند سگوند، کارگاههای هنری بینظیر، و آتاماتاهای شگفتانگیز که مرزهای هنر و مکانیک را جابجا میکنند. این بخش به بررسی عمیق این سه جنبه میپردازد.

گراند سگوند (Grande Seconde): امضای بیبدیل ژاکه درو
در سال ۲۰۰۲، ژاکه درو از مدلی رونمایی کرد که به سرعت به امضای بصری و نماد اصلی برند تبدیل شد: گراند سگوند (Grande Seconde). طراحی این ساعت مستقیماً از یک ساعت جیبی ساخته شده توسط پیر ژاکه درو در قرن هجدهم الهام گرفته شده بود. این مدل، فلسفه مینیمالیسم و خوانایی را با یک زیباییشناسی منحصربهفرد ترکیب میکند.
ویژگی اصلی این مدل، چیدمان صفحات فرعی آن است. صفحه کوچکتر ساعت و دقیقه در موقعیت ساعت ۱۲ قرار دارد و با صفحه بزرگتر ثانیهشمار در موقعیت ساعت ۶ همپوشانی دارد. این ترکیب، شکلی شبیه به عدد ۸ را بر روی صفحه ساعت ایجاد میکند که نه تنها به نماد شانس و خوشیمنی برند تبدیل شده، بلکه سمبلی از بینهایت و ابدیت نیز محسوب میشود.
یکی از هنرهای کلیدی که در این مجموعه به کار میرود، میناکاری Grand Feu است. این تکنیک باستانی، که شامل پختن صفحه در دمای بسیار بالا میشود، عمق و درخشندگی بینظیری به رنگها میبخشد و صفحاتی خلق میکند که گذر زمان تأثیری بر زیبایی آنها ندارد. (تصاویر مربوطه: Grande Seconde Ivory Enamel و Pocket Watch Ivory Enamel) مجموعه گراند سگوند در طول سالها تکامل یافته و نسخههای پیچیدهتری مانند Quantième (با نمایشگر تاریخ)، Tourbillon (با مکانیزم توربیلون)، Deadbeat (با ثانیهشمار پرشی)، Off-Centered (با طراحی نامتقارن) و Dual Time (با قابلیت نمایش دو منطقه زمانی) را شامل شده است. (تصاویر مربوطه: Grande Seconde Tourbillon Ivory Enamel و Grande Seconde Off-Centred Onyx)
آتلیه هنر (Ateliers d’Art): جایی که صنعتگری به اوج میرسد
ژاکه درو عمیقاً به حفظ و پرورش هنرهای دستی نادر و سنتی متعهد است. برای تحقق این هدف، در سال ۲۰۱۱، کارگاههای هنری ویژهای به نام Ateliers d’Art را در دل آتلیه اصلی خود تأسیس کرد. این کارگاهها خانهی صنعتگرانی هستند که مهارتهایشان نسل به نسل منتقل شده است. (تصویر مربوطه: Ateliers d’Art)

در این آتلیهها، تکنیکهای تزئینی پیچیدهای مانند نقاشی مینیاتوری روی مینا یا صدف، کندهکاری و حکاکی دستی (Engraving) با جزئیاتی میکروسکوپی، و هنر کمیاب میناکاری Paillonnée (که در آن ورقههای طلای بسیار نازک بین لایههای مینا قرار میگیرند) به کار گرفته میشود. هر قطعهای که از این کارگاهها خارج میشود، یک اثر هنری منحصربهفرد و تکرارنشدنی است.
نمونههایی از این هنر را میتوان در مدلهای استثنایی برند مشاهده کرد. برای مثال، ساعت The Eclipse که در سال ۲۰۱۰ معرفی شد، فاز ماه را به شیوهای شاعرانه و با ۸ ستاره (عدد شانس برند) نمایش میدهد. (تصویر مربوطه: The Eclipse Black Enamel) مدلهای دیگری مانند Petite Heure Minute “Dragon” یا Thousand Year Lights نیز بوم نقاشی هنرمندان ژاکه درو برای به تصویر کشیدن داستانها و افسانههای کهن هستند.
آتاماتاهای مدرن: جان بخشیدن به شعر مکانیکی
شاید هیچ بخشی از هویت ژاکه درو به اندازه آتاماتاها، پیوند مستقیمی با نبوغ بنیانگذار آن نداشته باشد. برند مدرن ژاکه درو این میراث شگفتانگیز را نه تنها زنده نگه داشته، بلکه آن را به سطح جدیدی از پیچیدگی و ظرافت در مقیاس یک ساعت مچی رسانده است. این آتاماتاهای مینیاتوری، تلفیقی بینظیر از مهندسی مکانیک، هنر و احساسات هستند.

در سال ۲۰۱۲، مدل The Bird Repeater با به تصویر کشیدن یک صحنه طبیعی با پرندگانی که به جوجههای خود غذا میدهند، جهان ساعت را شگفتزده کرد. (تصویر مربوطه: Bird Repeater) یک سال بعد، در سال ۲۰۱۳، شاهکار The Charming Bird به عنوان اولین ساعت مچی جهان با یک آتاماتای پرنده آوازخوان واقعی رونمایی شد و جایزه معتبر بزرگ ساعتسازی ژنو (GPHG) را برای “استثنای مکانیکی” از آن خود کرد. (تصویر مربوطه: Charming Bird)
این نوآوریها ادامه یافتند. در سال ۲۰۱۴، The Signing Machine، یک آتاماتای رومیزی شگفتانگیز که قادر به کپی کردن دقیق امضای صاحب خود بود، معرفی شد. (تصویر مربوطه: Machine à Signer) در سال ۲۰۱۵، با مدل Lady 8 Flower، هنر آتاماتا برای اولین بار به یک مجموعه زنانه راه یافت و یک گل لوتوس مکانیکی را به نمایش گذاشت که با فشردن یک دکمه شکوفا میشد. (تصویر مربوطه: Lady 8 Flower) و در نهایت، مدل Tropical Bird Repeater در سال ۲۰۱۷، با خلق یک صحنه رنگارنگ و پرجنبوجوش از طبیعت گرمسیری، اوج هنر و مهارت ژاکه درو در این زمینه را به نمایش گذاشت. (تصویر مربوطه: Tropical Bird Repeater)
میراثی که زمان را درمینوردد
سفر سه قرنی ژاکه درو، داستانی از نبوغ، افول، فراموشی و تولدی دوباره است. این برند از ذهن خلاق یک نابغه در عصر روشنگری متولد شد، دربار پادشاهان و امپراتوران را مسحور خود کرد، از طوفانهای تاریخ عبور کرد و پس از دورهای سکوت، بار دیگر به عنوان نمادی از تجمل، هنر و نوآوری به اوج بازگشت.

جایگاه ژاکه درو در دنیای ساعتسازی لوکس کاملاً منحصربهفرد است. این برند نه تنها زمان را با دقت سوئیسی اندازهگیری میکند، بلکه از طریق هنرهای تزئینی کمیاب و آتاماتاهای مسحورکننده، به آن روح و احساس میبخشد. هر ساعت ژاکه درو، یک قطعه “شعر مکانیکی” است که داستانی از تاریخ، طبیعت و هنر را در خود جای داده است.
فلسفه ژاکه درو، که ریشه در شگفتزده کردن مخاطب دارد، امروز نیز به همان قدرت قرن هجدهم زنده است. این برند برای کلکسیونرها و علاقهمندانی که به دنبال چیزی فراتر از یک ساعت هستند، یک انتخاب بیبدیل است. ژاکه درو میراثی است که زمان را درمینوردد و همچنان به نوشتن فصلهای جدیدی از تاریخ شگفتانگیز خود ادامه خواهد داد.
سوالات متداول
سوال ۱: برند ژاکه درو بیشتر به چه چیزی شهرت دارد؟
پاسخ: ژاکه درو عمدتاً به دو ویژگی برجسته شهرت دارد: اول، ساخت آتاماتا (Automata) یا ماشینهای مکانیکی خودکار که از قرن هجدهم تا به امروز تخصص اصلی این برند بوده است. دوم، مدل نمادین “گراند سگوند” (Grande Seconde) با طراحی منحصربهفرد به شکل عدد ۸ که به امضای بصری این برند تبدیل شده است.
سوال ۲: بنیانگذار برند ژاکه درو چه کسی بود و در چه سالی تأسیس شد؟
پاسخ: این برند توسط یک ساعتساز و مخترع نابغه به نام پیر ژاکه درو (Pierre Jaquet-Droz) تأسیس شد. او کارگاه خود را در سال ۱۷۳۸ در شهر لشو دو فون سوئیس راهاندازی کرد و به این ترتیب تاریخ یکی از قدیمیترین و هنریترین برندهای ساعتسازی جهان آغاز شد.
سوال ۳: نماد عدد ۸ در طراحیهای ژاکه درو چه معنایی دارد؟
پاسخ: طرح عدد ۸ که از همپوشانی دو صفحه فرعی در مدل گراند سگوند ایجاد میشود، به یکی از نمادهای اصلی برند تبدیل شده است. این عدد در فرهنگهای مختلف نماد شانس، کمال و خوشیمنی است. علاوه بر این، شکل آن یادآور نماد بینهایت (Infinity) است که به مفهوم ابدیت و جاودانگی هنر و زمان اشاره دارد.
سوال ۴: آیا برند ژاکه درو در طول تاریخ خود دورهای از توقف تولید داشته است؟
پاسخ: بله، شرکت اصلی که توسط پیر ژاکه درو و پسرش اداره میشد، پس از مرگ آنها و به دلیل تحولات سیاسی و اقتصادی اواخر قرن هجدهم رو به افول گذاشت. بعدها در قرن بیستم، یک تعاونی از تولیدکنندگان سوئیسی از نام این برند برای تولید انبوه استفاده کردند که آن هم سرانجام از بین رفت. برند مدرن و لوکس امروزی در واقع حاصل احیای این نام توسط گروه سواچ در سال ۲۰۰۰ است.
سوال ۵: آیا ژاکه درو امروزه نیز آتاماتا تولید میکند؟
پاسخ: بله، ژاکه درو به طور فعال به میراث خود در ساخت آتاماتا پایبند است. این برند هنر ساخت آتاماتا را به مقیاس مینیاتوری یک ساعت مچی رسانده و مدلهای شگفتانگیزی مانند “The Charming Bird” (پرنده آوازخوان) و “Tropical Bird Repeater” را خلق کرده است که صحنههای متحرک پیچیدهای را بر روی صفحه ساعت به نمایش میگذارند.

