ساعت مناسب را پیدا کردهام، اما بسیار بزرگ است!


اسمش را بگذارید خیال باطل، ولی گاهی اوقات ساعتی پیدا میکنید که حسابی دل میبرد اما متأسفانه برای مچ متوسط شما بسیار بزرگ است. بااینکه خیلی دوست دارم خودم را یک فرد چهارشانۀ قوی بدانم، این قضیه بر اساس چیزی مشابه واقعیت نیست.

مانند بسیاری که عادتی را شروع میکنند، ذهنیت جمعی من نیز همان اول راه به سمت مکتب فکری «بزرگتر بهتر» کشیده شد. ولی این حقیقت را فهمیدهام که برخی از انتخابهای بسیار بزرگم، صادقانه روی مچ متوسطم مضحک به نظر میآیند. من فهمیدهام که «راک» منظورش چیست و برخلاف او، شبیه یک ابله تمامعیار خواهم شد که سعی دارد یک پانرای 47 میلیمتری را روی مچ دستش داشته باشد. خوشبختانه این مارک گزینههای زیاد و خوبی دارد که بیشتر به ابعاد شخصیتی من میآیند. اما ساعتهایی هستند که من واقعاً شیفتهشان هستم که متأسفانه سرنوشتشان منحصراً روی مچهای افرادی است که از مال من بسیار بزرگترند. اگر این فرد شما هستید، تبریک میگویم، چون این ساعتها همگی عالیاند. ولی این ساعتها برای شرایط من مناسب نیستند، مگر اینکه رژیم فیتنس کریس هِمزوورث را پی بگیرم.
ژرارد پرگو لورِتو ابسولوت کریستال راک

برند ژرارد پرگو (PG) با برنامۀ عرضۀ اخیرشان، خصوصاً با خط تولید لورتو، از یک تحول برخوردار هستند. درواقع مدلهای 38 میلیمتری برای استایل شما بینظیر خواهد بود ولی من جاهطلبیهای بیشتری دارم. من روانیِ متریالهای تکنولوژیکی سطح بالا هستم و لورتو ابسولوت کریستال راک با قالب کربن/شیشهای و حاشیۀ ساختش، تیک این گزینه را برای من میزند. متریال دَورانی و رنگارنگش ایدئالترین هماهنگی را با صفحۀ خاکستری تا مشکی ساعت دارد، و حرکت کرونوگراف شرکتیاش جایگاه آن را در دنیای ساعتهای لوکس ورزشی بهعنوان یک رقیب واقعی تثبیت میکند. متأسفانه، قطر 44 میلیمتری آن برای مچهای باریک زیادی بزرگ است، بنابراین امیدواریم که برند GP تصمیم بگیرد قطر ساعت را به 38 میلیمتر برساند.
گرند سِیکو اسپرینگ درایو SLGA015

گرند سیکو برندی است که عاشقان ساعت با دلایل منطقی عشق زیادی به آن میورزند. این برند وقتی بحث صفحۀ ساعت و حرکاتش به میان میآید واقعاً گل میکارند، حتی در مدلهای اسپرتترشان. من خودم شخصاً مجذوب کل کانسپت اسپرینگ درایو هستم؛ یک طرح منحصربهفرد در فضایی لوکس. یکی از جذابترین مدلهای این ساعت، ساعت غواصی SLA015 اوولوشن 9 تیتانیومی است، اما متأسفانه هرگز آنطور که باید به دست من نیامده است. جای تأسف دارد چون با آن صفحۀ کاملاً خوانا و سختافزارش، نازککاریهای فوقالعادهاش و اسپرینگ درایوی که قبلاً ذکر کردم، به نظر محشر میآید. اما قطر 43.8 میلیمتری و اتصال 51.5 میلیمتری آن دیگر بیش از اندازه خوب است. خیلی دوست دارم که توی کلکسیونم یک اسپرینگ درایو داشته باشیم، اما تا زمانی که GP ساعتی با ابعاد جمعوجورتر عرضه نکند، اسپرینگ درایو به کارم نخواهد آمد.
برایتلینگ سوپر AVI B04 کرونوگراف GMT 46 ماسکیتو نایت فایتر

من علاقۀ شخصی به برایتلینگ دارم که یک نویتایمر 806 هم از قیمتیترین لوازمم است. ساعت کوچکی نیست، قطر آن 41 میلیمتر است ولی بهخاطر ارتفاع کم قابش که زیرِ 13 میلیمتر است خوب روی دستم مینشیند. خوب به چشم میآید، بدون این که بخواهد به دنیای ساعتهای بزرگ ورود کند. دوست دارم یک برایتلینگ مدرن (بخوانید کمتر ظریف) به فهرست اضافه کنم و سوپر AVI B04 کرونوگراف GMT 46 ماسکیتو نایت فایتر، اگر بهخاطر قطر 46 میلیمتری قابل توجهش نبود، رقیب جدی محسوب میشد. بله، برایتلینگ را سالیان سال است که بهخاطر ساعتهای بزرگ و درشتش میشناسند، اما حوزۀ کنونیشان وقتی بحث اندازه برای مچهای مختلف پیش میآید، وسعت زیادی را پوشش میدهد. واقعاً از بخت خوب من است که یکی از باحالترین محصولات جدیدشان دستبرقضا یکی از بزرگترینشان است. نمای کلی کلاسیک قاب سرامیکی در کنار صفحۀ پانداشکلِ وارونۀ خاکستری به مشکی واقعاً معرکه است، اما با اندازههای عرض 46 میلیمتر و ارتفاع تقریباً 16 میلیمتر و فاصلۀ 51.5 میلیمتر طرفینش حتی نمیتوانم آن را امتحان کنم.
مارینا میلیتِر کاربوتِک سابمِرسیبلِ پانرای (PAM)

زبان طراحیِ قابهای مربعی بالشتکیمانندِ پانرای همیشه برایم جذاب بوده است، ولی ظاهر بزرگشان جلوِ من را میگیرند تا به همان تحسین از پشت ویترین بسنده کنم و وارد نشوم. با آمدن مدلهایی به خوشترکیبیِ 38 میلیمتری این ساعت بهواسطة خط تولید لومینور دو در سالهای اخیر، همۀ اینها تغییر کرده است اما لعنت بهش، چیزی که من میخواهم یک PAM حقیقتاً گنده است، خفنترین مارینا میلیتِر کاربوتِک سابمِرسیبل. قاب کربنی کاملاً پنهان به همراه صفحۀ تماماً سفیدِ کربنیاش باعث شده حسابی جذاب شود. مدل 47 میلیمتریاش دلم را میشکاند، چون هیچرقمه راه ندارد که بتوانم آن را روی مچم ببندم. «ولی خنگِ خدا! کاربوتکِ سابمرسیبلِ 47 میلیمتری هم داریم!» در جریان هستم، اما ریزهکاریهای صفحۀ آبی روشنش و نبودن برند مارینا میلیتر ساعت باب میل من نیست. اما همین که میدانم به لحاظ فنی انجامشدنی است، امیدم تا ابد باقی میماند. اگر خدا بخواهد…
اُمگا اِسپیدمستر گِری ساید آو د مون (سمت خاکستریِ ماه)
من مدتهای مدیدی است که از اسپیدی لذت میبرم، هم از مونواچ و هم از آن مدلش که قابش را کوچک کرده که به ردیوسْد (Reduced) معروف است، ولی احساس میکنم که با آن قابهای سرامیکی پیشرفته و رنگبندیهای نامرسومشان مثل کشیدهشدن نورهای تراکتور بهطرف سریِ قسمت تیرۀ ماه (دارک ساید آو د مون)، جذب میشوم. مدل گِری ساید آو د مون خصوصاً خیرهکننده است، با آن صفحۀ بسیار خواناِ خاکستری-مشکی که رگههایی از قرمز هم دارد، و متریال قابش که آدم را بهتزده میکند که آیا سرامیکی است یا نه، یا یک فلز کمنظیر. بعد نوبت به حرکت کرونومترِ هممحور میرسد که از پشت قاب ساعت قابل رؤیت است؛ یک کلاس پیشرفتۀ گاهسنجی، البته اگر چنین کلاسی اصلاً وجود داشته باشد. اما با ابعاد 44.25 میلیمتری و فاصلۀ سر به سر تقریباً 50 میلیمتری بیفایده است. یک اسپیدی پِروِ استاندارد به سلیقۀ من نزدیک است، خصوصاً به آن سبکی که شاخههایش وقتی روی دستبند میافتد مانند سایبان میشود، بنابراین مدلهای سرامیکیاش غیرقابلتحمل است. امگا، اگر صدایم را میشنوید، مدلی را مدنظر قرار دهید که ما انسانهای فانی بتوانیم دست کنیم.

