چرا بند لاستیکی (Rubber) میتواند بهترین انتخاب برای ساعت مچی شما باشد؟


انتخاب بند میتواند تجربه استفاده از ساعت را به کلی تغییر دهد؛ یا آن را به اوج لذت برساند و یا کاملاً خراب کند. با وجود تنوع بینظیر در مواد سازنده، بافتها، رنگها و حتی گزینههای مختلف قفل، پیدا کردن بند مناسب برای یک ساعت میتواند از یک تجربه سرگرمکننده تا یک دغدغه ذهنی کوچک اما کلافهکننده متغیر باشد.
وقتی صحبت از تناسب جنس بند با نوع ساعت و موقعیت استفاده به میان میآید، قوانین نانوشتهای وجود دارد. برای مثال، دستبندهای فلزی، بندهای پارچهای و لاستیکی معمولاً برای ساعتهای ورزشی و بندهای چرمی برای خرید ساعت مچی اصل کلاسیک در مجالس رسمی مناسب دیده میشوند. با این حال، نادیده گرفتن این کلیشهها میتواند نتایج بسیار جذابی به همراه داشته باشد و به شما اجازه دهد ساعت خود را مطابق با استایل شخصیتان ست کنید. البته، این کار گاهی باعث ایجاد نظرات کاملاً متفاوتی در میان علاقه مندان به ساعت میشود.

اگر بخواهیم منصفانه و به دور از تعصب نگاه کنیم، معتقدم یک گزینه برای بند وجود دارد که شاید بهترین انتخاب همهکاره باشد. اگرچه بخشی از این ادعا به سلیقه شخصی برمیگردد، اما با نگاهی عینی میتوان دید که یک متریال خاص به شدت محبوب شده، کیفیت آن به طرز چشمگیری بهبود یافته و تنوع آن به قدری زیاد است که با هر ساعت و استایلی سازگار میشود. منظور ما این است که بندهای لاستیکی (Rubber) در حال حاضر تطبیقپذیرترین انتخاب موجود در بازار هستند.
تاریخچه کوتاهی از بندهای لاستیکی ساعت

این تحول قطعاً یکشبه رخ نداده است. هر کلکسیونر باتجربهای میداند که همه بندهای لاستیکی کیفیت یکسانی ندارند و در گذشته، بسیاری از آنها شایسته نصب روی محصولات لوکس و گرانقیمت نبودند. پس چگونه به نقطهای رسیدیم که بندهای لاستیکی به یک متریال مناسب برای استفاده روزمره و تمامی مناسبتها تبدیل شدند؟

لاستیک به عنوان یک منبع طبیعی حداقل از قرن هفدهم میلادی شناخته شده بود، زمانی که از صمغ درختان لاستیک برای ساخت توپهای بازی در آمریکای میانی استفاده میشد. اما تا سال ۱۸۳۴ طول کشید تا چارلز گودیر، مخترع آمریکایی، لاستیک ولکانیزه را برای استفاده در تایرهای خودرو کشف کند.
با افزایش تقاضا در دوران انقلاب صنعتی، نیاز به لاستیک ارزانتر و در دسترستر احساس شد. در سال ۱۹۰۹، فریتز هوفمن که برای شرکت بایر در آلمان کار میکرد، اولین لاستیک مصنوعی را تولید کرد. این اختراع مسیر را برای استفادههای گستردهتر از این ماده هموار کرد.

لاستیک طبیعی خام برای ساخت بند ساعت مناسب نیست، زیرا به پوست میچسبد و به سرعت ترک میخورد. لاستیک ولکانیزه این امکان را فراهم کرد که بندهای لاستیکی به گزینهای بادوام تبدیل شوند. در این میان، لاستیک “نیتریل بوتادین” به دلیل نرمی، انعطافپذیری و مقاومت بالا، ایدهآلترین گزینه بود.
اولین بندهای لاستیکی که به موفقیت تجاری بزرگی دست یافتند، بندهای برند Tropic بودند که در سال ۱۹۵۵ معرفی شدند. این بندها که اغلب با ساعتهای رولکس، تودور، آیدبلیوسی و بلنکپین ست میشدند، علاوه بر دوام بالا، در برابر آب و عرق مقاوم بودند و قیمت بسیار مناسبتری نسبت به دستبندهای فلزی داشتند.

برای دههها، بندهای لاستیکی فقط در حوزه ساعتهای ابزاری غواصی باقی ماندند. تا سال ۱۹۸۰، هیچکس لاستیک را متریالی مناسب برای یک ساعت لوکس نمیدانست. در این سال، برند جنجالی “هابلوت” (Hublot) اولین ساعت تمام طلا را با بند لاستیکی عرضه کرد.
این ساعت که توسط کارلو کروکو طراحی شده بود، بدنه طلای ۱۸ عیار را با یک بند لاستیکی طبیعی ترکیب کرده بود. این حرکت جسورانه راه را برای مفهوم “هنر ترکیب” (Art of Fusion) در هابلوت و کل صنعت ساعتسازی باز کرد تا از لاستیک در ساعتهای بسیار گرانقیمت استفاده کنند.

امروزه انواع مختلفی از لاستیک در ساخت بند ساعت استفاده میشود. علاوه بر لاستیک طبیعی، ما شاهد لاستیک نیتریل هیدروژنه هستیم که پایداری بیشتری در برابر دما و مواد شیمیایی دارد. سیلیکون نیز به عنوان یک گزینه ارزانتر و نرم شناخته میشود، هرچند مستعد جذب گرد و غبار و پارگی است.
در سالهای اخیر، FKM (فلوروالاستومر) به محبوبترین گزینه برای ساعتهای لوکس تبدیل شده است. این ماده در برابر گرما و مواد شیمیایی بسیار مقاوم است و در عین حال حس نرمی و انعطافپذیری فوقالعادهای دارد که باعث میشود همزمان راحت و بسیار بادوام باشد.
لاستیک فقط برای غواصان نیست؛ ورود به دنیای ساعتهای فوق لوکس

امروزه بندهای لاستیکی را در همه جا میبینیم؛ از ساعتهای اقتصادی جیشاک گرفته تا مدلهای طلایی واشرون کنستانتین. برندهایی مانند هابلوت و امگا حتی بندهای ترکیبی عرضه کردهاند که لایه داخلی آنها لاستیکی (برای راحتی و مقاومت در برابر تعریق) و لایه بیرونی آنها از چرمهای لوکس است.
برای مثال، برند تودور بندهای هیبریدی لاستیکی را با رویهای از جنس پارچه آلکانترا یا چرم ارائه میدهد. حتی اضافه کردن دوخت و بافت به یک بند لاستیکی، ظاهر آن را به شدت ارتقا میدهد؛ همانطور که در مدلهای امگا آکوا ترا مشاهده میکنیم که برای استفاده روزمره عالی هستند.

برخی از برندهای بزرگ، لاستیک را به بخشی جداییناپذیر از هویت محصولات لوکس خود تبدیل کردهاند. مشهورترین مثال، دستبند Oysterflex رولکس است. رولکس تأکید دارد که این یک “دستبند” است و نه صرفاً یک بند ساده. این طراحی در سال ۲۰۱۵ برای مدل یاتمستر معرفی شد.
درون این بند، یک تیغه آلیاژی از تیتانیوم و نیکل قرار دارد که با لاستیک پوشانده شده تا استحکام و دوام آن تضمین شود. همچنین در قسمت زیرین، بالشتکهایی طراحی شده که باعث جریان هوا بین مچ دست و بند میشود و راحتی را دوچندان میکند.

رولکس از آن زمان استفاده از Oysterflex را به مدلهای دیتونا و اسکایدوئلر نیز گسترش داده است. نکته جالب اینجاست که این بند فعلاً فقط برای مدلهای ساخته شده از فلزات گرانبها (طلا) در دسترس است و برای مدلهای استیل عرضه نمیشود. این نشاندهنده اعتماد رولکس به لاستیک به عنوان یک ماده لوکس و مهندسیشده است.

یکی دیگر از موارد غافلگیرکننده، ساعت Breguet Experimentale 1 بود که سال گذشته عرضه شد. این ساعت که یک شاهکار در دنیای “Haute Horlogerie” است، با وجود ظاهر سنتی و بدنه طلای رزگلد، از یک بند لاستیکی آبی بهره میبرد. برگه با این کار نشان داد که حتی سنتیترین برندها نیز به کارایی و جذابیت لاستیک پی بردهاند.
ترکیب بدنه کلاسیک برگه با بند لاستیکی، ساعت را برای استفاده روزمره بسیار کاربردیتر کرده است. وقتی برندی با این سطح از اصالت از لاستیک استفاده میکند، یعنی این متریال برای هر ساعتی که شما دوست داشته باشید، مناسب است.
افزودن بند لاستیکی به کلکسیون شخصی

تولیدکنندگان بندهای جانبی اکنون تنوع بیپایانی از بندهای لاستیکی را تولید میکنند که روی هر ساعتی، از رولکس دیپسی تا کارتیر تانک، قابل نصب هستند. برخی از این بندها ظاهر کلاسیک خود را حفظ کردهاند اما در لایه داخلی از لاستیک استفاده میکنند تا دوام و راحتی آنها در مناطق گرمسیر بیشتر شود.

برند هیرش (Hirsch) که یکی از قدیمیترینها در این صنعت است، مجموعهای به نام Performance Straps دارد. این بندها دارای لایه بیرونی چرمی یا پارچهای و لایه داخلی لاستیکی هستند. این ترکیب باعث میشود شما ظاهر رسمی یک ساعت چرمی را داشته باشید، اما از مزایای ضد تعریق بودن لاستیک بهرهمند شوید.

گسترش بندهای FKM نقش مهمی در محبوبیت اخیر این محصولات داشته است. برندهایی مثل Delugs با ارائه بندهای لاستیکی FKM که قابلیت کوتاه شدن دقیق (Cut-To-Size) را دارند، نگاهها را تغییر دادهاند. این بندها با قفلهای پروانهای باکیفیت، حتی روی ساعتهای پیچیده پتک فیلیپ نیز عالی به نظر میرسند.

اگر لاستیک صاف و ساده برای شما بیش از حد غیررسمی است، طرحهای جدیدی مثل طرح “موزاییکی” یا طرح “پارچه بادبانی” عرضه شدهاند که ظاهر ساعت را کاملاً رسمی و شیک میکنند. یک بند مشکی با طرح پارچه بادبانی میتواند به راحتی با کت و شلوار ست شود، در حالی که راحتی بینظیری دارد.

اگر به دنبال اصالت هستید، برند Tropic همچنان پیشتاز است. اگرچه امروزه هر بند لاستیکی منفذداری را “تروپیک” مینامند، اما برند اصلی Tropic همچنان با استفاده از فرمولهای اختصاصی لاستیک ولکانیزه، بهترین کیفیت و راحتی را برای ساعتهای غواصی کلاسیک فراهم میکند.
سخن پایانی

اگرچه من با پوشیدن بند لاستیکی در مراسمهای رسمی مشکلی ندارم، اما باید به چند نکته توجه کرد. اول اینکه برخی افراد حس چسبندگی لاستیک روی پوست را دوست ندارند. البته همین چسبندگی جزئی باعث میشود ساعت بهتر روی مچ بنشیند و تکان نخورد.
دوم اینکه حس و حال یک بند چرمی لوکس متفاوت است. پوشیدن ساعت با بند چرمی مرغوب مانند پوشیدن یک جفت کفش رسمی دستدوز است و به انسان حس وقار بیشتری میدهد. بند لاستیکی در مقابل، مانند یک کفش ورزشی شیک و مدرن است؛ زیباست، اما مغز شما میداند که اولویت با راحتی و فعالیت است.

در نهایت، با توجه به پیشرفت تکنولوژی و طراحی، بندهای لاستیکی دیگر آن تکههای پلاستیکی خشک و بیکیفیت قدیمی نیستند. آنها اکنون لوکس، بادوام و فوقالعاده راحت هستند. با توجه به قیمت مناسب و تنوع رنگی بالا، بند لاستیکی میتواند یکی از هوشمندانهترین انتخابها برای ارتقای استایل ساعت شما باشد.
امیدواریم این مطلب برای شما مفید بوده باشد. برای مشاهده و بررسی جدیدترین مدلهای ساعتهای مچی، شما را به بازدید از مجموعه بینظیر ما در فروشگاه اینترنتی اشرافی دعوت میکنیم. برای یک انتخاب هوشمندانه و دریافت مشاوره فوری، دستیار هوشمند اشرافی همیشه آماده پاسخگویی به سوالات شماست.

