بنر فروش اسنپ پی
جستجو در اشرافی
خانه سایدبار
سبد خرید
تماس با اشرافی

فراتر از فلز: آشنایی با متریال‌های خاص و کمیاب در ساخت قاب ساعت

ادمین اشرافی
اشرافی
1404-05-24 ۰۳:۴۵
فراتر از فلز: آشنایی با متریال‌های خاص و کمیاب در ساخت قاب ساعت

ساعت‌سازهای امروزی یک عالمه متریال مختلف برای ساخت قاب ساعت در اختیار دارند؛ جوری که انگار هر ماده‌ای که فقط کمی سفت و محکم باشه و بشه یه موتور ساعت رو داخلش جا داد، تا حالا برای ساخت قاب ساعت استفاده شده. البته اوضاع همیشه این‌طوری نبود. اگه به تاریخ ساعت‌سازی نگاهی بندازیم، یک فلز همیشه حرف اول رو می‌زده: طلا. دلیلش هم کاملاً مشخصه. طلا چندتا ویژگی مهم داره که اون رو برای قاب ساعت ایده‌آل می‌کنه. اول اینکه کار کردن باهاش نسبتاً راحته، اما مهم‌ترین ویژگیش اینه که تقریباً به طور کامل در برابر خوردگی و زنگ‌زدگی مقاومه. البته گاهی اوقات در ساعت‌های وینتیج، می‌شه اکسید شدن سطحی یکی از فلزات آلیاژ شده با طلا (مثلاً مس) رو دید، اما به عنوان یک قانون کلی، یک قاب ساعت طلا، به جز در موارد آسیب فیزیکی، برای همیشه سالم می‌مونه.

قدم بزرگ بعدی در دنیای متریال‌های قاب ساعت، معرفی استیل یا فولاد ضدزنگ بود؛ آلیاژی از فولاد که حاوی کروم هست. کروم یک لایه اکسید روی سطح فلز تشکیل می‌ده که از بقیه‌ی فلز در برابر خوردگی بیشتر محافظت می‌کنه. با اینکه آلیاژهای کروم-آهن از اواسط قرن نوزدهم در صنایع نظامی استفاده می‌شدن، اما اولین آلیاژ استیل ضدزنگ مدرن در سال ۱۹۱۲ توسط متالورژیست بریتانیایی، هنری بریرلی، ساخته شد. تا قبل از اون، تنها جایگزین طلا یا نقره (که کمتر استفاده می‌شد)، برنج با روکش طلا بود که این روکش هم به مرور زمان ساییده می‌شد و از بین می‌رفت. استیل ضدزنگ با نام‌های تجاری مثل «Staybrite» وارد صنعت ساعت‌سازی شد و بعد از جنگ جهانی، استفاده از اون به طور گسترده‌تری رواج پیدا کرد. با بهبودهایی که به طور مداوم در فرمولش برای افزایش قابلیت ماشین‌کاری و مقاومت در برابر خوردگی انجام شد، استیل ضدزنگ با اختلاف زیاد به پرکاربردترین متریال برای قاب ساعت تبدیل شد. برای مثال، فقط در آگوست سال گذشته، صنعت ساعت‌سازی حدود ۳۰ هزار ساعت از فلزات گران‌بها صادر کرد، در حالی که این آمار برای ساعت‌های استیل به ۶۱۵ هزار عدد می‌رسید.

با این حال، متریال‌های دیگه‌ای هم هستن که صنعت ساعت‌سازی برای ساخت قاب به سراغشون رفته. به دلایل مختلف، هیچ‌کدوم از این‌ها قرار نیست به این زودی‌ها جای استیل رو بگیرن، اما مزایای فنی یا زیبایی‌شناختی (و گاهی هر دو) رو ارائه می‌دن که نمی‌تونید از طلا یا استیل بگیرید.

پلاتین: ملکه یخی فلزات گران‌بها

شاید عجیب به نظر برسه که پلاتین رو یک متریال عجیب و غریب یا خاص بدونیم، اما به نظرم اون‌قدر کمیابه که ارزشش رو داره اینجا بهش اشاره کنیم. چون مزایا و معایبی داره که اون رو از طلا یا استیل کاملاً متمایز می‌کنه. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های پلاتین اینه که مثل طلا، مقاومت خیلی بالایی در برابر خوردگی داره. در واقع، تنها ماده‌ای که می‌تونه پلاتین رو حل کنه، «تیزاب سلطانی» (Aqua Regia) داغه که ترکیبی از نیتریک اسید و هیدروکلریک اسیده. (پلاتین با فلوئور هم واکنش شدیدی نشون می‌ده، البته فلوئور تقریباً با همه چیز به شدت واکنش می‌ده، حتی با سطل‌های شن آزمایشگاه! اگه کنجکاو شدید، می‌تونید مقاله‌ای با این عنوان بامزه رو بخونید: «این بار دیگه شن هم به دادتون نمی‌رسه!»)

دو تا نکته‌ی منفی در مورد پلاتین وجود داره. یکی وزنش هست. چند سال پیش، «تیم موسو» (یک کارشناس معروف ساعت) یه ساعت آی‌دبلیوسی بیگ پایلوت (IWC Big Pilot) پلاتینی رو بررسی کرد و گفت: «یکی از سنگین‌ترین ساعت‌هایی بود که تا حالا تو کانالم باهاش مواجه شدم.» البته ناگفته نماند که هیچ مدل بیگ پایلوتی ذاتاً سبک‌وزن نیست. در ساعت‌های کوچکتر، سنگینی پلاتین می‌تونه به یک طراحی ظریف، وزن و وقار دلچسبی بده. نکته‌ی منفی دوم اینه که ماشین‌کاری پلاتین فوق‌العاده سخته. ماشین‌کارها بهش میگن «چسبنده»، چون موقع برش، تمایل داره گلوله بشه و به لبه‌ی ابزار برش بچسبه و اون‌ها رو به سرعت کُند کنه. معمولاً قیمت پلاتین از طلا هم بیشتره، با اینکه قیمت هر اونسش معمولاً کمتره. این موضوع شاید به خاطر کمیاب بودنش به عنوان یک فلز یا همون سختی ماشین‌کاریش باشه. با این حال، اگه دنبال یه متریال بی‌نقص برای قاب ساعت هستید، پلاتین یکی از بهترین گزینه‌هاست؛ البته اگه از فاکتور خرید ناخوشایندش چشم‌پوشی کنیم!

تانتالیوم: فلزی که کلکسیونرها عاشقش هستن و ماشین‌کارها ازش متنفرن!

اگه فکر کردید پلاتین آخرِ بدقِلقی و سخت‌کاری بین فلزاته، باید بگم که سخت در اشتباهید. تانتالیوم تمام ویژگی‌های دوست‌داشتنی و منفور پلاتین رو برداشته و ولومش رو تا ۱۱ زیاد کرده! یک منبع آنلاین برای کسانی که می‌خوان با این ماده کار کنن، این‌جوری توصیفش کرده: «ماشین‌کاری تانتالیوم سخته. بعضی‌ها این‌جوری توصیفش کردن: «انگار داری مس رو با سختی تیتانیوم ماشین‌کاری می‌کنی.» مخصوصاً تانتالیوم آنیل شده (حرارت‌دیده) که می‌تونه حسابی مشکل‌ساز بشه؛ چون هم «چسبنده‌ست» و هم تمایل شدیدی به قفل شدن، پاره شدن و ساییدگی داره.» تازه، موقع ماشین‌کاری باید حسابی خنک و روون نگهش داشت، وگرنه ممکنه آتیش بگیره!

به همین دلایل، تانتالیوم با اینکه این روزها بین کلکسیونرها خیلی شناخته‌شده‌تر از قبله (بخشی از این شهرت رو مدیون استفاده‌اش در مدل‌های لیمیتد ادیشن از برندهایی مثل F.P. Journe هست، هرچند که این برند یک مدل تولید سریالی با قاب تانتالیوم به نام Chronomètre Bleu هم داره)، هنوز هم در دنیای متریال‌های قاب ساعت خیلی کمیابه. با این حال، از نظر زیبایی‌شناسی بی‌نظیره. این فلز یک رنگ آبی-خاکستری عمیق و درخشانی داره که واقعاً چشم‌نوازه و چون خیلی سخته، این درخشش رو به مرور زمان از دست نمی‌ده. سخت‌کاری بودنش هم یعنی خیلی خاص و انحصاریه، حتی خیلی بیشتر از طلا یا پلاتین.

سرامیک: نهایت مقاومت در برابر خط و خش

سرامیک‌ها طیف وسیعی از مواد مختلف رو شامل می‌شن؛ از مواد سفالگری مثل تراکوتا و پرسلان گرفته تا سرامیک‌های صنعتی با مقاومت بالا. بعضی از این‌ها اکسیدهای فلزی هستن، مثل دی‌اکسید سیلیکون، کاربایدهای مختلفی مثل کارباید تیتانیوم و کارباید سیلیکون، و اکسید آلومینیوم که به شکل طبیعی در قالب کریستال‌های کوراندوم بزرگ و خالص هم پیدا می‌شه که ما اون‌ها رو بیشتر با نام «یاقوت» می‌شناسیم.

چون واژه‌ی «سرامیک» طیف گسترده‌ای از مواد رو پوشش می‌ده، به همون نسبت هم قاب‌های متنوعی از سرامیک‌های مختلف ساخته می‌شه. کل تاریخچه‌ی قاب‌های سرامیکی با معرفی قاب‌های «تنگستن کارباید» توسط برند رادو (Rado) در دهه ۱۹۶۰ شروع شد. البته می‌شه گفت این‌ها سرامیک واقعی نبودن، بلکه آلیاژهای سینتر شده بودن که در اون‌ها مواد اولیه پودری به هم فشرده می‌شن تا یک توده‌ی جامد بسازن که موادش از نظر شیمیایی هنوز از هم متمایز هستن. یکی از پیشگامان اولیه در قاب‌های سرامیکی، برند آی‌دبلیوسی (IWC) بود که در سال ۱۹۸۵ یک مدل داوینچی پرپچوال کلندر (Da Vinci Perpetual Calendar) با قاب سرامیک مشکی از جنس اکسید زیرکونیوم عرضه کرد. برند سیکو (Seiko) هم در سال ۱۹۸۶ مدل 1000M Professional Diver رو با یک پوشش خارجی سرامیکی معرفی کرد.

امروزه قاب‌های سرامیکی در طیف وسیعی از برندها و مدل‌ها استفاده می‌شن و دلیلش هم ویژگی‌های فنی و هم زیبایی‌شناختی اون‌هاست. بزرگترین مزیت قاب‌های سرامیکی اینه که در شرایط عادی، خط انداختن روشون تقریباً غیرممکنه. پس یه قاب سرامیکی بعد از ده، بیست یا حتی صد سال، درست مثل روز اولش نو و بی‌نقص به نظر می‌رسه. سرامیک‌ها اصلاً دچار خوردگی یا تخریب شیمیایی نمی‌شن. یک بار در اواخر عمر پیکاسو، ازش پرسیدن چرا این‌قدر وقت صرف ساخت مجسمه‌های سرامیکی می‌کنه و اون جواب داد: «چون تکه‌های شکسته برای همیشه باقی می‌مونن.»

عیب اصلی سرامیک‌ها چیزیه که بهش میگن «حالت شکست شکننده». یعنی این مواد خم نمی‌شن، بلکه می‌شکنن و خُرد می‌شن. با این حال، در شرایط عادی، سرامیک‌های صنعتی پیشرفته‌ی امروزی خیلی مقاوم‌تر از چیزی مثل پرسلان هستن. صنعت ساعت‌سازی هر سال هزاران قاب سرامیکی تولید می‌کنه و با اینکه گاهی اوقات ممکنه یکی از اون‌ها در اثر افتادن روی سطح سختی مثل زمین سیمانی یا مرمری بشکنه، اما به طور کلی خیلی جون‌سخت هستن. سرامیک‌های پیشرفته تو توربین‌های موتور جت و محفظه‌های احتراق هم استفاده می‌شن، پس این‌جوری نیست که اگه چپ چپ نگاهش کنید، از هم بپاشه!

کربن و کامپوزیت‌های کربنی: پیوند با دنیای فرمول یک

فیبر کربن، چه به صورت کامپوزیت‌های فیبر کربن و چه به صورت چیزی که بهش «کربن فورج» (Forged Carbon) میگن، مثل سرامیک یک متریال خاصه که به لطف استفاده‌اش در قاب و حتی موتور ساعت‌ها، حسابی معروف شده. برندهایی مثل ریچارد میل (Richard Mille) در این زمینه پیشگام بودن و برای اولین بار در سال ۲۰۰۵ در مدل RM 004 V2 از فیبر کربن برای صفحه‌ی اصلی موتور (Movement Plate) استفاده کردن. فیبرهای کربن رو می‌شه مثل پارچه بافت تا یک الگوی مشبک ایجاد بشه (این نوع معمولاً در صفحه‌ی ساعت‌ها دیده می‌شه، نه قاب). همچنین می‌شه چیزی ساخت که بهش «کربن فورج» میگن؛ در این روش، رشته‌های کوتاه فیبر کربن با نوعی رزین پلیمری مخلوط و قالب‌گیری می‌شن. در هر دو حالت، ماشین‌کاری این متریال سخته، اما کربن فورج برای ساخت قاب ساعت مناسب‌تره چون می‌شه باهاش شکل‌های متنوع‌تری نسبت به فیبر کربن بافته شده ساخت.

قاب‌های فیبر کربن (و قطعات موتور از این جنس) چندتا مزیت فنی دارن. یکی اینکه این متریال هم خیلی محکمه و هم خیلی سبک. مثل سرامیک‌های پیشرفته، این کامپوزیت‌ها هم اغلب در صنعت هوافضا، مسابقات فرمول یک و خودروهای اسپرت رده‌بالا استفاده می‌شن؛ یعنی جاهایی که سبکی و استحکام حرف اول رو می‌زنه. و البته، هر دوچرخه‌سوار حرفه‌ای می‌دونه که فریم‌های فیبر کربن، آخرین کلام در تکنولوژی مواد پیشرفته برای دوچرخه‌سواری هستن.

فیبر کربن معایب بزرگ و چشمگیری نداره، به جز اینکه با یک ضربه‌ی به اندازه‌ی کافی محکم، کامپوزیت‌های فیبر کربن می‌تونن دچار پریدگی‌های کوچیک بشن (البته یادتون باشه که هیچ متریال قابی تخریب‌ناپذیر نیست). تنها مشکل دیگه‌اش اینه که این ماده ساینده‌ست و ابزارهای برش رو فرسوده می‌کنه و چون رسانای حرارتی ضعیفی هم هست، کنترل دمای اون موقع ماشین‌کاری یک چالش محسوب می‌شه؛ که البته این‌ها مشکلات تولیدکننده هستن، نه شما به عنوان مصرف‌کننده.

تیتانیوم: سرسختِ دوست‌داشتنی دنیای ساعت‌ها

از بین تمام متریال‌های غیرمتعارف برای قاب ساعت، تیتانیوم از همه به متریال‌های متعارف نزدیک‌تره. از استیل سبک‌تر و محکم‌تره (اگه این‌طور نبود که برای بدنه‌ی هواپیمای SR-71 Blackbird ازش استفاده نمی‌کردن). مقاومت خیلی بالایی در برابر خوردگی داره، دقیقاً با همون مکانیزم استیل؛ یعنی یک لایه اکسید سطحی تشکیل می‌شه که از فلز زیرین در برابر اکسیداسیون بیشتر محافظت می‌کنه. و چون رسانای حرارتی ضعیفیه، حتی تو هوای گرم هم حس خنکی و راحتی روی مچ دست داره. یک مزیت کاربردی دیگه که نسبت به استیل داره اینه که ضدحساسیته. بعضی‌ها به خاطر حساسیت به نیکل، موقع استفاده از ساعت یا دستبند استیل دچار حساسیت پوستی و خارش می‌شن.

شاید تیتانیوم کمتر از هر فلز جایگزین دیگه‌ای نقطه ضعف داشته باشه. ماشین‌کاریش از استیل سخت‌تره، اما اصلاً به اندازه‌ی پلاتین یا تانتالیوم چالش‌برانگیز نیست. تنها مشکل واقعیش اینه که نسبتاً نرمه و به راحتی خط و خش برمی‌داره. به همین دلیل، نسل اول ساعت‌های تیتانیومی، مثل مدل 1300M Diver از برند سیتیزن (Citizen) در سال ۱۹۸۲ یا اولین ساعت تیتانیومی این برند یعنی X-8 Chronometer در سال ۱۹۷۰، معمولاً یک پرداخت مات داشتن. امروزه شرکت‌هایی که به طور گسترده از تیتانیوم استفاده می‌کنن، مثل سیتیزن، سیکو و گرند سیکو، معمولاً از یک پوشش سخت‌کننده سطحی مثل Duratect سیتیزن یا High Intensity Titanium گرند سیکو استفاده می‌کنن. تیتانیوم رو می‌شه با حرارت به رنگ آبی گل گندمی عمیق یا حتی زرد هم درآورد؛ این قاب‌های حرارت‌دیده یکی از امضاهای اصلی برند دِبِتون (De Bethune) هستن.

برنز: راهکاری باستانی برای دنیای مدرن

برنز به عنوان متریال قاب ساعت، فراز و نشیب‌های مشخصی داره. بذارید این‌جوری بگیم: یه جذابیت خاص در کنار چندتا نکته‌ی قابل تأمل، که بستگی داره چقدر بدونید دارید چی می‌خرید. برنز ماده‌ای هست که اون‌قدر ازش استفاده کردیم که یک عصر کامل از تمدن بشری به نامش ثبت شده. هومر از «برنز بی‌رحمِ» شمشیرها و نیزه‌های باستانی نوشته و اولین توپ‌های جنگی و همچنین برخی از اولین قطعات ساعت با برنز ساخته شدن.

این متریال یک درخشش گرم و خاصی داره. برنز آلیاژی از مس و قلعه که اغلب مواد دیگه‌ای هم برای افزایش استحکام و مقاومت در برابر خوردگی بهش اضافه می‌شه. جذابیت بزرگ برنز در قاب ساعت اینه که این ماده به مرور زمان «پتینه» می‌بنده. این پتینه اول به صورت اکسید مس شروع می‌شه و در نهایت به کربنات مس تبدیل می‌شه. پتینه‌ی هر ساعت برنزی کمی متفاوت از بقیه خواهد بود، اما به طور کلی لایه‌ی پتینه به مرور زمان تیره‌تر می‌شه و تنوع رنگی روی سطحش به وجود میاد. مدل تودور بلک بی برنز (Tudor Black Bay Bronze) یک نمونه‌ی خوب از ساعت‌های برنزی مدرنه.

به طور کلی، برنز در برابر خوردگی واقعی خیلی مقاومه و این رو می‌شه از اشیاء برنزی صدها و گاهی هزاران ساله‌ای که اغلب به خوبی حفظ شدن، فهمید. آلیاژهای برنز در کاربردهای دریایی هم استفاده می‌شن، مثل اتصالات شیر در لباس‌های غواصی استاندارد (غواصی با کلاهخود)، و همچنین پروانه‌های کشتی و یاتاقان‌های زیر آب. جالبه بدونید که بیشتر قاب‌های برنزی مدرن در واقع از برنزهای آلیاژ شده با آلومینیوم ساخته شدن که به طور خاص برای کاربردهای دریایی فرموله شدن. اگه قصد دارید به طور مکرر با ساعت برنزی‌تون شنا یا غواصی کنید، تنها توصیه‌ای که براتون دارم اینه که حتماً بعد از بیرون اومدن از آب، ساعت رو با آب شیرین بشویید و خشک کنید، چون در واقع ترکیب آب شور و اکسیژن هواست که می‌تونه باعث خوردگی سریع‌تر بشه.

سفایر (یاقوت کبود): لوکس‌ترین متریال برای قاب ساعت

سفایر مصنوعی سال‌هاست که یکی از پایه‌های اصلی صنعت ساعت‌سازیه، اما در گذشته فقط در شیشه‌ی ساعت‌ها پیدا می‌شد. در شیشه، سفایر خیلی از مزایای سرامیک‌ها رو ارائه می‌ده. از نظر فنی، می‌شه سفایر رو تحت کلی‌ترین تعریف، نوعی سرامیک طبقه‌بندی کرد، چون سفایر اساساً اکسید آلومینیوم با کیفیت جواهریه (درست مثل یاقوت قرمز؛ یاقوت قرمز و کبود از نظر شیمیایی یکی هستن و فقط در رنگ تفاوت دارن). مزیت بزرگ سفایر به عنوان یک ماده‌ی فنی در شیشه‌ی ساعت اینه که تنها چیزی که می‌تونه روش خط بندازه، الماسه. و اگه شما تو زندگی‌ای هستید که ریسک خط افتادن سفایر ساعتتون با الماس‌هاتون وجود داره، باید بگم خوش به حالتون که با چنین مشکلات لاکچری‌ای دست و پنجه نرم می‌کنید!

نکته‌ی منفی بالقوه‌ی سفایر همون چیزیه که در مورد سرامیک‌های پیشرفته گفتیم: حالت شکست شکننده‌ای داره، یعنی به جای خم شدن یا ترک برداشتن، خُرد می‌شه. برای قاب ساعت، انتخاب سفایر مصنوعی تقریباً یک انتخاب کاملاً زیبایی‌شناختیه. چنین قاب‌هایی به خاطر چالش‌های مربوط به رشد کریستال‌های خام سفایر و برش و صیقل دادن اون‌ها به شکل دلخواه، فوق‌العاده گرون و سخت‌ساخت هستن. با این حال، واقعاً هیچ چیزی شبیهشون نیست. یک نمونه‌ی اخیر که بررسی کردیم، ساعت هوبلو بیگ بنگ اتوماتیک توربیلون سفایر بنفش (Hublot Big Bang Automatic Tourbillon Purple Sapphire) بود. نمونه‌ای بهتر از این سراغ ندارم که نشون بده با سفایر مصنوعی چه کارهای خارق‌العاده‌ای می‌شه کرد که با هیچ متریال دیگه‌ای ممکن نیست.

دیدگاه شما

دیدگاهتان را بنویسید  

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *