چطور در مورد نحوه نگهداری، تمیز کردن و انبار کردن ساعتهایم وسواسی شدم؟


قبل از اینکه بخوام از جزئیات کارم براتون بگم، بذارید چند تا چیز رو روشن کنم. هیچکس از اطرافیانم من رو بهعنوان یه آدم خیلی تمیز و مرتب نمیشناسه. من اون آدمی نیستم که همیشه مدادش رو روی میز صاف میذاره، یا با دیدن یه جفت جوراب لنگهبهلنگه که از زیر شلوار جین کسی بیرون زده حالش بد بشه. راستش، همین الان که دارم این متن رو تایپ میکنم، لیوان نوشیدنی دیشبم با کف خشکشده روی اون، جلومه و پشت سرم هم جورابهای دیروزم روی فرش افتادن و منتظرن که برن تو سبد لباسهای کثیف. نمیگم آدم خیلی شلختهای هستم، ولی قطعاً یه آدم وسواسی و منظم هم نیستم. اما «زَکِ کلکسیونر ساعت» میتونه اینطوری باشه. رویکرد من نسبت به ساعتهام به یه وسواس جدی تبدیل شده؛ یه عادت ریشهدار که چند دقیقهای به کارهای روزمرهام اضافه میکنه. دوستان نزدیکم تو جمعهای ساعتبازی فکر میکنن این مراسم شخصی من برای ساعتها، عجیب و غریبه یا حداقل بیش از حد محتاطانه، محافظهکارانه و غیرضروریه. اما مثل خرافات یه ورزشکار قبل از یه بازی بزرگ، وقتی یه عادتی در شما شکل میگیره، ترک کردنش سخت میشه و راستش رو بخواید، من از این چند دقیقه کار اضافه بدم نمیاد. خب، حالا میپرسید این وسواس دیوانهوار برای ساعت دقیقاً چیه؟ همه چیز به نحوه دست زدن، تمیز کردن و نگهداری ساعتهام برمیگرده.
همیشه قبل از بستن ساعت، دستها و مچم رو میشورم…

هر روز صبح قبل از اینکه ساعتی رو دستم کنم، هر دو دست و مچ دست چپم رو با صابون (ترجیحاً صابونی که مرطوبکننده اضافه نداشته باشه) میشورم. این کار تضمین میکنه که بالشتک ساعت و خود ساعت رو با دستهای تمیز برمیدارم تا اون رو روی یه مچ تمیز ببندم. این کار رو به دو دلیل انجام میدم. اول اینکه، روزم رو با مچ و ساعت کاملاً تمیز شروع میکنم. دوم اینکه، این کار رو میکنم تا مطمئن بشم فضایی که ساعتهام رو وقتی ازشون استفاده نمیکنم اونجا نگه میدارم، کاملاً تمیزه و ساعت روی بالشتکی که آغشته به عرق و کثیفی باشه قرار نمیگیره.
فقط با دستکش میکروفایبر یا دستهای شسته (در صورت امکان) ساعت رو کوک یا تنظیم میکنم…

من اینطوری به قضیه نگاه میکنم که اگه دستکش داری، چرا ازش استفاده نکنی؟ از زمانی که تو فروشگاه برای فروش ساعتهای پیاژه کار میکردم، چند جفت دستکش دارم که تو خونه ازشون استفاده میکنم. دستهای من خیلی زود عرق میکنه، برای همین مشخص بود اون چند جفت دستکشی که من استفاده کردم، دیگه برای خودم شدن.
هر جفت رو تو دو تا زیپکیپ جدا نگه میدارم و از یه جفت برای ساعتهایی که مقاومتشون در برابر آب بیشتر از ۱۰۰ متره و از جفت دیگه برای اونهایی که مقاومتشون کمتر از ۱۰۰ متره استفاده میکنم. حتماً میپرسید «چرا؟». خب، بعداً بیشتر در موردش توضیح میدم. قبل از دست زدن به هر کدوم از دستکشها، دستهام رو میشورم و بعد از تو زیپکیپ درشون میارم. موقع شستن دستکشها و برداشتنشون از ماشین لباسشویی هم همین پروتکل رو رعایت میکنم؛ هر بار که اونها رو از ماشین لباسشویی به زیپکیپ منتقل میکنم، از یه زیپکیپ نو استفاده میکنم. البته زیپکیپها رو کاملاً نمیبندم تا یه کم هوا رد و بدل بشه. ولی کیسهها رو صاف روی میزم میذارم تا گرد و غبار واردشون نشه.
قبل از اینکه بپرسید، نه، من با این دستکشها سفر نمیکنم. این مراسم بیشتر وقتها از خونه من خارج نمیشه. انجام دادنش تو سفر واقعبینانه نیست و راستش رو بخواید، برای استریل نگه داشتن همه چیز، بهتره فقط در مواقع ضروری بهشون دست بزنید.
قبل از گذاشتن ساعتها روی بالشتک و داخل جعبه، دستها و خود ساعت رو تمیز/آبکشی میکنم…
در این مرحله به دستکشهام استراحت میدم. برای اینکه ساعت از مچم جدا بشه و برای نگهداری وارد جعبه ساعتم بشه، بسته به میزان مقاومت اونها در برابر آب، دو روش مختلف دارم.
برای ساعتهای با مقاومت بیش از ۱۰۰ متر در برابر آب…

برای ساعتهایی که بیش از ۱۰۰ متر مقاومت در برابر آب دارن، ساعت رو از دستم باز میکنم و روی یه حوله دستی کنار سینک میذارم. بعد هر دو دست و مچم رو میشورم و با یه حوله تمیز خشک میکنم. بعد برمیگردم کنار سینک، در حالی که آب هنوز بازه، ساعتم رو برمیدارم و با دقت اون رو کاملاً آبکشی میکنم. ساعت رو برای مدت طولانی زیر جریان آب نمیذارم، کمتر از یک دقیقه، و همیشه مطمئن میشم که فشار آب خیلی زیاد نباشه و دمای آب هم نه خیلی داغ و نه خیلی سرد باشه. بعد ساعت تمیز رو برمیدارم و با یه حوله نرم و تمیز که فقط مخصوص خشک کردن ساعتهامه و برای هیچ چیز دیگهای ازش استفاده نمیکنم، خشکش میکنم. وقتی ساعت با دقت خشک شد، اون رو به بالشتک مربوط به خودش تو جعبه ساعتم برمیگردونم.
برای ساعتهای با مقاومت کمتر از ۱۰۰ متر در برابر آب…

روش بالا برای رولکس سابمارینر من عالیه، اما برای ساعت «A. Lange & Söhne 1815 Up/Down» من، این کار یه اشتباه نابخشودنیه. برای ساعتهایی که مقاومتشون در برابر آب کمتر از ۱۰۰ متره، واقعبینانه یا همیشه ایمن نیست که ساعت رو زیر آب روان بگیریم؛ بهخصوص ساعتهای کلاسیک و مجلسی که با مقاومت ۳۰ متری از کارخونه خارج میشن. پاشیدن آب و بارون یه چیزه، اما جریان مداوم آب از نظر تئوری میتونه به واشرهای ساعت فشار بیاره. اگه این کار رو بکنم اتفاق بدی میفته؟ شاید نه. ولی اونقدر برام مهم نیست که بخوام امتحانش کنم و یه روش جایگزین برای تمیز کردنشون قبل از نگهداری دارم. هر دو دستم رو میشورم، بعد یه دستمال میکروفایبر عینک که فقط برای ساعتهام ازش استفاده میکنم برمیدارم و با یه اسپری آب کوچیک، کمی نمدارش میکنم. با دستمال تو یه دستم، ساعتی رو که روی یه زیربشقابی چرمی جلوی جعبه ساعتم گذاشتم، با دست دیگهام برمیدارم.
این زیربشقابیها رو برای این منظور نخریدم، در واقع برای کمک به بعضی جنبههای عکاسی از ساعت در مواقع لزوم خریده بودمشون. بعد با دستمال میکروفایبر کمی مرطوب، ساعت رو با دقت تمیز میکنم و به آرامی با انگشتهام دستمال رو روی شیشه، بدنه کناری قاب (از یک طرف دسته کوک به طرف دیگه) و درب پشت قاب میکشم. با طرف دیگه دستمال، زیر بند چرمی یا دستبند فلزی رو هم پاک میکنم. وقتی کارم تموم شد، با دقت ساعت رو روی بالشتک مربوط به خودش محکم میکنم و دوباره داخل جعبه میذارم.
خب… موقع سفر چی؟

راستش رو بخواید، خیلی به ندرت پیش میاد که با بیشتر از یک ساعت (همونی که رو مچمه) سفر کنم و در اون موارد، به جز موقع دوش گرفتن و خوابیدن، ساعت رو از دستم درنمیارم. با فرض اینکه ساعت ۱۰۰ متر یا بیشتر مقاومت در برابر آب داشته باشه، هر روز اون رو زیر آب با فشار کم، در حالی که روی مچمه آبکشی میکنم و یا میذارم تو هوا خشک بشه یا با یه حوله خیلی نرم خشکش میکنم. اگه قرار باشه با بیشتر از یه ساعت سفر کنم، تصمیم گرفتم که جعبههای مسافرتیم رو با همون استانداردهای جعبههای اصلیم نسنجم، چون ساعتها رو وقتی خونهام یا برای مدت طولانی تو جعبههای مسافرتی نگه نمیدارم.
حرف آخر

حالا میخوام خیلی واضح بگم، وقتی یه ساعت روی مچمه، دیگه وسواسم رو کنار میذارم. تو یه دورهمی ساعتبازی، با کمال میل اجازه میدم بقیه به ساعتهام دست بزنن (البته با فرض اینکه دستهاتون پفکی و چرب نباشه)، و هیچکدوم از ساعتهام رو «ساعت گاوصندوقی» نمیدونم. عاشق اینم که هر وقت فرصت کنم، ساعتهای غواصیم یا ساعتهای با مقاومت بالای ۱۰۰ مترم رو تو اقیانوس آبتنی بدم. اگه نمیتونید یکی از ساعتهای من رو دستتون کنید، به احتمال زیاد به این دلیله که بندش فلزیه و من اون رو برای مچ خودم خیلی تنگ کردم.
اما بخشی از دلیلی که میتونم وقتی ساعت روی مچمه آروم باشم اینه که مراسم تمیز کردن، دست زدن و نگهداری من تضمین میکنه که ساعتها تمیز هستن و سلامت واشرهاشون نزدیک به حد مطلوبه. صرفنظر از مراسم شما، ساعتهایی که قصد دارید باهاشون وارد آب بشید باید هر سال قبل از فصل بهار/تابستان، یا اگه این فاصله خیلی کمه، هر دو سال یکبار، تست فشار بشن. همه کارهایی که در بالا گفتم تلاشیه برای حفظ کلکسیونی که برای جمعآوریش خیلی زحمت کشیدم، اما انصافاً فکر میکنم مشخصه که من با ساعتهام مثل «جواهرات گاوصندوقی» رفتار نمیکنم. اگه بخوام صادق باشم، این مراسم روزانه فرصتیه برای داشتن یک لحظه صمیمی با ساعتهام و نشون دادن قدردانیم از لذتی که بهم میدن. ما معمولاً از کلکسیونرها میشنویم که در مورد عشقشون به «بیدار کردن» یه ساعت مکانیکی صحبت میکنن. شاید من هم به سادگی از «با دقت خوابوندن اونها» تو جعبه ساعتم لذت میبرم.

