تاریخچه و بررسی برند بلانپین (Blancpain): افسانه قدیمیترین ساعتساز جهان یا یک داستان ساختگی؟


در دنیای پر زرق و برق ساعتسازی لوکس، نامهای کمی به اندازه بلانپین (Blancpain) با مفاهیم تاریخ، هنر و اعتبار گره خوردهاند. این برند سوئیسی با ادعایی جسورانه خود را به جهان معرفی میکند: “قدیمیترین برند ساعتسازی جهان، تأسیس 1735”. این تاریخ، بلانپین را نه تنها پیشگام، بلکه سنگ بنای صنعتی قرار میدهد که قرنها بعد به اوج شکوه خود رسید.
اما پشت این ادعای بزرگ و این نمای باوقار، داستانی پیچیده و پر از بحث نهفته است که حقیقت را به چالش میکشد. آیا بلانپین واقعاً نزدیک به سه قرن قدمت دارد یا این تاریخ، بخشی از یک استراتژی بازاریابی هوشمندانه است که در دهههای اخیر شکل گرفته؟ این مقاله یک بررسی صرف نیست؛ بلکه یک سفر تحقیقی برای کشف حقیقت است.
ما شما را دعوت میکنیم تا در این سفر همراه ما باشید. از کارگاه کوچک و غبارآلود “ژان-ژاک بلانپین” در روستای ویلِره تا جایگاه رفیع امروزی آن در میان غولهای گروه سواچ، تمام زوایای این داستان شگفتانگیز را با هم خواهیم شکافت.
روایت رسمی؛ تولد و تکامل یک اسطوره
برای درک هویت امروز بلانپین، ابتدا باید به روایتی گوش فرا دهیم که خود برند و منابع رسمی با افتخار آن را بازگو میکنند. این داستانی است از نوآوری، تعهد خانوادگی و پایداری در برابر طوفانهای تاریخ. این روایت، شالوده تصویری است که بلانپین از خود در ذهن علاقهمندان به ساعتهای لوکس ساخته است.
ریشهها در دره ژورا (1735 – قرن نوزدهم)
داستان بلانپین در قلب دره ژورای سوئیس، منطقهای که به مهد ساعتسازی شهرت دارد، آغاز میشود. در سال 1735، مردی به نام ژان-ژاک بلانپین (Jehan-Jacques Blancpain) نام خود را به عنوان یک ساعتساز در اسناد رسمی روستای ویلِره (Villeret) به ثبت رساند. او اولین کارگاه خود را در طبقه بالای خانهاش برپا کرد و سنگ بنای میراثی را گذاشت که قرار بود برای نزدیک به دو قرن در خانوادهاش باقی بماند.

کسبوکار خانوادگی بلانپین برای هفت نسل، از پدر به پسر، منتقل شد و این تداوم، روح و اصالت برند را حفظ کرد. هر نسل دانش و هنر خود را به نسل بعدی منتقل میکرد و در عین حال، نوآوریهای جدیدی را به آن میافزود. این تعهد خانوادگی، بلانپین را از بسیاری از رقبای خود که در طول زمان دستخوش تغییرات مالکیتی شدند، متمایز میکرد.
در این میان، نقش فردریک-لویی بلانپین (Frédéric-Louis Blancpain)، نوه بنیانگذار، بسیار برجسته بود. او در اوایل قرن نوزدهم با درک عمیق از نیازهای زمانه، روشهای تولید سنتی را مدرنسازی کرد و کارگاه کوچک خانوادگی را به یک واحد صنعتی با قابلیت تولید سریالی تبدیل نمود. یکی از مهمترین نوآوریهای او، جایگزینی مکانیزم قدیمی “چرخ تاجی” (Crown-wheel) با “فرار استوانهای” (Cylinder Escapement) بود که به ساخت ساعتهای باریکتر و دقیقتر کمک شایانی کرد.
با فرا رسیدن انقلاب صنعتی در نیمه دوم قرن نوزدهم، صنعت ساعتسازی با چالشهای جدیدی روبرو شد. برای مقابله با رقابت فزاینده، به ویژه از سوی تولیدکنندگان آمریکایی، بلانپین در سال 1865 یک کارخانه دو طبقه بزرگ در کنار رودخانه “سوز” (Suze) ساخت. این اقدام هوشمندانه به آنها اجازه داد تا از نیروی آب برای تأمین الکتریسیته مورد نیاز فرآیندهای تولیدی خود استفاده کنند. بلانپین با تمرکز بر تولید محصولات فوقالعاده باکیفیت و لوکس، توانست از بحرانهای صنعتی جان سالم به در ببرد و به عنوان یکی از معدود کارگاههای بازمانده در ویلره، به فعالیت خود ادامه دهد.
رهبری، بحران و نوآوری در قرن بیستم
قرن بیستم برای بلانپین، دوران تحولات عمیق، رهبریهای تاریخساز و خلق نمادهایی جاودانه بود. این قرن با پایان مدیریت خانوادگی آغاز شد و با خلق یکی از مشهورترین ساعتهای غواصی جهان به اوج رسید. اما در ادامه، سایه سنگین بحران کوارتز، آینده برند را در هالهای از ابهام فرو برد.

در سال 1932، با مرگ فردریک-امیل بلانپین، آخرین وارث خانواده که مدیریت شرکت را بر عهده داشت، یک دوره دویست ساله از رهبری خانوادگی به پایان رسید. دختر او، برت-نلی، تمایلی به ادامه راه پدر در صنعت ساعتسازی نداشت. در این نقطه عطف تاریخی، دو تن از وفادارترین کارمندان شرکت، بتی فیشتر (Betty Fiechter) و آندره لئال، کسبوکار را خریداری کردند و بتی فیشتر به عنوان مدیر، سکان هدایت بلانپین را در دست گرفت و به اولین مدیرعامل زن در تاریخ یک برند بزرگ ساعتسازی تبدیل شد.
از آنجایی که طبق قوانین آن زمان سوئیس، نام خانوادگی بلانپین نمیتوانست بدون حضور یکی از اعضای خانواده در رأس شرکت استفاده شود، نام جدیدی برای کمپانی انتخاب شد. “Rayville S.A., succ. de Blancpain” نام رسمی جدید بود که در آن “Rayville” یک آناگرام یا بازآرایی هوشمندانه از حروف “Villeret” (زادگاه برند) بود. با وجود تغییر نام، هویت و کیفیت تولیدات بلانپین دستنخورده باقی ماند.
شاید درخشانترین لحظه این دوره، تولد ساعت افسانهای Fifty Fathoms در سال 1953 بود. این شاهکار با همکاری مستقیم نیروی دریایی فرانسه و به درخواست دو افسر شجاع به نامهای کاپیتان “باب مالبیر” و ستوان “کلود ریفو” خلق شد. آنها به یک ساعت غواصی حرفهای نیاز داشتند که بتواند در سختترین شرایط زیر آب، قابل اعتماد و خوانا باشد. بلانپین با معرفی زه چرخشی یکطرفه (که از چرخش اتفاقی و محاسبه اشتباه زمان غواصی جلوگیری میکرد) و مقاومت در برابر آب تا عمق پنجاه فتوم (معادل 91.45 متر)، استانداردهای جدیدی را برای ساعتهای غواصی تعریف کرد.
این ساعت به سرعت مورد توجه چهرههای سرشناس قرار گرفت و توسط کاشف بزرگ اقیانوسها، ژاک کوستو، در فیلم مستند “دنیای سکوت” استفاده شد. همچنین به عنوان ساعت استاندارد غواصان نیروی دریایی آمریکا (Navy SEALs) و سایر نیروهای ویژه در سراسر جهان انتخاب گردید. در اواخر دهه 1950، شرکت ریویل-بلانپین سالانه بیش از 100,000 ساعت تولید میکرد و برای پاسخ به تقاضای روزافزون، به گروه SSIH پیوست که شامل برندهای معتبری چون امگا و تیسوت نیز میشد.
اما در دهه 1970، با ظهور ساعتهای کوارتز ارزان و دقیق ژاپنی، صنعت ساعتسازی سوئیس دچار بحرانی بیسابقه شد. این “بحران کوارتز” بسیاری از برندهای مکانیکی را به ورطه نابودی کشاند. بلانپین نیز از این قاعده مستثنی نبود و تولیداتش به شدت کاهش یافت تا جایی که در حدود سال 1975، برند بلانپین به طور کامل متوقف و در ساختار شرکت امگا ادغام شد.
رنسانس بلانپین؛ بازگشت شکوهمند
پس از یک دوره سکوت و فراموشی در دوران بحران کوارتز، نام بلانپین قرار بود با قدرتی بیش از پیش به صحنه بازگردد. این بازگشت، مدیون بینش و شجاعت دو مرد افسانهای بود که تصمیم گرفتند برخلاف جریان آب شنا کنند. رنسانس بلانپین، داستانی از احیای یک میراث و تبدیل آن به نمادی از تجمل مطلق در دنیای مدرن است.
احیای یک نام توسط دو نابغه
در سال 1982، زمانی که نام بلانپین تقریباً از خاطرهها محو شده بود، گروه SSIH تصمیم به فروش حقوق این نام گرفت. در این میان، دو شخصیت کلیدی وارد صحنه شدند: ژان-کلود بیور (Jean-Claude Biver)، کارمندی جوان و جاهطلب در خود گروه SSIH، و ژاک پیگه (Jacques Piguet)، مدیر کارخانه معتبر تولید موتور ساعت فردریک پیگه. این دو با درک عمیقی از ارزش پنهان این نام تاریخی، حقوق برند “بلانپین” را به مبلغ ناچیز 20,000 فرانک سوئیس خریداری کردند.

آنها شرکتی کاملاً جدید را در دهکده “لُ براسوس” (Le Brassus) واقع در قلب “دره ژو” (Vallée de Joux)، که به عنوان مرکز تولید پیچیدهترین ساعتهای جهان شناخته میشود، تأسیس کردند. این مکان جدید، خود پیامی آشکار داشت: بلانپین جدید قرار نبود ادامه دهنده راه گذشته باشد، بلکه میخواست در بالاترین سطح ساعتسازی لوکس (Haute Horlogerie) رقابت کند.
فلسفه بلانپین جدید توسط ژان-کلود بیور، که یک نابغه بازاریابی بود، تدوین شد. او تصمیم گرفت تا در اوج سلطه ساعتهای کوارتز، بلانپین را به عنوان سنگر مقاومت ساعتسازی مکانیکی سنتی معرفی کند. این فلسفه در شعار معروف و جاودانه برند متبلور شد: “از سال 1735، بلانپین هرگز ساعت کوارتز نساخته و هرگز نخواهد ساخت.” این شعار جسورانه، هویت برند را بازتعریف کرد و آن را به نمادی از اصالت، هنر و پیچیدگی تبدیل نمود.
موفقیت این استراتژی به قدری چشمگیر بود که تنها یک دهه بعد، در سال 1992، گروه SMH (که از ادغام SSIH و ASUAG به وجود آمده و بعداً به گروه سواچ تغییر نام داد) تصمیم گرفت این جواهر احیا شده را دوباره به مجموعه خود بازگرداند. این بار، بلانپین نه به عنوان یک نام فراموش شده، بلکه به عنوان یک برند سودآور و معتبر با قیمت 60 میلیون فرانک سوئیس خریداری شد. ژان-کلود بیور تا سال 2002 به عنوان مدیرعامل در رأس شرکت باقی ماند و پس از او، مارک هایک، نوه بنیانگذار گروه سواچ، رهبری برند را بر عهده گرفت و این مسیر موفقیتآمیز را ادامه داد.
شاهکارهای پیچیده و نوآوریهای مدرن
احیای بلانپین تنها یک مانور بازاریابی نبود؛ بلکه با نمایش خیرهکنندهای از مهارت فنی و هنری همراه بود. بلانپین مدرن با خلق ساعتهایی که مرزهای پیچیدگی مکانیکی را جابجا میکردند، جایگاه خود را به عنوان یکی از برترین نامهای ساعتسازی تثبیت کرد. این دوره، عصر تولد شاهکارهایی بود که نام بلانپین را برای همیشه در تاریخ ثبت کردند.

در دهه 1980، در پاسخی مستقیم به سلطه کوارتز، بیور و پیگه پروژه بلندپروازانه “شش شاهکار” (The Six Masterpieces) را آغاز کردند. هدف این بود که شش پیچیدگی اصلی و سنتی ساعتسازی را در بدنههایی کلاسیک و زیبا احیا کنند. این مجموعه شامل ساعت فوقالعاده باریک، ساعت با تقویم کامل و فاز ماه، کرنوگراف اسپلیت-سکند (دو زمانه)، ساعت تکرارکننده دقیقه، ساعت با تقویم دائمی و در نهایت، یک ساعت توربیلون بود.
اوج این نمایش قدرت فنی، در سال 1991 با رونمایی از ساعت افسانهای “Blancpain 1735 Grande Complication” به نمایش درآمد. این ساعت که در زمان خود یکی از پیچیدهترین ساعتهای مچی جهان محسوب میشد، تمام شش شاهکار را در یک موتور واحد با بیش از 740 قطعه دستساز ترکیب کرده بود. این ساعت مچی یک توربیلون، تکرارکننده دقیقه، تقویم دائمی، کرنوگراف اسپلیت-سکند و فاز ماه را در خود جای داده بود و تولید آن به صورت محدود به 30 عدد (هر سال تنها یک عدد) انجام میشد.
در کنار این شاهکارهای پیچیده، بلانپین کلکسیونهای نمادین خود را نیز توسعه داد. کلکسیون “Villeret”، که به نام زادگاه اصلی برند نامگذاری شده، به عنوان کلاسیکترین خط تولید بلانپین شناخته میشود. این ساعتها با طراحیهای ظریف، قابهای گرد و صفحههای مینیمال، تجسمی از زیباییشناسی سنتی و элегант هستند. از سوی دیگر، کلکسیون “Fifty Fathoms” با قدرت به صحنه بازگشت و با معرفی مدلهای جدید و استفاده از مواد مدرن مانند تیتانیوم و سرامیک، جایگاه خود را به عنوان معیار ساعتهای غواصی لوکس بازپس گرفت.
بلانپین در دوران مدرن خود نوآوریهای ثبت شده فراوانی را به دنیای ساعتسازی معرفی کرد. در سال 1983، کوچکترین نمایشگر فاز ماه جهان را ساخت و در سال 1987، باریکترین کرنوگراف خودکوک جهان را عرضه کرد. نقطه عطف دیگر در سال 2000 بود، زمانی که اولین توربیلون خودکوک و تقویم دائمی جهان با ذخیره انرژی شگفتانگیز هشت روزه را تولید کرد. این دستاوردها با پتنتهایی مانند سیستم اصلاحکنندههای زیر قاب (که نیاز به ابزار برای تنظیم تقویم را از بین میبرد) و تکنیکهای نوین سنگکاری ادامه یافت.
بازخوانی تاریخ؛ تحقیقی بر ادعای 1735
تا اینجا، ما روایت رسمی و درخشان بلانپین را شنیدیم؛ داستانی از قدمت، اصالت و نوآوری. اما در دنیای ساعتشناسی، جایی که تاریخ و اعتبار، سرمایههای اصلی هستند، هر ادعایی باید با اسناد محکم پشتیبانی شود. در سالهای اخیر، تحقیقات یک روزنامهنگار و مورخ مستقل به نام “خوزه پرزترویکا” (Jose Pereztroika)، سایهای از شک بر روی تاریخ تأسیس بلانپین انداخته و این سؤال اساسی را مطرح کرده است: آیا افسانه 1735، یک حقیقت تاریخی است یا یک ساختار روایی هوشمندانه؟
آیا تاریخ بلانپین یک مشت دروغ است؟
در مقاله تحقیقی و جنجالی “A Bunch of Baloney?”، خوزه پرزترویکا با بررسی اسناد تاریخی، تبلیغات قدیمی و شجرهنامه خانواده بلانپین، روایتی کاملاً متفاوت را ارائه میدهد. این دیدگاه منتقدانه، پایههای داستان رسمی برند را به لرزه در میآورد و خواننده را به بازنگری در آنچه میداند، وادار میکند.

چالش اصلی این تحقیق، تاریخ تأسیس برند است: 1735 یا 1815؟ پرزترویکا به اسناد متعددی استناد میکند که نشان میدهند خود شرکت بلانپین تا اواسط قرن بیستم، تاریخ تأسیس خود را 1815 اعلام میکرده است. برای مثال، در آگهی ترحیم جولز-امیل بلانپین در سال 1928 که در نشریات معتبر ساعتسازی منتشر شده، به صراحت ذکر شده که این خانه ساعتسازی در سال 1815 توسط پدربزرگ او، فردریک-لویی بلانپین، تأسیس شده است.
این تاریخ تا دهه 1950 در تمام تبلیغات رسمی شرکت نیز تکرار میشد. اما در اواسط این دهه، تحت مدیریت ژان-ژاک فیشتر (برادرزاده بتی فیشتر)، به طور ناگهانی تاریخ تأسیس به 1735 تغییر یافت. پرزتروika این فرضیه را مطرح میکند که این تغییر ممکن است برای رقابت با برند واشرون کنستانتین (Vacheron Constantin) بوده باشد که به تازگی تاریخ تأسیس خود را به 1755 بهروزرسانی کرده و عنوان قدیمیترین برند را به خود اختصاص داده بود.
مهمترین نکته در این بحث، “سند گمشده” است. بلانپین ادعا میکند که در سال 1735، ژان-ژاک بلانپین نام خود را در اسناد رسمی روستای ویلره به عنوان ساعتساز ثبت کرده است. با این حال، سند اصلی این ثبت هرگز به طور عمومی ارائه نشده است. پرزترویکا با شورای روستای ویلره تماس گرفته و آنها تأیید کردهاند که با وجود جستجوهای مکرر، چنین سندی را در آرشیو خود ندارند.
تصویر یک دستنوشته باستانی که در بخش تاریخچه وبسایت بلانپین به نمایش گذاشته شده نیز به این ابهام میافزاید. تحقیقات نشان میدهد که این تصویر، یک ساخته گرافیکی است که برای یک ویدیوی تبلیغاتی در سال 2015 خلق شده و یک سند تاریخی واقعی نیست. این سؤال مطرح میشود که اگر سند اصلی وجود دارد، چرا برند به جای آن از یک تصویر ساختگی استفاده میکند؟

بحثها به همین جا ختم نمیشود و شخصیتها و مکانهای کلیدی داستان نیز زیر سؤال میروند. برای سالها، بلانپین از یک پرتره مردی ریشو به عنوان تصویر ژان-ژاک بلانپین استفاده میکرد. اما بعدها خود برند اعتراف کرد که این پرتره در واقع متعلق به فردریک-امیل بلانپین، آخرین مدیر خانوادگی برند در قرن بیستم است. همچنین مزرعه معروف سال 1636 که گفته میشود مهد ساعتسازی بلانپین بوده، هیچ سند محکمی دال بر ارتباطش با این خانواده ندارد و متأسفانه این ساختمان تاریخی که تحت مالکیت خصوصی است، اخیراً دچار آتشسوزی شده و توسط برند برای حفاظت خریداری نشده است.
در نهایت، پرزترویکا بر یک نکته اساسی دیگر تأکید میکند: “میراث گسسته”. او استدلال میکند که برند اصلی بلانپین در دهه 1970 عملاً از بین رفت و در ساختار امگا حل شد. بلانپین مدرن که در سال 1983 توسط بیور و پیگه تأسیس شد، یک شرکت کاملاً جدید در مکانی متفاوت بود که تنها “نام” برند را خریداری کرده بود، نه یک کسبوکار فعال با کارخانه و کارمندان و آرشیو. بنابراین، ادعای یک تاریخ پیوسته از 1735 تا به امروز، از نظر او فاقد اعتبار است.
نتیجهگیری و تحلیل نهایی
پس از بررسی دو روایت کاملاً متضاد، اکنون در نقطه حساسی قرار داریم. از یک سو، داستانی الهامبخش و عاشقانه از یک میراث خانوادگی چند صد ساله و از سوی دیگر، تحقیقاتی دقیق که این داستان را به عنوان یک ساختار بازاریابی هوشمندانه به چالش میکشد. برای رسیدن به یک تحلیل نهایی، باید فراتر از “درست” یا “غلط” بودن تاریخ تأسیس نگاه کنیم و به هویت واقعی بلانپین در دنیای امروز بپردازیم.
افسانه، واقعیت و هویت یک برند لوکس
واقعیت این است که در دنیای تجمل، “داستان” به اندازه خود محصول اهمیت دارد. ژان-کلود بیور، به عنوان یک نابغه بازاریابی، این حقیقت را به خوبی درک کرده بود. او فهمید که برای احیای یک نام فراموش شده در اوج بحران کوارتز، به چیزی بیش از ساعتهای باکیفیت نیاز دارد؛ او به یک افسانه نیاز داشت. ادعای “قدیمیترین برند جهان” و شعار “هرگز کوارتز نساختیم”، دقیقاً همان چیزی بود که بلانپین را از سایر برندها متمایز میکرد و به آن هویتی منحصر به فرد میبخشید.
میراث واقعی بلانپین، صرفنظر از صحت و سقم تاریخ تأسیس آن، در کیفیت، هنر و نوآوری ساعتهای مدرن آن نهفته است. محصولاتی که پس از سال 1983 تحت رهبری بیور، پیگه و سپس مارک هایک خلق شدهاند، بدون شک در زمره برترینهای ساعتسازی لوکس قرار میگیرند. از شاهکار پیچیده “1735 Grande Complication” گرفته تا مدلهای بینقص کلکسیون Villeret و نسخههای پیشرفته Fifty Fathoms، همگی گواهی بر تعهد این برند به تعالی فنی و زیباییشناسی هستند.

بلانپین در دنیای امروز نیز نقشی فعال و تأثیرگذار دارد. این برند با حمایت از برنامههای مهمی مانند مسابقات اتومبیلرانی “Blancpain GT Series” و پروژه حفاظت از اقیانوسها “Ocean Commitment”، مسئولیت اجتماعی خود را نیز به نمایش میگذارد. همچنین ساعتهای آن بر مچ شخصیتهای برجستهای از ولادیمیر پوتین و فرانسیس فورد کاپولا گرفته تا نمادهایی چون مریلین مونرو دیده شده که خود نشاندهنده جایگاه فرهنگی این برند است.
در نهایت، بلانپین، چه با تاریخی واقعی و چه با داستانی هوشمندانه، یکی از جذابترین و بحثبرانگیزترین نامها در صنعت ساعتسازی باقی میماند. این برند یک مطالعه موردی شگفتانگیز از این است که چگونه یک میراث پیچیده و حتی مورد مناقشه، میتواند به پایهای برای خلق محصولاتی بینظیر و هویتی قدرتمند تبدیل شود. انتخاب نهایی با شماست که کدام روایت را باور کنید، اما یک چیز قطعی است: ساعتی که امروز از بلانپین خریداری میکنید، نتیجه یک رنسانس هنری و فنی درخشان است که جایگاه خود را در تاریخ ساعتسازی به اثبات رسانده است.
سوالات متداول درباره برند بلانپین
چرا ساعتهای بلانپین اینقدر گران هستند؟
قیمت بالای ساعتهای بلانپین به چند عامل کلیدی بستگی دارد. اولاً، این برند تنها ساعتهای مکانیکی تولید میکند که فرآیند ساخت آنها بسیار پیچیده و زمانبر است. ثانیاً، تمام ساعتها توسط یک ساعتساز از ابتدا تا انتها به صورت دستی مونتاژ میشوند و تیراژ تولید بسیار پایین (کمتر از سی ساعت در روز) است که به انحصاری بودن آنها میافزاید. در نهایت، استفاده از مواد گرانبها مانند طلا و پلاتین، پیچیدگیهای فنی بالا (Complications) و تاریخچه و اعتبار برند، همگی در قیمت نهایی تأثیرگذار هستند.
آیا تاریخ تأسیس بلانپین در سال 1735 واقعیت دارد؟
این موضوع یکی از بحثبرانگیزترین مسائل در دنیای ساعتشناسی است. در حالی که برند بلانپین به طور رسمی خود را قدیمیترین ساعتساز جهان با تأسیس در سال 1735 معرفی میکند، تحقیقات مستقلی نشان میدهد که اسناد قدیمیتر، تاریخ تأسیس را 1815 ذکر کردهاند. منتقدان معتقدند تاریخ 1735 در دهه 1950 برای اهداف بازاریابی ساخته شده، اما برند بر روایت خود پافشاری میکند. در هر صورت، سند قطعی و غیرقابل انکاری برای اثبات ادعای 1735 به طور عمومی ارائه نشده است.
معروفترین و نمادینترین ساعت بلانپین کدام است؟
بدون شک، نمادینترین ساعت بلانپین، مدل “Fifty Fathoms” است. این ساعت که در سال 1953 معرفی شد، به عنوان یکی از اولین ساعتهای غواصی مدرن جهان شناخته میشود و بسیاری از استانداردهای امروزی ساعتهای غواصی، مانند زه چرخشی یکطرفه، را پایهگذاری کرد. تاریخچه غنی این ساعت و ارتباط آن با نیروی دریایی فرانسه و کاشفان اقیانوس، آن را به یک افسانه در میان علاقهمندان به ساعت تبدیل کرده است.
آیا بلانپین واقعاً هیچوقت ساعت کوارتز نساخته است؟
بله، این ادعا کاملاً درست است و یکی از پایههای اصلی فلسفه برند مدرن بلانپین محسوب میشود. شعار معروف “از سال 1735، بلانپین هرگز ساعت کوارتز نساخته و هرگز نخواهد ساخت” که توسط ژان-کلود بیور در دهه 1980 معرفی شد، به طور جدی دنبال شده است. این برند تمام تمرکز خود را بر روی هنر و پیچیدگی ساعتسازی مکانیکی سنتی قرار داده است.
امروزه چه کسی یا شرکتی مالک برند بلانپین است؟
برند بلانپین در حال حاضر یکی از زیرمجموعههای گروه سواچ (The Swatch Group) است. این برند در سال 1992 توسط گروه سواچ خریداری شد و به عنوان یکی از برندهای لوکس و ردهبالای این مجموعه (Top-tier) در کنار نامهای بزرگی چون امگا، برگه (Breguet) و هری وینستون فعالیت میکند. مدیریت برند از سال 2002 بر عهده مارک هایک قرار دارد.

