ساعت اودمار پیگه Neo Frame Jumping Hour: شاهکاری نوین با ریشههایی در گذشته باشکوه


این اتفاق که یکی از بزرگترین برندهای ساعتسازی لوکس دنیا کالکشن جدیدی را معرفی کند، به دفعات رخ نمیدهد. ساعت Neo Frame Jumping Hour از اودمار پیگه (Audemars Piguet) در بهترین زمان ممکن عرضه شد. این معرفی درست پس از جشن ۱۵۰ سالگی برند، مدت کوتاهی پس از پنجاهمین سالگرد مدل نمادین رویال اوک (Royal Oak) و پس از وداع با خط تولید RD با معرفی مدل چشمگیر RD#5 صورت گرفت؛ زمانی ایدهآل برای یک شروع تازه.
اما این شروع تازه چگونه است؟ به نظر میرسد این ساعت لوکس، شباهت زیادی به گذشته باشکوه برند دارد که برای بازار مدرن ساعت مچی اصل بازآفرینی شده است. شما میتوانید با خرید ساعت مچی اورجینال از فروشگاه اشرافی، اصالت را تجربه کنید.
خلاصه معرفی این گونه است: ساعت Neo Frame Jumping Hour، یک ساعت کاملا جدید است که هم اولین کالیبر ساعت جهنده (jumping hour) تماما داخلی اودمار پیگه را معرفی میکند و هم یک کالکشن تازه را که در سالهای آینده توسعه خواهد یافت. قاب طلای صورتی ۱۸ عیار این مدل، ۳۴.۶ میلیمتر از بالا به پایین، ۳۴ میلیمتر عرض (از یک گادرون تا دیگری) و ۴۷.۱ میلیمتر از بند تا بند (lug-to-lug) ابعاد دارد.
ضخامت این ساعت ۸.۸ میلیمتر است و توسط یک موتور اتوماتیک نیرو میگیرد. به جای صفحه سنتی، زمان از طریق دو دریچه نمایش داده میشود: یکی برای ساعت که در ابتدای هر ساعت به جلو میجهد، و دیگری برای دقیقهها که “گردش” یا چرخش دارند. در ادامه به حس این ساعت بر روی مچ دست میپردازیم، اما ابتدا میخواهم پیشینهی اودمار پیگه با ساعتهای جهنده را توضیح دهم.
اهمیت تاریخچه و جایگاه یک کالکشن جدید در دنیای ساعت مچی
تعداد کمی از برندها، کالکشنی را بر پایه تنها یک ساعت جدید راهاندازی میکنند که بار سنگینی بر دوش آن ساعت خواهد گذاشت. ساعت Neo Frame Jumping Hour این بار را به دوش میکشد و از ۱۴ نمونه از ساعتهای اودمار پیگه پیش از مرجع در سالهای ۱۹۲۹ و ۱۹۳۰ الهام گرفته است. یکی از این ساعتهای کمیاب با فلز سفید، بخشی از مجموعه مارکوس مارگولیس بود که اودمار پیگه برای تکمیل موزه خود آن را خریداری کرد.
این برند اکنون سه نمونه از چهارده نمونهی آن مدل را در اختیار دارد، بنابراین اگر به دنبال خرید ساعت اورجینال از آن دوران هستید، کار سختی در پیش خواهید داشت. این ساعتها از آن دست ساعتهایی هستند که کلکسیونرهای ساعتهای وینتج آنها را میشناسند و افرادی که آنها را دارند، به شدت از آنها نگهداری میکنند.
یک ساعت اودمار پیگه مرجع اولیه ۱۲۷۱ از سال ۱۹۲۹. این ساعتها ۲۵ میلیمتر عرض (شامل پایه بندها) و ۲۵ میلیمتر از بالا به پایین قاب ابعاد داشتند.
ساعتهای جهنده (Jumping Hour) در این اواخر بسیار محبوب شدهاند. شاید حتی بتوان گفت که مردم بیش از حد به آنها توجه کردهاند، به خصوص با اعلام معرفی دو مدل ساعت جهنده در یک هفته، این تب و تاب بیشتر شد. این محبوبیت، آگاهی بیشتری را به همراه دارد، اما گاهی اوقات زمینه تاریخی آن نادیده گرفته میشود.
این نظریه که اودمار پیگه صرفاً در حال کپیبرداری از برند دیگری است، بسیاری از زمینههای تاریخی و پیشینه را نادیده میگیرد. همچنین این نکته را از قلم میاندازد که یک برند، حتی برندی به انعطافپذیری اودمار پیگه، نمیتواند به سادگی موفقیت سایر برندها را با نمایش ساعت جهنده در سال گذشته ببیند و بگوید: “بیایید سریع یکی را تولید کنیم.” ساخت موتوری مانند این، به مراتب کار و زمان بیشتری نیاز دارد، چه رسد به طراحی و تولید قاب آن.

یک ساعت جیبی جهنده (jump hour)، ساخته شده توسط چه کسی؟ پتک فیلیپ؟ اودمار پیگه؟ کارتیه؟ خیر، این یک ساعت IWC از دهه ۱۸۸۰ است که توسط یوزف پالوبر ساخته شده است.
در مورد تاریخچه، آنتوان بلوندو حدود سال ۱۸۳۰ میلادی، ساعت جهنده را برای پادشاه لوئی فیلیپ اول اختراع کرد. مهندس اتریشی، یوزف پالوبر، در سال ۱۸۸۳ این مکانیزم را با همکاری IWC به ثبت رساند و ساعتهای جیبی مجهز به ساعت جهنده را به تولید انبوه رساند (IWC در سال ۲۰۱۷ نیز یک ساعت مچی را به یادبود او ساخت). در سال ۱۹۲۸، نیتون اولین نمایشگر ساعت جهنده خود را عرضه کرد.
در همان سال، کارتیه مدل تانک آ گیشت (Tank à Guichets) را با استفاده از همان موتور LeCoultre GHSM معرفی کرد که اودمار پیگه نیز برای مدل پیش از مرجع ۱۲۷۱ خود در سال ۱۹۲۹ از آن استفاده کرده بود. به همین دلیل است که این ساعتها بسیار شبیه به هم به نظر میرسند. قاب کارتیه توسط ادموند یگر ساخته شده بود. با یک موتور LeCoultre و یک قاب Jaeger، آیا این باعث میشود تانک کمتر یک کارتیه باشد، یا یک کپی از ایده شخص دیگری؟
این رویکرد در آن زمان بسیار رایج بود، بنابراین ساعتهای مشابه از کشورهای مختلف نباید باعث تعجب شوند. پس اعتبار به چه کسی میرسد؟ LeCoultre؟ Pallweber؟ Blondeau؟ به نظر من، میتوان گفت که روندها همه را با خود میبرد و در نهایت، هر برند سهم خود را از نوآوریها میبرد. در فروشگاه اشرافی، ما به تاریخچه و اصالت ساعتهای مچی اصل اهمیت میدهیم و مجموعهای از بهترین ساعتهای اورجینال را ارائه میکنیم.
یک ساعت جهنده اودمار پیگه متعلق به سال ۱۹۲۶ که توسط موتور GHSM 17/12 با ۱۰ لاین نیرو میگیرد.
من این افشاگری را کمی با تأخیر انجام دادم، اما اودمار پیگه نه تنها سابقه طولانی در ساخت ساعتهای با نمایشگر دریچهای دارد، بلکه مدلهایی را نیز تولید کرده که در واقع قدیمیتر از Cartier Tank à Guichets یا مدل پیش از مرجع ۱۲۷۱ خودشان هستند. این ساعتها (از جمله مدلی که در بالا مشاهده میشود و در سال ۱۹۲۶ ساخته شده بود) با موتور 10GHSM17/12 کار میکردند که دارای دقیقه مرکزی، ثانیه کوچک و ساعت جهنده بود و در رویداد اخیر اودمار پیگه به نمایش گذاشته شده بودند.
هنگامی که بیانیه مطبوعاتی را خواندم، به یاد ساعت John Shaeffer Jump Hour Minute Repeater و مراجع مستطیلی پیش از آن، Jules Audemars Jump Hour Minute Repeater، و چند ساعت جیبی افتادم (که مشابه ساعتهای مچی، به نظر میرسید موتورهای مشترکی با ساعتهای برندهای دیگری مانند Van Cleef & Arpels داشتند). اگر پیش از این همه اینها را نمیدانستید، اکنون میدانید!
ساعت جهنده یک پیچیدگی زیبا است. به نظرم به میل به سادگی افراطی در ساعتها نیز پاسخ میدهد.
– ایلاریار رستا، مدیر عامل اودمار پیگه
بنابراین، به جای بحث بر سر اینکه چه کسی اولین بار این مکانیزم را عرضه کرده، اولین سؤال من این بود: “چه چیزی یک ‘نئو فریم’ را میسازد تا بدانیم در آینده چه انتظاری داشته باشیم؟” سؤال بعدی این بود: “این ساعت چگونه روی مچ دست مینشیند و خوانایی آن چطور است؟” به مورد دوم به زودی خواهیم پرداخت. در مورد سؤال اول، به گفته ایلاریار رستا، مدیر عامل اودمار پیگه و دیگر اعضای این برند، میتوانید انتظار داشته باشید که کالکشن Neo Frame شامل ساعتهای با اشکال مختلف باشد، اگرچه همیشه این شکل خاص نخواهد بود، و از طراحیهای دریچهای به شیوههای خلاقانهتری استفاده خواهد شد.
برند به یک طراحی عمودیتر نیاز داشت تا گزینههای موجود خود در بازار را تکمیل کند و ساعت Neo Frame Jumping Hour این نیاز را برآورده میکند. برای درک بهتر، میتوانید به ساعتهای ذکر شده و همچنین مدل استار ویل (Star Wheel) نگاهی بیندازید که اودمار پیگه آن را با “نمایشگرهای مبتنی بر دریچه” خود دستهبندی میکند، تا نشانهای از مسیر آینده این مدل را دریابید. در مورد اینکه چرا اکنون این همه ساعت جهنده در بازار وجود دارد، رستا اینگونه پاسخ داد:

“ساعت جهنده یک پیچیدگی زیبا است. به نظرم به میل به سادگی افراطی در ساعتها نیز پاسخ میدهد. این شکل خاص، با ساعت جهنده بسیار خوب هماهنگ میشود. این شکل یک اتفاق خوشایند است و وقتی اتفاق میافتد، یک حرکت را ایجاد میکند، درست است؟ حتی افراد بیشتری را به این پیچیدگی و شکل علاقهمند میکند.”
عرضه این کالکشن جدید یک لحظه مهم برای برند اودمار پیگه است، و فرصتی برای خاموش کردن منتقدان برند. به گفته منابع داخلی، روایت اودمار پیگه به عنوان برندی تککالکشن که حول محور رویال اوک (Royal Oak) ساخته شده، همواره نقطهای حساس بوده است. با این حال، حتی من نیز رویال اوک، آوُفشور (Offshore) و کانسپت (Concept) را به طور ذهنی زیر چتر بزرگتر طراحی گنتا (Genta) قرار میدهم، و Code 11.59 را به عنوان ستون دوم میبینم که برند با آن وارد بازار شد.
فکر میکنم بسیاری موافق باشند که Code در ابتدا شروعی متزلزل داشت، اما محصول به مرور زمان قویتر شده است. البته، خط تولید [RE]Master نیز وجود دارد که در حال حاضر قرار است با نسخههای محدود در میان گزینهها به حیات خود ادامه دهد. این فرصت برای اودمار پیگه بسیار مهم است تا جایگاه خود را در بازار ساعت مچی اصل تقویت کند و به علاقهمندان ساعتهای اورجینال، گزینههای متنوعتری ارائه دهد.
در حال حاضر، [RE]Master پلتفرمی برای طراحیهای نسخهمحدود و در عین حال بازتر برای اودمار پیگه خواهد بود.
من همچنین این سؤال را مطرح میکنم که آیا یک کالکشن سوم (یا چهارم، با احتساب [RE]Master) واقعاً باید یک “کالکشن” باشد، حداقل به روشی که رویال اوک و Code هستند؟ این سؤال احتمالاً اصل مطلب را در میان حواشی گم میکند (یا در اینجا، من در حال زیادهگویی هستم و به ساعت اصلی نمیرسم… اما قول میدهم که به زودی میرسیم).
اگر به پتک فیلیپ (Patek Philippe) نگاه کنید، آنها چندین کالکشن دارند – ناتیلوس (Nautilus)، آکوانوت (Aquanaut)، کالاتراوا (Calatrava)، کوبیتوس (Cubitus)، و Twenty~4 که اغلب فراموش میشود، و دیگران – اما بسیاری از جذابترین و قانعکنندهترین پیچیدگیهایشان در ساعتهایی ظاهر میشوند که هیچ کالکشن یا طراحی منسجمی در طیف گستردهتر ندارند.
مهم نیست که چه نامی روی صفحه ساعت مچی اصل باشد، طراحی خوب، طراحی خوب است، چه نامی جذاب داشته باشد و چه نداشته باشد، و سختی میتواند خلاقیت را سرکوب کند. شاید این مسیری برای پیشروی اودمار پیگه باشد. با این حال، در حال حاضر، خانهای با سه ستون، که اکنون شامل Neo Frame نیز میشود، بدون شک قویتر از گذشته است. مدتی طول میکشد تا ببینیم این کالکشن چگونه تکمیل میشود. اما در حال حاضر، ساعتی برای بررسی داریم.
معرفی ساعت Audemars Piguet Neo Frame Jumping Hour: ابعاد، طراحی و تجربه کاربری
بسیار خب، کافی است از تفکرات فلسفی فاصله بگیریم و به سراغ ساعت جدید بپردازیم. متداولترین سؤالی که پس از معرفی این ساعت (و دهها پیام مستقیم که در روز اول دریافت کردم) از من پرسیده شد، با توجه به اینکه ساعت را از نزدیک دیده بودم، این بود که ساعت Neo Frame Jumping Hour واقعاً چقدر بزرگ است.
بیانیه مطبوعاتی اولیه اودمار پیگه، ابعاد را ۲۴.۸ میلیمتر در ۳۴ میلیمتر اعلام کرده بود. این موضوع، رک و راست بگویم، برای من شوکهکننده بود. این ابعاد تقریباً به اندازه یک ساعت Cartier Tank Must بزرگ (۳۳.۷ میلیمتر در ۲۵.۵ میلیمتر) و کمی بزرگتر از Tank à Guichets بود. همچنین، این ابعاد غیرممکن به نظر میرسید، چرا که عرض قاب از قطر موتور ساعت کوچکتر بود. تعدادی از نشریات هنوز از آن اندازهگیریها استفاده میکنند، برخی اکنون از اندازههای بهروز شدهای استفاده میکنند که با اندازههای ما مطابقت دارد، و برخی دیگر از مجموعه سوم ابعاد بهره میبرند. این موضوع این سؤال را مطرح میکند: شما یک مستطیل را چگونه اندازهگیری میکنید؟

کارتیه کل قاب را اندازهگیری میکند؛ از برانکار (خطی که در کنارههای ساعت ۳ و ۹ قاب امتداد دارد و به عنوان پایه بند عمل میکند) تا برانکار دیگر، و از بند تا بند (lug-to-lug). یک ساعت Jaeger-LeCoultre Reverso نیز به همین شیوه اندازهگیری میشود. این روش، شیوه متداولی است که ما برای درک نحوه نشستن یک ساعت مستطیلی بر روی مچ دست استفاده میکنیم، و تجربه آن واقعاً با ساعتهای گرد متفاوت است. اما به هر دلیلی، اودمار پیگه اولین ساعت مستطیلی خود را در دهههای اخیر به این شیوه اندازهگیری نکرده بود.
من از برند درخواست کردم تا ابعاد دقیقتری ارائه دهد و در عرض ۳۰ دقیقه آنها را دریافت کردم. این نشان از سرعت عمل و اعتبار بالای تیم اودمار پیگه دارد. در ادامه، این ابعاد را به طور کامل و با توضیح (تصویر زیر) منتشر میکنم. اندازهگیریها ممکن است با خطای چند دهم میلیمتری همراه باشند:
- عرض با احتساب دسته کوک: ۳۵.۷ میلیمتر
- عرض بدون دسته کوک: ۳۴ میلیمتر
- عرض داخلی (صفحه قاب): ۲۵ میلیمتر
- طول کریستال: ۳۴ میلیمتر
- طول کلی (از بند تا بند): ۴۷.۱ میلیمتر

برای درک بهتر، در اینجا چند مقایسه مفید آورده شده است:
- Jaeger-LeCoultre Reverso Duoface: ۴۷ میلیمتر در ۲۸.۳ میلیمتر با ضخامت ۱۰.۳ میلیمتر
- Jaeger-LeCoultre Reverso Monoface: ۴۵.۶ میلیمتر در ۲۷.۴ میلیمتر با ضخامت ۸.۵۳ میلیمتر
- Cartier Tank Must در سایز بسیار بزرگ: ۴۱ میلیمتر در ۳۱ میلیمتر با ضخامت ۸.۴ میلیمتر
- Tudor Black Bay 58: ۳۹ میلیمتر عرض، ۴۷.۷۵ میلیمتر فاصله بند تا بند و ۱۱.۹ میلیمتر ضخامت

اگر تا به حال هر یک از این ساعتها، یا حتی همه آنها را امتحان کردهاید، این ابعاد باید نقطه مرجع خوبی برای شما باشند (زیرا من هیچ ساعت مشابهی برای مقایسه با Jumping Hour نداشتم). همچنین در ادامه تصاویری از همکارم ماساهارو وادا از Hodinkee ژاپن را قرار دادهام که ساعت را روی مچ ۱۵.۵ سانتیمتری خود پوشیده است، و یک عکس (که البته کیفیت چندانی ندارد) با تلفن همراه از ساعت بر روی مچ بزرگتر ۷.۵ اینچی (حدود ۱۹ سانتیمتری) خودم.
همانطور که میبینید، ساعت Neo Frame Jumping Hour بسیار شبیه به یک JLC Reverso Duoface کمی عریضتر و کمی نازکتر به نظر میرسد، به لطف قاب پشتی تخت و پایه بندهای کوتاه و رو به پایین آن. با این حال، به نظر میرسد وادا-سان به خوبی میتواند این ساعت را به دست کند و برای همین دلایل ذکر شده، این مدل میتواند یک ساعت مچی اصل و جذاب برای طیف وسیعی از افراد باشد.

در مورد این ساعتهای جدید اودمار پیگه، ما قبل از دیدن ساعت از نزدیک، مقالات معرفی خود را نوشتیم، بنابراین قضاوت در مورد اندازه آن دشوار بود. پس از مشاهده ساعت از نزدیک، به عنوان یک عاشق ساعتهای وینتج، قطعاً بزرگتر از آن چیزی بود که امیدوار بودم. معرفی یک ساعت ۳۴ میلیمتری در ۲۴ میلیمتری، حرکتی فوقالعاده شگفتانگیز و جسورانه بود و مطمئناً تعداد زیادی از کلکسیونرهای ساعتهای وینتج را خشنود میکرد. اما میتوانم درک کنم که چرا این کار برای برند عملی نیست. با وجود همه نظرات در اینستاگرام یا خوانندگان وبلاگهای ساعت، اودمار پیگه باید به مخاطبان گستردهتری دست یابد، و یک ساعت کوچکتر احتمالاً این کار را نمیکرد (همانطور که یک موتور دستی ۹۹٪ اوقات برای مشتریان عادی غیرعلاقهمند، و حتی تعداد قابل توجهی از علاقهمندان، یک نقطه ضعف محسوب میشود).
با این حال، اولین عرضه مانع از تولید ساعت کوچکتر در آینده نمیشود، و در حالی که برخی از خانمها قطعاً میتوانند این ساعت را به دست کنند، افراد با مچهای کوچکتر احتمالاً دوست دارند چیزی کوچکتر ببینند. از طرفی، مزایایی نیز وجود دارد. میتوانید ببینید که اگرچه این ساعت بسیار بزرگتر از آن چیزی است که بسیاری از علاقهمندان احتمالاً انتظار داشتند، اما به طور قابل توجهی (و تأکید میکنم قابل توجهی) در نگاه اول خواناتر از Cartier Tank à Guichets است.
من از نظر طراحی، طرفدار بزرگ کارتیه هستم و حتی (تا حدودی با رؤیاپردازی) سال گذشته خودم را در لیست انتظار یکی از مدلهای آن قرار دادم، حتی با وجود اینکه خارج از بودجه من بود. اما این صرفاً یک میل احساسی و طراحیمحور است – من از زمانی که برای اولین بار از اریک کو (فکر میکنم) در اوایل دوران کشف ساعتهایم درباره Tank à Guichets شنیدم، عاشق آن شدهام – و تقریباً هر کسی که من میشناسم و عاشق آن ساعت است، حتی کسانی که یکی را دارند، خواهند گفت که خوانایی آن خوب نیست. فونت جسورانه و با الهام از آرت دکو و دریچههای بزرگتر صفحه ساعت Neo Frame Jumping Hour، تجربه کاربری عملیتری را فراهم میکند.
بار دیگر، بر روی مچ ۶.۱ اینچی (حدود ۱۵.۵ سانتیمتری) ماساهارو وادا.
به گفته رستا، ساعت Neo Frame Jumping Hour و به طور کلی کالکشن جدید، تا حد زیادی یک لحظه “فرم تابع عملکرد” برای برند بود.
او در مصاحبهای با مطبوعات آمریکایی در رویداد AP Social Club در سوئیس گفت: “فکر میکنم همه چیز از موتور ساعت شروع میشود. بحث این است که ما در حال انجام کارهای زیادی برای غنیسازی خانواده پیچیدگیهایمان هستیم. و همانطور که میدانید، ما بسیاری از پیچیدگیها را امروز انجام نمیدهیم، برخی را در گذشته انجام میدادیم، برخی را هرگز به صورت داخلی نساختهایم.”
“ما به توسعه این پیچیدگیها علاقهمندیم. ساعت جهنده یک پیچیدگی جالب است که صادقانه بگویم، در هیچ یک از دو شکل موجود ما، یعنی هشتضلعی [رویال اوک] یا قاب Code، جای نمیگرفت، در حالی که در یک مدل قدیمی که در گذشته داشتیم، بسیار خوب جا میافتد. و این همان طرز فکر بود. در حالی که من انتظار و صادقانه بگویم، تقریباً اطمینان دارم که این پروژه موفق خواهد بود، اما هرگز نمیتوانید روی چیزی شرط ببندید و بگویید ‘این بخش بزرگی از خانواده ما را تشکیل خواهد داد.’ ما باید در حین پیشرفت، یاد بگیریم. با این حال، من واقعاً اعتقاد دارم که این شکل در گذشته موفقیت خود را اثبات کرده و امروز نیز مرتبط و جذاب است.” این دیدگاه نشان میدهد که خرید ساعت مچی اصل از برندهای معتبر، تنها به طراحیهای مرسوم محدود نمیشود.
ایلاریار رستا، مدیر عامل اودمار پیگه، یکی از سه نمونه ساعت جهنده پیش از مرجع ۱۲۷۱ برند را از حدود سالهای ۱۹۲۹-۱۹۳۰ به دست دارد.
صرف نظر از ترجیحات اندازه، من فکر میکنم اودمار پیگه کار خوبی در بازآفرینی زیباییشناسی آنچه خودشان آن را مدل “Streamline” (پیش از مرجع ۱۲۷۱) با الهام از آرت دکو مینامند، انجام داده است. حتی با انتشار نسخههای [RE]Master برند، آنها به دنبال بازتولید دقیق مدلهای قدیمی نیستند، بلکه نسخههای مدرن شدهای از کلاسیکها را ارائه میدهند. پایه بندها به گونهای شکل گرفتهاند که پیچیدگی بصری را افزایش دهند (و مطمئنم ساخت و پرداخت آنها دشوار بوده است). به جای استفاده از سطح جلویی برسخورده (مانند مدل اصلی) و ایجاد مقایسههای بیشتر با سایر مدلها، استفاده از صفحه یاقوت کبود با پوشش PVD زیرین، که با قاب ساعت ترکیب شده، تأثیری قوی ایجاد میکند. بند جدید چرم گوساله با بافت برجسته، از رسمی شدن بیش از حد Neo Frame Jumping Hour جلوگیری میکند، اما یک گزینه رسمیتر دیگر نیز همراه ساعت ارائه شده است. این ساعت مچی با طراحی خاص خود، گزینهای بینظیر برای خرید ساعت لوکس به شمار میرود.
این نتیجه بازتاب سقف چوبی با تونالیته گرم بر روی کریستال ساعت است. در واقع، یک صفحه تمام رزگلد هم بسیار جذاب خواهد بود.
این ساعت در نور تغییر رنگ میدهد و رنگهای محیط اطراف خود را به خود میگیرد، در حالی که خوانایی آن حفظ میشود. دیسکهای نشانگر زمان، بافتی ظریف دارند که با سطح یاقوت کبود تضاد زیبایی ایجاد میکند. اگر بخواهم در مورد زیباییشناسی ایراد بگیرم، فونت لوگوی رزگلد کمی برای زیباییشناسی تمیز این ساعت، جسورانه است.
آیا من یک نسخه تمام فلزی دو رنگ مانند آنچه در بالا نشان داده شده را دوست داشتم؟ بله، اما به راحتی میتوانم تصور کنم که چارچوب این مدل در نهایت به آن سمت یا به سمت صفحههای میناکاری شده و سایر هنرهای دستی (Metiers d’Art) که به نظر میرسد تمرکز رو به رشدی برای برند هستند، پیش میرود. فروشگاه اشرافی نیز در تلاش است تا گزینههایی برای خرید ساعت اورجینال با طراحیهای هنری خاص را فراهم کند.

سه نسخه منحصربهفرد از هنرهای دستی (Metiers d’Art) ساعت Audemars Piguet CODE 11.59 Grande Sonnerie Supersonnerie، شامل یک مدل برای کلکسیونر @chronopeace (در مرکز). این صفحهها توسط میناکار مشهور، آنیتا پورشه، ساخته شدهاند. عکسها از اودمار پیگه.
ایدهای را آنلاین دیدم که یک کریستال یاقوت کبود دودی برای نمایش موتور ساعت خوب خواهد بود. من از این ایده، به صورت مفهومی، خوشم میآید، زیرا ساعت را حتی مدرنتر میکرد، اما دو مشکل وجود دارد: اول اینکه کریستال بخشی از قاب ساعت است، بنابراین کمی از آن طراحی جادویی قاب با لبههای بینهایت را از دست میدادیم.
دومین مشکل این است که دو دیسک اصلی، موتور ساعت را تا حد زیادی پوشش میدهند، همانطور که در تصویرسازی که در طول ارائه به ما نشان دادند، مشخص بود. شما بخش کوچکی از موتور را میدیدید، اما بیشتر دیسک و فضای خالی را مشاهده میکردید، جایی که موتور گرد ساعت، قاب مستطیلی را کاملاً پر نمیکند. اثر دودی ممکن است در واقع عالی به نظر برسد، دیسکها را به اندازه کافی محو میکند تا خوانایی حفظ شود، اما این دقیقاً همان چیزی نیست که اودمار پیگه این بار به دنبال آن بود.
سؤال بعدی که مردم در مورد نحوه عملکرد این ساعت خواهند داشت، این است که مکانیزم ساعت جهنده آن چقدر سریع و دقیق است. برخی برندها ساعتهای جهندهای تولید میکنند که تقریباً آنی نیستند و به آرامی به ساعت بعدی تغییر میکنند. اما کالیبر پایه ۷۱۲۱ از مدل “جامبو” (Jumbo) در اینجا کار خود را به خوبی انجام میدهد: یک پلتفرم سازگار برای پیچیدگیهای دیگر.
کالیبر ۷۱۲۲ اتوماتیک ساعت جهنده (Jumping Hour) جدید اودمار پیگه که برای اولین بار به صورت داخلی ساخته شده، دارای یک جهش سریع و تیز است که ناراحتکننده نیست. به نظر نمیرسد هیچ برگشتی (که من بتوانم درک کنم) هنگام تغییر ساعت وجود داشته باشد. این ساعت دارای ۵۲ ساعت ذخیره انرژی است و با فرکانس ۴ هرتز کار میکند.
ساعت Neo Frame Jumping Hour به اندازه یک ساعت جهنده با کوک دستی ضخیم نیست، اما تناسب خوبی دارد.
میدانم که برخی افراد ممکن است موتور کوک دستی را به دلیل نازکی ترجیح میدادند؛ با این حال، به نظر میرسد ارگونومی کلمه کلیدی اودمار پیگه برای آینده قابل پیشبینی است و در طول ارائههای محصول بارها به آن اشاره شد. موتورهای QP با تنظیم آسان، کرونوگرافهای کوچکتر داخلی – این نسخههای اخیر، مانند موتور اتوماتیک در Neo Frame، برای این منظور طراحی شدهاند که ساعتها برای مخاطبان گستردهتری قابل استفادهتر باشند.
حدس میزنم که اکثر مشتریان این ساعت، موتور اتوماتیک را ترجیح میدهند، حتی اگر علاقهمندان با آن مخالف باشند. به جای آرزوی یک کالیبر دستی، خوب بود که یک موتور شکلدار در Neo Frame، یا مدلی با میکرو روتور (microrotor) میدیدیم. توسعه بر پایه یک پلتفرم موجود آسانتر و مطمئناً مقرونبهصرفهتر است، اما جزئیاتی مانند این، ساعت Neo Frame Jumping Hour را واقعاً متمایز میکرد. این نکته به خصوص در بحث خرید ساعت لوکس و قیمت ساعت اورجینال حائز اهمیت است.
ساعت Neo Frame Jumping Hour به عنوان یک نسخه غیرمحدود، از خردهفروشان و بوتیکهای اودمار پیگه با قیمت ۷۱,۲۰۰ دلار در دسترس خواهد بود. با توجه به افزایش قیمت طلا، اینها قیمتهایی هستند که امروز باید با آنها کنار بیاییم، که به همین ترتیب بر خردهفروشان و مشتریان فشار وارد میکند. با این حال، با توجه به جایگاه برند اودمار پیگه، این قیمت برای خرید ساعت مچی اصل و لوکس این برند، قابل توجیه است.
رقبای ساعت Neo Frame Jumping Hour: مقایسه با ساعتهای لوکس دیگر
Cartier Tank à Guichets
از نظر جایگاه نمادین و قیمت، اولین و واضحترین مقایسه با ساعت Cartier Tank à Guichets انجام میشود که سال گذشته در نمایشگاه Watches and Wonders دوباره معرفی شد. تعجب نکنید اگر کلمه “گیشت” را برای توصیف هر یک از این ساعتها میشنوید. این کلمه فرانسوی به معنای “پنجره” است و روشی است که اغلب برای توصیف نمایشگرهای این نوع ساعتها استفاده میشود.
Tank à Guichets جمعوجورتر است، ابعادی برابر با ۳۷.۶ میلیمتر از بند تا بند در ۲۴.۸ میلیمتر دارد، و به طور قابل توجهی تختتر است، بدون پایه بندهای افتاده. به عنوان یک ساعت با کوک دستی، ضخامت آن تنها ۶ میلیمتر است. این یک مدل کوچک و خاص از برندی با نفوذ زیاد در این زمینه است. اما برای اکثر مردم خوانایی بسیار پایینی دارد. عالی به نظر میرسد، عالی بر روی مچ مینشیند، اما دریچه و فونت آن بسیار کوچک هستند.
در زمان معرفی ساعت Tank à Guichets، اطلاعات زیادی در مورد کالیبر داخلی Cartier 9755 MC آن ارائه نشد. بدون قاب پشتی شفاف، همچنان دشوار بود که اطلاعات زیادی را از نزدیک بدست آورد. با کوک دستی و تنها ۴۰ ساعت ذخیره انرژی، از نظر فنی روی کاغذ از اودمار پیگه ضعیفتر است، اما برخی از این سازشها آن را جمعوجورتر میکنند.
در تجربه من، مردم بیشتر به ساعتهای کارتیه به عنوان قطعات طراحیشده نگاه میکنند تا ساعتسازی سطح بالا، و در حالی که پرداخت قاب بسیار سادهتر و خوانایی (در تجربه من) بدتر است، کارتیه بیش از ۱۰۰ سال سابقه در تبدیل این مدل به یک نماد را دارد. قیمت ساعت Tank à Guichets در زمان عرضه، ۴۷,۰۰۰ دلار برای نسخههای طلای زرد یا رزگلد بود که به طور قابل توجهی مقرونبهصرفهتر از Neo Frame Jumping Hour است. با این حال، در بازار ثانویه، مردم در حال حاضر برای Tank à Guichets مبلغی معادل ۱۴۵,۰۰۰ دلار یا بیشتر میخواهند که در مقایسه، عرضه اودمار پیگه را به یک معامله خوب تبدیل میکند.
Jaeger-LeCoultre Reverso Tribute Nonantième

مقایسه با ساعت رورسو (Reverso) آسان است، و در واقع، یک مدل رورسو با نمایشگر ساعت جهنده در بازار وجود دارد – البته نه به طور کامل. ساعت Reverso Tribute Nonantième تنها دارای یک ساعت جهنده نیمهفوری است که حدود ۵ دقیقه قبل از رسیدن به ساعت کامل، شروع به حرکت به جلو میکند و سپس به طور کامل جهش میکند، تقریباً مانند یک دیسک تاریخ.
اما این تنها نیمی از داستان رورسو است. سمت نمایشگر دیجیتالی آن همچنین دارای یک دیسک چرخان با نمادهای ماه و خورشید برای نشان دادن روز/شب است. اما به عنوان یک رورسو، مدل Nonantième یک نمایشگر ثانویه کامل با عقربههای سنتی، تاریخ بزرگ، ثانیهشمار کوچک و نشانگر فاز ماه در “جلوی” خود دارد. این پیچیدگیها در خرید ساعت مچی اصل برای علاقهمندان بسیار جذاب است.
این سطح از حداکثرگرایی با اندازه قاب حداکثری همراه است: ۴۹.۴ میلیمتر در ۲۹.۹ میلیمتر و ۱۱.۷۲ میلیمتر ضخامت، که از تجربه شخصی، برای بسیاری از افراد بسیار بزرگ (یا بهتر بگویم، بلند) است. این ساعت نیز کوک دستی است، نه اتوماتیک. جدیدترین نسخه با طلای صورتی، هنرهای دستی (Métiers d’Art) را ارتقا داده و از مینا و لاک بر روی صفحه پشتی استفاده کرده است. قیمت خردهفروشی این نسخه ۷۴,۰۰۰ دلار است که آن را همرده با عرضه اودمار پیگه قرار میدهد.
Niton ‘Prima’ Souscription

جدیدترین ورود به بازار مدرن، برند قدیمی دیگری است که اخیراً بازگشت خود را اعلام کرده است. اگر اطلاعات جامعتری درباره این ساعت میخواهید، میتوانید داستان اخیر ما را بخوانید. مدل Prima در ۳۸ قطعه (هر کدام ۱۹ قطعه در پلاتین و رزگلد) موجود است، با ابعاد ۲۷ میلیمتر در ۳۵.۵ میلیمتر، فاصله بند تا بند ۴۲ میلیمتر و تنها ۷.۹ میلیمتر ضخامت.
موتور آن توسط نیتون توسعه یافته و پیچیدهتر است (یک مکانیزم sonnerie au passage و موتوری با گواهی کرونومتر)، اما کوک دستی دارد. برخی افراد سبک نیتون را ترجیح میدهند، مانند قمار روی یک برند جدید، و ۵۸,۰۰۰ دلار هزینه میکنند. برخی دیگر ممکن است بخواهند ۱۳,۰۰۰ دلار اضافی برای اودمار پیگه بپردازند. این شاید بدشانسترین زمان عرضه بود، رقابت با برندی که ۱۳۱۵ برابر بیشتر تولید دارد، یا شاید هم بهترین زمان، زیرا افراد بیشتری به ساعتهای جهنده فکر میکنند و به دنبال گزینههای مختلف هستند. این رقابت به بازار خرید ساعت مچی اصل و ساعت اورجینال تنوع میبخشد.
ساعتهای رپیتیر دقیقه و ساعت جهنده نئووینتج اودمار پیگه: مراجع ۲۵۷۲۳، ۲۵۷۶۵، ۲۵۷۹۳، ۲۵۸۱۴ و ۲۵۸۲۳

ساعت اودمار پیگه مرجع 25723OR، در رایجترین پیکربندی برای این مدل و تمام مراجع مشابه. عکس از فیلیپس.
من واقعاً عاشق ساعتهای نئووینتج اودمار پیگه هستم. قبل از مدلهای ساعت رپیتیر دقیقه و ساعت جهنده John Shaeffer (که من به آن پرداختم)، همان موتور کالیبر ۲۸۶۵ (طراحی شده توسط جولیو پاپی برای اودمار پیگه در زمانی که او در Renaud & Papi بود، بنابراین داخلی محسوب نمیشد) در نزدیکترین گزینه مشابه، یک مدل مستطیلی نئووینتج از اودمار پیگه استفاده شده بود.
بیشتر از یک ساعت جهنده مانند Neo Frame، مرجع ۲۵۷۲۳ دارای دقیقه مرکزی و یک رپیتیر دقیقه بود. این ساعتها با مدلهای متنوعی مانند مرجع ۲۵۸۲۳، مرجع ۲۵۷۶۵PT (با صفحههای یاقوت یا زمرد و صدف مروارید)، مرجع ۲۵۷۹۳ (که حتی با الماس، زمرد یا یاقوت کبود بر روی قاب و پایه بندها با ظرافت بیشتری تزئین شده بود)، مرجع ۲۵۸۱۴ (در طلای زرد با الماس و چهار صفحه سنگ متفاوت) دنبال شدند. همه این نمونهها را میتوان در کتاب Audemars Piguet 20th Century Complicated Wristwatches مشاهده کرد. این مدلها ارزش خرید ساعت لوکس و اصیل را به خوبی نشان میدهند.

این مراجع در سال ۱۹۹۲ معرفی شدند، تا سال ۱۹۹۶ تولید و تا سال ۲۰۰۳ فروخته شدند، با ۲۰۸ نمونه در تمامی مراجع در پلاتین، طلای زرد و رزگلد. این ساعت، مانند Neo Frame Jumping Hour، دارای یک موتور گرد در یک قاب مستطیلی بود. اما این قابها کوچکتر بودند، با ابعاد ۲۹ میلیمتر در ۳۸ میلیمتر، حتی با وجود رپیتیر دقیقه که کمی صدای نازکی داشت، و کوک دستی بودند.
در حالی که این مدلها اغلب برای فروش عرضه نمیشوند، قیمت ساعت آنها در چند سال گذشته به طور پیوسته افزایش یافته است، و یک نمونه طلای زرد از حدود ۷۰,۰۰۰ دلار در سال ۲۰۲۳ به نزدیک ۱۰۰,۰۰۰ دلار امروز رسیده است. یک نسخه جواهرنشان ممکن است امروز بیش از ۲۵۰,۰۰۰ دلار قیمت داشته باشد. با حدود ۳۰,۰۰۰ دلار بیشتر از نسخه فعلی، یک رپیتیر دقیقه به دست میآورید که ممکن است برای برخی خریداران جذاب باشد، اما یافتن آن ممکن است دشوار باشد.
انتخاب اودمار پیگه برای کاوش در تاریخچه برند به منظور یافتن چنین الهام مبهمی مرا شگفتزده کرد، اما منطق پشت آن را درک میکنم. شاید برند معتقد است که مدل Jules Audemars (که برخی از مخاطبان ما دلتنگ آن هستند) برای احیا خیلی جدید است یا خیلی رایج و تا حدودی سنتی با قاب گرد به نظر میرسد. من تمایل دارم فکر کنم که کالکشن Shaeffer میتوانست گزینه خوبی برای احیا باشد، اما آن هم نسبتاً جدید است.
مهمتر از آن، هر یک از این گزینهها با بازارهای ثانویه خود رقابت میکردند – شما میتوانستید به سادگی نسخه قدیمیتر و مقرونبهصرفهتر را به جای نسخه جدید خریداری کنید. این استراتژی نشان میدهد که اودمار پیگه به دنبال ارائه مدلهای منحصر به فرد و جدید برای خرید ساعت لوکس است، نه صرفاً بازتولید.
این یک تصمیم بسیار عملگرایانه است، و در حالی که من خلاقیت لازم را برای تصور کامل اینکه برند از اینجا به کجا میرود ندارم، اما گزینههای زیادی وجود دارد. ساعتهای رپیتیر دقیقه و ساعت جهنده، انتخابی آشکار به نظر میرسند. ساعتهای تقویمدار نیز دور از ذهن نیستند، زیرا اودمار پیگه ساعتهای جیبی با تقویمهای مبتنی بر دریچه تولید کرده بود (احتمالاً با استفاده از همان تامینکنندگان قطعاتی که برندهایی مانند Van Cleef & Arpels و دیگران در اوایل قرن بیستم استفاده میکردند).
همچنین تصور ساعتی با عقربههای سنتی که در چارچوب “فریم” قرار گیرد دشوار است. اما به نوعی، همین پتانسیل نادیده و نامحدود، آن را هیجانانگیزتر میکند. مدتها بود که یک برند، دنیایی از فرصتها را بر اساس ایدهای که کمتر کسی انتظارش را داشت، وعده نداده بود. این موضوع نشاندهنده آینده روشن برای خرید ساعت لوکس و ساعت مچی اصل از این برند است.
امیدواریم این مطلب برای شما مفید بوده باشد. برای مشاهده و بررسی جدیدترین مدلهای ساعت مچی اودمار پیگه و دیگر ساعتهای لوکس، شما را به بازدید از مجموعه بینظیر ما در فروشگاه اینترنتی اشرافی دعوت میکنیم. برای یک انتخاب هوشمندانه و دریافت مشاوره فوری، دستیار هوشمند اشرافی همیشه آماده پاسخگویی به سوالات شماست.

