ساعتهای غواصی و یک سوال همیشگی: آیا مقاومت بیشتر در برابر آب یعنی بدنهی ضخیمتر؟


یه بعد از ظهر جمعه، من و دوستم سام داشتیم در مورد جدیدترین کالکشن مارینمستر (Marinemaster) از برند سیکو (Seiko) گپ میزدیم. نسخههای قدیمیتر مارینمستر رو با مدلهای جدیدتر مقایسه میکردیم؛ مخصوصاً اون مدلهایی که قاب یکپارچه (Monocoque) و خیلی ضخیمتری داشتن. همینجا بود که یک سوال مهم برامون پیش اومد: «آیا یه ساعت با مقاومت بالا در برابر آب، حتماً باید قاب ضخیمتری داشته باشه؟»
شما هم حتماً در مسیر کلکسیونری ساعتتون متوجه شدید که ساعتهایی با مقاومت بیشتر در برابر آب، معمولاً (ولی نه همیشه) قابهای ضخیمتری دارن. جواب سام به سوال من این بود: «سوال خیلی خوبیه. برو در موردش یه مطلب بنویس.» و خب، منم الان اینجام تا به این سوال جواب بدم.
برای اینکه به این سوال جواب بدیم، اول باید با مفهوم و تاریخچهی «مقاومت در برابر آب» در دنیای ساعتسازی آشنا بشیم. یک ساعت مقاوم در برابر آب طوری طراحی شده که تا عمق مشخصی در برابر نفوذ آب مقاومت کنه. این میزان مقاومت معمولاً با یک عدد روی ساعت نشون داده میشه (مثلاً ۳۰ متر، ۵۰ متر، ۱۰۰ متر، ۲۰۰ متر و…). البته قدیما به جای این اصطلاح، از کلمهی «واترپروف» یا ضدآب (Waterproof) هم استفاده میشد و این دوتا کلمه رو به جای هم به کار میبردن.
نکتهای که خیلیها نمیدونن اینه که عدد مقاومت در برابر آب ذکر شده، در واقع میزان فشاریه که ساعت در حالت کاملاً ثابت (استاتیک) میتونه تحمل کنه. وقتی ساعت زیر آب حرکت میکنه (مثلاً موقع شنا یا شیرجه)، فشار وارد شده به اون به شدت تغییر میکنه و خطر نفوذ آب خیلی بالا میره. با دونستن این موضوع، همیشه توصیه میشه که برای فعالیتهای آبی، از ساعتی استفاده کنید که مقاومت اسمیاش خیلی بیشتر از عمقی باشه که واقعاً توش قرار میگیرید. مخصوصاً اگه ساعتتون المانهای طراحی مثل پیچ سرکوک (Screwed-in Crown) و قاب پشتی پیچی (Screwed-in Caseback) رو نداشته باشه، باید بیشتر به توانایی واقعیش در برابر فشار آب شک کرد.
از نظر تاریخی، اهمیت مقاومت ساعتها در برابر آب، در دوران جنگ جهانی حیاتی شد. جایی که رطوبت و آب میتونست به راحتی به موتور و صفحهی ظریف ساعتها آسیب بزنه. سربازها، ملوانها و ماجراجوها به ساعتهایی نیاز داشتن که بتونن در شرایط سخت، مثل زیر بارون یا حتی غوطهور شدن در آب، دوام بیارن و دقت بینقص خودشون رو حفظ کنن. همین نیاز باعث پیشرفتهای بزرگی در تکنولوژی ساعتسازی شد و تولیدکنندهها رو به سمت ساخت ساعتهای مقاومتر هل داد. این مسیر، به طور طبیعی راه رو برای خلق مدلهای تخصصیتر، به ویژه ساعتهای غواصی (Dive Watches)، باز کرد؛ ساعتهایی که برای کارکردی ایمن در شرایط سخت اکتشافات زیر آب و ورزشهای آبی طراحی شده بودن.
در روزهای اول، برندها مرزهای مقاومت در برابر آب رو جابجا میکردن تا ابزارهای زمانسنجی قابل اعتمادی برای غواصها فراهم کنن؛ کسانی که امنیتشون به زمانبندی دقیق وابسته بود. غواصی اسکوبا معمولاً نیاز به زمانسنجی در اعماق حدود ۵۰ متر داشت، جایی که مدیریت جذب نیتروژن در بدن حیاتی میشد. اما با پیشرفت اکتشافات در اعماق بیشتر و عملیاتهای تخصصی مثل پروژههای شرکت کومکس (Comex)، نیاز به ساعتهایی با مقاومت خیلی بیشتر به وجود اومد. این غواصیهای عمیق، غواصها رو در معرض فشارهای بسیار بیشتری قرار میداد و مرزها رو از ۵۰ متر به ۱۵۰ متر و حتی بیشتر میرسوند. در این اعماق، ریسک به شدت بالا میرفت، چون یک اشتباه در زمانسنجی میتونست منجر به «بیماری کاهش فشار» (The Bends) بشه که فلج شدن یا حتی مرگ رو در پی داشت. در نتیجه، جامعهی غواصی شروع به درخواست ساعتهایی کرد که بتونن فشارهای اعماق بیشتر رو تحمل کنن تا غواصها با خیال راحت توقفهای لازم برای برداشت فشار رو مدیریت کنن و از عواقب مرگبار دور بمونن.
مقاومت ۱۰۰۰ متر و بالاتر

بیاید کار رو با غولها شروع کنیم و نگاهی بندازیم به چندتا ساعت با مقاومت بالای ۱۰۰۰ متر و ویژگیهای خاصشون.
در سال ۱۹۸۶، سیکو مدل Prospex 7C46-7009 رو معرفی کرد که به «گلدن تونا» (Golden Tuna) یا «تونا طلایی» معروف شد و برای هر کلکسیونر ساعتی یک گنجینه به حساب میاد. این مدل یکی از اولین ساعتهای غواصی سیکو بود که با ارائه مقاومت تا عمق ۱۰۰۰ متر، برندهای بزرگ رو به چالش کشید. این ساعت یک موتور کوارتز پیشرفته، واشر L-شکل و یک قاب یکپارچهی تیتانیومی داشت. قطرش ۴۹.۶ میلیمتر و ضخامتش ۱۶.۱ میلیمتر بود. این ساعت به خاطر شباهتش به قوطی تن ماهی، این لقب رو گرفت و تا به امروز یکی از نمادینترین ساعتهای غواصی سیکو باقی مونده.
رقیب بعدی در لیست ما برای مقایسه، یه مدل جدیده که در سال ۲۰۲۴ عرضه شد: اسکوال مستر تیتانیوم ۱۲۰ اتمسفر (Squale Master Titanium 120ATM). اسکوال برندی با ریشههای عمیق در دوران طلایی ساعتسازیه و برای سالگرد اخیرش، مدل محبوب ۱۲۰ اتمسفر رو با قاب نمادین «Von Büren» دوباره به بازار برگردوند. قطر این ساعت ۴۲ میلیمتر و ضخامتش ۱۶.۱۵ میلیمتره. در مقایسهی مستقیم با «گلدن تونا»، میبینیم که قطرش کمتره ولی ضخامتش تقریباً یکسانه. اما یک تفاوت کلیدی وجود داره: تونا با موتور کوارتز کار میکنه، در حالی که ۱۲۰ اتمسفر از موتور اتوماتیک SW200-1 قدرت میگیره. این نشوندهندهی نوآوریها و تکنولوژیهای جدیده که به یه ساعت اتوماتیک اجازه میده با همون ضخامت مدلهای کوارتز قدیمی، مقاومت مشابهی در برابر آب داشته باشه.

اما اینجا متوقف نمیشیم و با تمام قدرت سراغ رولکس اویستر پرپچوال سی-دوئلر (Rolex Oyster Perpetual Sea-Dweller) نمادین میریم که در سال ۱۹۶۷ عرضه شد. رولکس نقش بزرگی در طراحی ساعتی برای مقابله با فشارهای وحشتناک اعماق اقیانوس داشت. سی-دوئلر به طرز شگفتانگیزی تا عمق ۱۲۲۰ متر مقاومه! این مقاومت فوقالعاده با کمک شیر خروج گاز هلیوم (Helium Escape Valve) ممکن شده. قطر این ساعت ۴۳ میلیمتر و ضخامتش ۱۷ میلیمتره. با توجه به اینکه این ساعت در سال ۱۹۶۷ ساخته شده، قابلیتهای زیر آبش با ابعادی مشابه مدلهای دیگهای که گفتیم، بسیار چشمگیرتره، اون هم در حالی که کاملاً اتوماتیکه. اینجا میشه فهمید که اعتبار و شهرت رولکس بیدلیل نیست. البته از اون زمان نسخههای اصلاحشدهای از این ساعت ساخته شده که ضخامت رو به ۱۵.۱ میلیمتر کاهش داده. اینجاست که سوال پیش میاد: آیا برندهای دیگه هم امروز میتونن همچین کاری بکنن؟
محدوده ۳۰۰ متری

حالا به سراغ بازهی ۳۰۰ متری میریم. در سال ۱۹۶۷، سیکو مدل 6215-7000 رو معرفی کرد که به 62Mas معروفه. اون موقع خودشون هم خبر نداشتن که این ساعت غواصی حرفهای قراره تاریخساز بشه و به عنوان یکی از نمادینترین ساعتهای غواصی تا به امروز، موجی در دنیای ساعت به راه بندازه. مدل 6215-7000 که پایهی اصلی چیزی شد که بعدها به سری مارینمستر تبدیل شد، اولین ساعت غواصی سیکو با مقاومت ۳۰۰ متری بود. این ساعت اتوماتیک، ۴۴ میلیمتر قطر و ۱۴ میلیمتر ضخامت داشت. مشخصه که ساعتهای غواصی در محدوده ۳۰۰ متر، ابعاد باریکتری دارن.

رقیب بعدی، ساعتیه که بعدها به «ساعت جیمز باند» معروف شد: امگا سیمستر ۳۰۰ (Omega Seamaster 300) مدل ۱۹۶۷. این مدل از امگا سیمستر بعدها توسط جیمز باند در فیلم «چشم طلایی» (Goldeneye) استفاده شد و فوراً به یک پدیدهی فرهنگی تبدیل شد و لقب «ساعت باند» رو از آن خودش کرد. مدل ۱۹۶۷ این ساعت با مقاومت ۳۰۰ متر، قطر ۴۱ میلیمتر و ضخامت ۱۳ میلیمتر، از موتور اتوماتیک کالیبر ۵۵۲ قدرت میگرفت. با اینکه مقاومتش مثل 62Mas بود، سیمستر تونسته بود ابعادش رو به طور قابل توجهی کاهش بده.
و در نهایت، وقتی به مقاومت ۳۰۰ متر و ساعت غواصی فکر میکنید، چه ساعتی به ذهنتون میاد؟ برای من که اولین گزینه، اون ساعت غواصی مشکی با نشانگرهای سفیده، یعنی رولکس سابمارینر (Rolex Submariner). این خودش گویای قدرت برندینگ رولکس در طول این سالهاست. رولکس سابمارینر مشخصات مقاومت ۳۰۰ متری داره، اما همیشه اینطور نبود. وقتی سابمارینر اولین بار در سال ۱۹۵۳ عرضه شد، مقاومت ۱۰۰ متری داشت (با ابعاد ۳۷ در ۱۲ میلیمتر) که این عدد در سال ۱۹۷۹ به ۳۰۰ متر افزایش پیدا کرد (با ابعاد ۴۱ در ۱۲.۳ میلیمتر). با افزایش مقاومت و تغییرات جزئی در ضخامت، میتونیم جهش بزرگ در تواناییهای ضدآب سری سابمارینر رو ببینیم (که البته بخشی از اون به خاطر تغییرات قطر بوده). در این مثالها به وضوح میبینیم که یک رابطهی مستقیم بین ابعاد و عمق مقاومت در برابر آب وجود داره. چیزی که متفاوته، توانایی و کارایی برندها در رسیدن به عمق بیشتر، بدون افزایش زیاد در ابعاده.

چالشها و دوراهیها
اینجا به یک دوراهی بزرگ در دنیای ساعت میرسیم. با توجه به اینکه مدلهای وینتیج و ساعتهای غواصی عمیق، ابعاد قطور و درشتی دارن، آیا هنوز هم در بازار امروز جذابیت دارن؟
اگه جواب شما «بله» هست، کاملاً حق دارید. چون این قطعهها ارزش تاریخی فوقالعادهای دارن. مثلاً سری 62Mas رو در نظر بگیرید که DNA این ساعت غواصی نمادین، به بسیاری از مدلهای سیکو پراسپکس (Prospex) امروزی منتقل شده. میراث این ساعتها، وزن و اعتبار زیادی داره، مخصوصاً برای کلکسیونرهایی که مدتهاست در این سرگرمی فعالن.
از طرف دیگه، اگه جواب شما «نه» هست، باز هم حق با شماست. آخه کی دوست داره یه ساعت با ضخامت بیشتر از ۱۴.۵ میلیمتر رو دور مچش ببنده؟ برای اکثر مردم، این ساعتها بیش از حد سنگین و دستوپاگیر هستن و کاربرد روزمرهشون رو کم میکنن. برای خیلی از کلکسیونرها و علاقهمندان به ساعت، یک ساعت باریکتر و ظریفتر گزینهی بهتریه، چون این مدلها تطبیقپذیرتر، شیکتر و برای استفادهی روزانه راحتترن. به زبان ساده، در حالی که ارزش تاریخی این ساعتها غیرقابل انکاره، جذابیت ساعتهای غواصی فوقالعاده ضخیم و بزرگ کم شده، چون برای اکثر مردم امروزی نه «جذاب» به نظر میرسن و نه پوشیدنشون راحت و کاربردیه.
با این اوصاف، پس چرا همهی برندها سعی نمیکنن به اون سایزبندی جهانی و ایدهآل مثل رولکس سابمارینر مدرن برسن؟ سابمارینر مقاومت عالی در برابر آب داره، روی مچ فوقالعاده میشینه و تعادل بینظیری در ابعادش داره. پس چرا برندهای دیگه (حتی تودور) همین کار رو نمیکنن؟ بیاید دو دلیل اصلی رو بررسی کنیم:
۱. میراث و اصالت
خیلی وقتها، جذابیت بازنشر مدلهای الهامگرفته از وینتیج، در داستان و مهمتر از اون، در تجربهایه که دوباره زنده میکنن. اگه من امروز یه سیکو تونا به شما بدم که ۱۲ میلیمتر ضخامت داشته باشه و مقاومت ۳۰۰ متری کاملاً کافی، آیا اصلاً بهش میگید «تونا»؟ علاوه بر طراحی، مشخصات فنی، ابعاد و قابلیتها، عوامل کلیدی هستن که هویت یک ساعت رو تعریف میکنن. حذف این ویژگیها میتونه بازنشر اون مدل رو بیمعنی کنه.
۲. هویت برند
درسته که سابمارینر شاید یکی از متعادلترین ساعتهای غواصی دنیا باشه، اما لزوماً الگویی نیست که همهی برندها باید ازش پیروی کنن. هر برندی هویت خودش رو داره و بخشی از این هویت در ارائهی چیزی منحصربهفرده؛ چه در طراحی، چه در ویژگیها و چه در مشخصات فنی که اونها رو از بقیه متمایز میکنه. دنبال کردن یک فرمول تکراری و یکسان، این ریسک رو داره که هویت خاص هر برند کمرنگ بشه.

ساعتها روی یک مرز باریک بین پذیرش ترندهای مدرن و وفادار موندن به هویت اصلیشون حرکت میکنن. در حالی که قطعاً فضا برای نوآوری وجود داره – برای مثال، برندهایی مثل سیکو پتانسیل زیادی برای بهبود ابعادشون دارن – اما تغییر بیش از حد میتونه به قیمت از دست رفتن چیزی باشه که سیکو رو به طور منحصربهفردی «سیکو» کرده. تغییر شدید ابعاد ممکنه ذات و جوهرهای که این برند رو در طول سالها تعریف کرده، از بین ببره. ایجاد تعادل بین سنت و مدرنیته، کلید حفظ شخصیت برند و در عین حال، جذب سلیقهی امروزیه.
نگاهی به دنیای امروز
با پیشرفت تکنولوژی، وابستگی غواصان حرفهای به ساعتهای غواصی به حداقل رسیده. در عوض، ساعتهای غواصی به آیتمهای کلکسیونی، نمادهای منزلت اجتماعی و شاخصی برای نمایش کیفیت ساعتسازی تبدیل شدن. رقابت بیامان برای رسیدن به اعماق بیشتر، دیگه مثل گذشته پررنگ نیست و به تاریخ پیوسته. غواصان امروزی، ابعاد قابل استفاده و راحت رو در اولویت قرار میدن و همزمان سعی میکنن مقاومت در برابر آب رو حفظ کنن (یا حداکثر کمی کاهش بدن). البته کلکسیونرهای وینتیج هنوز هم عاشق طراحیها و ابعاد دوران طلایی غواصی هستن و برندها همچنان از این الهامات در طراحیهاشون استفاده میکنن. ما اغلب نسخههای بازآفرینی شده از مدلهای کلاسیک رو با بهبودهای مدرن میبینیم که معمولاً با مقاومت در برابر آب کمتر اما کاربردیتر همراه هستن.
اگه به ساعتهای غواصی گرند سیکو (Grand Seiko) نگاه کنیم، میبینیم که قطعاتی با ساخت بینهایت زیبا خلق کردن که مدل SLGA015 یک نمونهی عالی از اونهاست. این ساعت از طراحی نمادین و جاودانهی صفحهی مشکی با نشانگرهای سفید پیروی میکنه، اما با یک امضای خاص گرند سیکو؛ یعنی موتور بینظیر اسپرینگ درایو (Spring Drive) و صفحهای با جزئیات نفسگیر. با قطر ۴۳.۸ میلیمتر و ضخامت ۱۳.۸ میلیمتر، SLGA015 ابعادش رو نسبتاً نزدیک به مارینمستر نگه داشته، اما با وجود این اعداد، روی مچ خیلی راحت میشینه. با این حال، هنوز بخشی از کلکسیونرها هستن که آرزوی یک گزینهی باریکتر در لاینآپ نمادین غواصی گرند سیکو رو دارن.
برندهایی با انعطافپذیری بیشتر، مثل هیتوری (Hitori)، سری Meguro رو طراحی کردن که الهام واضحی از گرند سیکو گرفته اما دیدگاه تازهای ارائه میده. هیتوری نقطه ضعف ساعتهای غواصی گرند سیکو رو فهمیده و با ارائهی یه گزینهی باریکتر با ضخامت ۱۲.۵ میلیمتر، این نیاز رو برطرف کرده؛ البته با مقاومت کمتر ۱۵۰ متری که برای بسیاری از کلکسیونرها یک معاملهی منصفانه به حساب میاد.
تماشای تکامل ساعتهای غواصی در طول این سالها واقعاً جذابه. اینکه چطور جامعهی متنوع علاقهمندان به ساعت، همچنان به دنبال جنبههای مختلفی مثل ابعاد، طراحی یا عملکرد هستن. این جستجوی دائمی برای رسیدن به طراحی بینقص، یک فضای بیپایان برای برندها ایجاد کرده تا خلاقیت و دیدگاه خودشون رو به اشتراک بذارن و برداشتهای منحصربهفردی از ساعت غواصی ارائه بدن. در حالی که نیاز عملی به ساعتهای غواصی به لطف تکنولوژی روزبهروز کمتر میشه، بخشی از وجودم هنوز از خودش میپرسه: اگه برندها امروز هم مثل گذشته به دنبال شکستن رکوردهای عمق بودن، به نظرتون به چه دستاوردهایی میرسیدن؟




















