بنر فروش اسنپ پی
جستجو در اشرافی
خانه سایدبار
سبد خرید
تماس با اشرافی

CODE41: برند ساعت ساختارشکن که جرئت گفتن حقیقت را داشت

ادمین اشرافی
اشرافی
1404-06-26 ۰۵:۵۲
CODE41: برند ساعت ساختارشکن که جرئت گفتن حقیقت را داشت

مصاحبه با مدیرعامل‌های برندهای ساعت می‌تونه یه کار واقعاً خسته‌کننده باشه. باید کلی طفره‌رفتن‌های همراه با لبخند، خوش‌بینی‌های ساختگی و وعده‌های هیجان‌انگیز برای رونمایی‌های جدید که «به‌زودی از راه می‌رسن ولی هنوز نمی‌تونیم در موردشون حرفی بزنیم» رو دور بزنی. اما کلودیو دِآمور، مدیرعامل برند کد ۴۱ (CODE41)، کاملاً متفاوته. در حالی که بیشتر صنعت ساعت‌سازی به شدت به هایپ و جنجال‌های تبلیغاتی متکیه، دِآمور روراستی بی‌پرده رو ترجیح می‌ده.

«در سال ۲۰۱۶ که این کسب‌وکار رو شروع کردیم، گفتم: «خیلی خب، بیاید شفاف باشیم. من دلیل تمام انتخاب‌هامون رو توضیح می‌دم و شاید مردم درک کنن و از این رویکرد خوششون بیاد.»»

کرنوگراف کد ۴۱ مدل NB24 نسخه ۲

و قطعاً خوششون اومد. این حس شجاعانه‌ی دِآمور جواب داد. در سال ۲۰۱۶، کد ۴۱ فقط یک تیم دو نفره بود، اما این تعداد به سرعت به ۲۵ نفر افزایش پیدا کرد و جامعه طرفداران برند به بیش از ۵۰۰,۰۰۰ نفر رسیده. آدم شک می‌کنه که بخش بزرگی از این موفقیت، مدیون تمایل فوق‌العاده‌ی کد ۴۱ برای شفافیت کامل و رو کردن همه چیزه.

دنبال مثال می‌گردید؟ خب، وقتی این برند سوئیسی یک ساعت می‌سازه، با کمال میل ریز هزینه‌های هر قطعه و کشور سازنده‌اش رو به اشتراک می‌ذاره؛ از قفل بند گرفته تا درب پشت ساعت. بعد این ارقام رو در کنار قیمت نهایی فروش ساعت قرار می‌ده تا همه چیز شفاف باشه. دِآمور در مورد ساختار قیمت‌گذاری‌شون می‌گه:

«ما گاهی ۲.۳ یا ۲.۵ برابر حاشیه سود داریم. درسته که اینم حاشیه سوده، اما ما می‌تونیم دلیلش رو کاملاً توضیح بدیم.»

نیازی به گفتن نیست که این یک افزایش قیمت فوق‌العاده ناچیزه. اطلاعات در مورد اینکه برندهای ساعت چقدر قیمت‌هاشون رو بالا می‌برن معمولاً مثل یه راز مخفی باقی می‌مونه، هرچند نیویورک تایمز یک بار گزارش داد که رولکس ۴۰ درصد حاشیه سود خرده‌فروشی داره. کد ۴۱ با فروش مستقیم آنلاین، قیمت‌هاش رو اینقدر پایین نگه می‌داره. دِآمور توضیح می‌ده:

«این یعنی ما دیگه لازم نیست نگران حاشیه سود توزیع‌کننده و خرده‌فروش باشیم.»

در یک نمونه‌ی دیگر از این رویکرد باز، کد ۴۱ با خوشحالی مخاطبانش رو در فرآیند خلاقیت و طراحی شریک می‌کنه. مثلاً برای طراحی قاب مدل X41، این برند تصاویر سه گزینه‌ی مختلف با لاگ‌ها (دستک‌های) ساده، توخالی یا زاویه‌دار رو به نمایش گذاشت و دکمه‌هایی رو فراهم کرد تا مشتریان بتونن گزینه‌ی مورد علاقه‌شون رو انتخاب کنن. این خودش گواهی بر اصرار دِآمور هست که می‌گه کد ۴۱ کمتر یک برند و «بیشتر یک پروژه اجتماعی» محسوب می‌شه.

کرنوگراف کد ۴۱ مدل NB24 نسخه ۲

شاید وسوسه‌انگیز باشه که فکر کنیم این سیاست شفافیت کامل، خودش رو در قاب‌های اسکلتونایز (Skeletonised) کد ۴۱ نشون می‌ده که به معنای واقعی کلمه، موتور و اجزای داخلی ساعت رو به نمایش می‌ذارن. اما در حقیقت، این انتخاب در طراحی، بیشتر از شور و اشتیاق دِآمور به ساعت‌سازی نشأت می‌گیره؛ همون اشتیاقی که بهش انگیزه داد تا اولین موتور داخلی (in-house) برند رو برای مدل X41 خلق کنه.

«برای من به عنوان کسی که عاشق ساعت‌هاست، واقعاً دلم می‌خواست به قلب موتور ساعت شیرجه بزنم و فقط به طراحی ظاهرش فکر نکنم. به نظرم ساعت‌سازی یعنی خودِ موتور. دلیل اینکه ساعت‌های اسکلتونایز برای من جذابن اینه که می‌تونم حرکت تمام این قطعات رو ببینم. واقعاً مثل یک مجسمه‌ی متحرکه. اصلاً درک نمی‌کنم چرا کسی باید همچین چیزی رو پنهان کنه.»

همین اشتیاق محسوس، الهام‌بخش جدیدترین پروژه کد ۴۱ یعنی «مِکاسکیپ» (Mecascape) شده (اسمی که از عبارت «منظره مکانیکی» گرفته شده). نتیجه، محصولی به طرز شگفت‌انگیزی خاص و اصیله که توصیفش هم کمی سخته. این وسیله که تقریباً هم‌اندازه و هم‌شکل یک گوشی هوشمنده، ترکیبی عجیب و غریب از یک ساعت رومیزی، یک ساعت جیبی و یک اثر هنری آینده‌نگرانه (Objet d’art) است. اما منطق اصلی پشت این تغییر شکل و فرمت این بود که به موتور اسکلتونایز شده، یک بوم نقاشی بزرگ‌تر برای درخشیدن و خودنمایی داده بشه.

«به جای اینکه موتوری داشته باشیم که همه قطعات روی هم سوار شدن، اینجا می‌خواستیم همون قطعات رو روی یک سطح صاف پخش کنیم. همونطور که قبلاً گفتم، ما عاشق دیدن جزئیات مکانیکی یک ساعت هستیم. مکاسکیپ همه این‌ها رو روی یک صفحه بزرگ به تصویر می‌کشه تا شما بتونید واقعاً در دنیای ساعت‌سازی غرق بشید.»

دِآمور، با همون صراحت خلع سلاح‌کننده همیشگی‌اش، مشتاق بود نظر من رو در مورد قیمت مکاسکیپ بدونه و پرسید که به نظرم چقدر باید برای اون قیمت‌گذاری کنن. خودش حدس می‌زنه که قیمتش احتمالاً چیزی حدود ۶۰۰۰ تا ۸۰۰۰ فرانک سوئیس باشه.

تماس تصویری‌مون رو در حالی به پایان رسوندم که هم هیجان‌زده بودم و هم از این حجم از رک‌گویی کمی گیج شده بودم. با خودم فکر کردم، نکنه بعد از این همه سال، واقعاً بهترین سیاست، همون صداقت باشه؟

دیدگاه شما

دیدگاهتان را بنویسید  

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *