کاسیو جی-شاک مادمستر: ساعتی که خاک و کثیفی رو به رخ میکشه


تو دنیای ساعتدوستی، چه عکس ببینی، چه مقاله بخونی، بهندرت پیش میاد که یه ساعت کثیف یا خطخورده توی قاب باشه. قضیه اینه: تقریباً هر چی تو اینستاگرام میاد، ساعتهاییان که انگار تازه از جعبه دراومدن. اثر هنریای که کلکسیونرها از دور میپرستنش. خیلی از اون کلکسیونرهای جدی، حتی فکر کردن به بیرون بردن ساعت از خونه رو هم وسواس دارن، مگه برای مهمونیهای خاص. مثل همون ماشینهای اسپرت لوکسی که توی گاراژ خوابیدهان، ساعتها هم توی باکس میخوابن تا یه روزی گرونتر بفروشن دست بعدی. این ساعتها درب جعبه رو بیشتر از دنیای بیرون میبینن.
اما من عاشق اون داستانهاییام که ساعت سالها رو مچ بوده، خط و خش داره، و میشه روش اثبات کرد که به کارش اومده. داستان ساعتهایی که همیشه مال یه نفر بودن. داستان ساعتهایی که دقیقاً برای همون کاری که ساخته شدن، استفاده شدن. باور من اینه که یه ساعت میتونه خیلی بیشتر از جمع قطعاتش باشه. میتونه جوهره صاحبش رو نشون بده، و گاهی حتی بعد از خودش، داستانش رو زنده نگه داره.
معرفی مادمستر جی-شاک: ساعتی که از مسیر کوهستان نیومده پایین

یکی از آشنای قدیمی من، نزدیک ده ساله که همراهم. حدود شش ساله که کوهستانسوار حرفهای (مountain biker) شده، عضو ثابت جامعه دوچرخهسواری منطقهمونه، و خلاصه آدم خوبیه. اون زمان توی یه مرکز تعمیرات سیرز کار میکردیم – اون روزها که همچین چیزی وجود داشت. من اون موقع هنوز با اینویکتا (Invicta) راه میرفتم و فکر میکردم سلطان بیچون و چرای ساعتدوستان محلم. با هم به عشق مسابقات موتوری، تنفر از سیرز، فلسفه وجودی، و البته ساعتها بند شدیم.
سالها بعد، وقتی دوستدخترش از من پیشنهاد هدیه خواست – یه ساعت که بشه موقع کوهستانسواری بپوشه – منم مثل هر کس دیگه گفتم: «جی-شاک (G-Shock)». همین شد که مادمستر GG-1000-1A5 رو گرفت. درست مثل همون دوچرخهی یتی (Yeti) که سوارش میشه – نه اون شرکت معروف یخدان و لیوان – این ساعت هم یه ابزاره که ضربه میخوره و بازم جواب پس میده. گاهی بیشتر از اون چیزی که انتظارش رو داشته باشی.
جثهی غولآسا، قیمت نه چندان غولآسا

چند وقت پیش باهم برخوردیم و گپ زدیم درباره کاسیو و کوهستانسواری. نشستیم یه نوشیدنی خوردیم، من هم با ساعت ور میرفتم که پر از خط و خش و لکههای گل و خاک بود. مادمستر کاسیو ساعت بزرگیه. ساخته شده که توی دل طبیعت دووم بیاره، طوری که ضربات چکش تخریب هم به ماژول زمانش صدمه نزنه. از جی-شاک معمولی خیلی بزرگتره: ۵۶.۲ میلیمتر پهنا، ۵۵.۳ میلیمتر از یه گوشه تا اون یکی، و ۱۷.۳ میلیمتر ضخامت. قیمت هم طبیعیه (۳۲۰ دلار لیست، ولی توی آمازون زیر ۲۰۰ دلار پیدا میشه). ولی جالبه بدونید که از سیکو (Seiko) SNK805 خیلی بهتر ضربه میخوره. همون سیکو که چند بار با دوچرخه رفتم توی مسیر، بعد یه چند روزی شروع کرد روزی چند ساعت جلو میزد و نهایتاً اومد پیش من برای تعمیر. آخرش شد یه ساعت میزکار، دیگه به کوهستان نرفت.

درست مثل دوچرخه یتی SP5C، این کاسیو برای شرایط سخت و ضربات سنگین ساخته شده. اسمش رو از سیستم مقاومت در برابر گِل (Mud Resist) گرفته – یه سری واشر توی لولهها که گل و خاک رو راه نمیدن. شاید برای بعضیها چیز خاصی نباشه، ولی برای کسی که توی مسیر بارون زده یا بعد از بارون میخواد حرکت کنه، مرگ و زندگیه. اگه از روی دسته دوچرخه پرت نشی، حداقل باید دوچرخه رو بکشی، بندازی توی ماشین، یا تعمیرش کنی. توی جامعه ساعتبازها، همه این کارها رو موقع ساعت به مچ داشتن انجام نمیدن! توی این رشته، حتماً گل و خاک میبینی. و خدا میدونه شاید چند سال بعد بخوای ساعتو بفروشی – وقتی حسابی کوفت شده باشه، دیگه تقریباً غیرممکنه.
قابلیتهای استاندارد و دو سنسور مخفی

مثل اغلب جی-شاکها، مادمستر امکانات رایجه رو داره: کرنومتر، پنج تا آلارم (با تکرار! یعنی اسنوز)، و ۳۱ منطقه زمانی جهانی. مدل خاصی که اینجا داریم، دو سنسور هم توش هست: یکی دما، یکی قطبنما. توی بیابون، اگه راه رو گم کنی یا از مسیر اصلی خارج بشی، به کارت میاد. شاید دارم ذهنیت رو زیادی ماجراجو فرض میکنم. شاید حتی ورزشکاران حرفهای هم از این قابلیتها استفاده نکنن. اما هستن و توی زندگی روزمره خوش میگذره.

جالبیش اینجاست که کاسیو تو چرخه عملکردهای ساعت، گزینه دما رو تبلیغ نمیکنه. راستش شما اگه دفترچه راهنما رو نخونید، اصلاً نمیفهمید دما هم نشان میده. ما که نخوندیم. من توی وبسایت فهمیدم.
دوقلو سنسورها یه هزینهای دارن: ساعت نه یه باتری که دوتا باتری داره، و هیچکدوم خورشیدی نیستن. البته این برای یه جی-شاک عجیب نیست، ولی تکنولوژی تاف سولار (Tough Solar) توی همین رنج قیمت توی جی-شاکهای دیگه دیده میشه. اینجا خبری نیست، با اینکه ساعت را برای زندگی توی فضای باز بازاریابی کردن. هر دو سال یه بار باید باتری عوض کنی.
سایزی که مچ رو قورت میده

همونطور که با دوستم نشسته بودم و ساعت دستم بود، مدام به قطر بدنه زل میزدم. مادمستر GG-1000-1A5 حتماً روی مچ حضوری سنگین داره. تقریباً همه جی-شاکهایی که من تا حالا دیدم رو کوتوله میکنه. مچ دوستم از من کوچیکتره – چیزی حدود دو سانت و نیم – و این ساعت حتی روی دست من بزرگ به نظر میاد. وقتی نشستی و آبجو میخوری، تقریباً مضحک به نظر میاد. اما وقتی کلاه ایمنی و دستکش رو میذاری، انگار همونجا ساخته شده.
نتونستم مشخصات شیشه رو پیدا کنم، ولی اون حلقه قطور دور شیشه ازش محافظت میکنه وقتی شاخه درخت یا سنگ بهش میخوره. شیشه این ساعت چند تا خط داشت که حکایت خدمتش رو به صاحبش میکرد. مثل یه نشان افتخار. همین حرف رو هم میشه درباره قفلش زد. سطح براقش انگار چند بار روی تسمه سنباده کشیده بودن.
داستان واقعی: گم شدن در جنگل و پیدا شدن بعد از هفتهها

بعد از چند لیوان، دوستم ماجرایی رو تعریف کرد که باورش سخت بود. یه بار، تازه یه سراشیبی پرسرعت ۴۰ کیلومتر بر ساعت رو تموم کرده بود که دید ساعت نیست کجا. فقط جنگل میدونست کجاست. هوا تاریک شده بود و نمیشد گشت. چند هفته گذشت و دیگه ازش دل کند. یه روز برگشت همون مسیر با سگ وفادارش. وسط راه، کنار یه آبگیر وایستاد تا سگ آب بخوره. اون قسمتش پر از گله و باتلاق بود، مخصوصاً بارون که اومده بود بدترش کرده بود. دوستم روی سنگی نشست تا سگ بیاد بالا، که چشمش به چیزی نزدیکش افتاد. به ذوق و شگفتی دید که مادمستر، تا توی گوشت گل نشسته و همچنان کار میکنه. چطور از مچ دراومد؟ نمیدونم و نپرسیدم. برای اغلب ساعتهای معمولی، این داستان یا با رفتن به تعمیرکار تموم میشد، یا خرید یه ساعت نو. این ماجرا نشون دهنده کیفیت ساخت این ساعته.
نقطه ضعف بزرگ: نور پسزمینه

با همه این مقاومتها، مادمستر GG-1000-1A5 بینقص نیست. ازش پرسیدم شبها چطور؟ گفت اصلاً خوب نیست. برخلاف چیزی که کاسیو تو سایت و اطلاعات مطبوعاتیش نوشته، نور الایدی (LED backlight) جالب نیست. هیچ شباهتی به ایندیگلوی تایمکس (Timex Indiglo) نداره، و خیلی ضعیف صفحه رو روشن میکنه. یه مشکل دیگه که روی خوانایی تأثیر داره اینه که این مادمستر خاص از نمایشگر منفی (negative display) برای بخش دیجیتال استفاده میکنه. ورژنهای دیگه اینطور نیستن. حتی توی روز هم سخت میشه از قابلیتهاش استفاده کرد، چه برسه به شب. نور الایدی اون نمایشگر رو خوب روشن نمیکنه.
متأسفانه این مسئله یه کم روی عملکرد ساعت سایه انداخته، هرچند که از نظر ظاهری خیلی باحاله. من خودم شخصاً نمایشگر منفی رو ترجیح میدم، ولی مخصوصاً روی صفحه کوچک، معایب خودش رو داره. ساعت عقربهها و نشانگرهای نئو-برایت (Neo-Brite) داره که توی تاریکی میدرخشن، پس حداقل وقت رو میشه خوند. بعد خودش گفت که اصلاً شبها از ساعت استفاده نمیکنه. بعدش کِی استفاده میکنه؟ راست میگه.
تکنولوژی جدید، انتخاب جدید
نزدیک پایان صحبت پرسیدم هنوز هم برای سواریهاش از همین ساعت استفاده میکنه؟ با یه لبخند مضطر گفت تکنولوژی به نیازهاش رسیده. یه ساعت جدید به کلکسیونش اضافه کرده، کنار سیکو SNK805 قدیمی و کاسیو جی-شاک مادمستر. اون یه اپل واچ (Apple Watch) هست. اون مدل جدیدش که ضدآب خیلی بالایی داره، و همه جور مانیتور ضربان قلب و عملکرد برای کسی که میخواد با دوچرخه به سطح بالاتری برسه.
خوب خندیدیم به این قضیه. آخرش گفت هنوز وقتی دارن مسیرها رو نگهداری میکنن، کاسیو رو میپوشه. دوستم عضو هیئت مدیره انجمن دوچرخهسواری خارججاده محلی توی بخشی از تنسی هست. بخشی از کارش کمک به نگهداری مسیرها از فرسایش و خرابه. اپل واچ کارهای زیادی بلده، اما پرت کردن سنگ و خاک رو نه. تنها انتخاب کاسیوئه. با همه عجایب و نواقصش، یه کار رو بهتر از بقیه بلده. تاریخچه – و قاب بدنه – نشون میده که ضربه رو خورده. و مهمتر اینکه، توی آینده نزدیک هم ضربه میخوره و سالها خدمت میکنه، حتی اگه کنار یه دریاچه گمش کنی و چند هفته بعد سگت پیداش کنه.
حرف آخر: ساعت فقط یه ابزار نیست
گپ ما با یه مقایسه بین جامعه ساعتبازها و جامعه دوچرخهسوارای محلی تموم شد. حرف زدیم که این فضاها هیچ شباهتی به جمعهایی که تا حالا بودیم نداره؛ جایی که اشتیاق هدایتمون میکنه و ما رو به آدمهایی میرسونه که همفکر و همشوق ما هستن، و حتی میتونن اون بخشهایی از این شوق رو بهمون نشون بدن که خودمون هنوز کشف نکردیم. حرف زدیم که ساعت، یا دوچرخه، نه فقط یه ابزار برای علاقمندی ماست، بلکه بهمون حس غرور میده، ما رو کنار هم جمع میکنه، و حتی گاهی سالها روح ما رو حمل میکنه. ما رو تعریف میکنه. و یه روزی داستانهای روزگار گذشته رو توی خودش نگه میداره.
همونطور که خیلی از خوانندههامون میدونن، من ساعت رو برای کاربری خاص دوست دارم. ساعتی که بشه هر روز پوشید، ضربه خورد و بازم روش موند. اون جی-شاک رو قراره به نسل بعد بدی؟ احتمالاً نه. اما داستانهایی که میتونه تعریف کنه، شاید از جنس و موادش ارزشمندتر باشه. و این دقیقاً همون چیزیست که من در مورد کاسیو مادمستر دوست دارم.
حالا اگر دنبال یه ساعت واقعی میگردی که زر و زورک ندونه و تا ابد کنارت باشه، توی اشرافی میتونی مدلهای مختلف جی-شاک از جمله مادمستر رو ببینی و انتخاب کنی.

























