۵ چیزی که آرزو داریم همه برندهای ساعت بهمون بگن


یه تصویر شاید بتونه هزار تا حرف بزنه، ولی هنوزم هیچی جای دیدن و لمس کردن یه ساعت رو نمیگیره. اما خب، این روزا خیلی از ما اقدام به خرید انلاین ساعت، پس معمولاً نمیتونیم قبل از خرید، ساعت رو امتحان کنیم. به همین خاطر ما تو اشرافی معتقدیم که برندها باید یه سری اطلاعات خاص رو در اختیار مشتری بذارن تا بتونه با اطمینان بیشتری خرید کنه. اینجا از تیم تحریریه خواستیم ۵ تا چیزی رو که آرزو داریم همه برندهای ساعت بهمون بگن رو لیست کنن.
۱. ضخامت

باورت نمیشه، ولی بعضی از خبرنامهها و فروشگاههای آنلاین برندها همیشه این اندازه مهم رو نمیگن. واقعاً عجیبه چون دو تا اندازه اصلی که همه انتظار دارن بدونن قطر و ضخامته، و خیلی از ما حتی دنبال سه تا اندازه اصلی هستیم: قطر، ضخامت و فاصله بین دو دسته.
ضخامت ساعت یه اندازه خیلی مهمه که خریدارها دوست دارن بدونن، چون نه تنها مشخص میکنه که آیا ساعت زیر آستین جا میشه یا نه، بلکه نشون میده ساعت چطوری روی مچ میشینه. مخصوصاً برای کسایی که ترجیح میدن ساعتشون شلتر باشه، یه ساعت ضخیمتر معمولاً یعنی یه ساعت سنگینتر و اندازه و وزن بیشترش باعث میشه اگه محکم بسته نشه، ساعت روی مچ تکون بخوره. ساعتهای نازکتر هم یه ظرافت خاصی به ظاهرشون میده، و با اینکه ساعتهای اسپرت دقیقاً برعکس ساعتهای مجلسی هستن، خیلی از خریدارها میخوان از ساعتهای اسپرتشون تو موقعیتهای رسمی هم استفاده کنن.
ما دیدیم که ضخامت چقدر برای مشتریها مهمه، مثال خوبش تودوره. بعضیها وقتی تودور بلک بی هریتیج رفت سمت موتور داخلی خودش، ناراحت شدن. نه به خاطر اینکه موتور جدید بدتر بود، اتفاقاً یه ارتقای فنی بود که خیلیها ازش استقبال کردن. ولی این ارتقا باعث شد چند میلیمتر به ضخامتش اضافه بشه – از ۱۲.۷ میلیمتر (مدل قدیمی با موتور ETA) رسید به ۱۴.۸ میلیمتر (با موتور داخلی). نمیگم تودور بلک بی هریتیج ساعت بدیه، هنوزم یه ساعت غواصی با ارزش خوبه، ولی یه جورایی مثل اینه که وقتی جوون بودی روی شکمت تتو زده باشی. طرح با اون پروفایل باریکتر یه حال و هوای خاصی داشت، و حالا بعد از چند سال که یه کم شکم آوردی، به نظر میاد طرح کش اومده. تودور این بازخوردها رو شنیده و تو بعضی از ساعتهاش واکنش نشون داده، مثل بلک بی کرونو جدید که لاغرتر شده، ولی امسال تو هیچ کدوم از خبرنامههای محصولات جدیدشون یا حتی تو وبسایتشون ضخامت رو ندیدم. البته اونا تنها نیستن که این اطلاعات رو نمیدن.
۲. وزن

از نظر من شخصاً، وزن ساعت تقریباً به اندازه سایزش مهمه. مردم درباره “فیت و فینیش” حرف میزنن، ولی وقتی صحبت از حس میشه، اینکه چقدر مچت رو سنگین میکنه، یا سبک و راحته، سیگنالیه که مغزت مدام وقتی ساعت دستته میگیره. در مورد اینکه چه وزنی برات ایدهآله، پیشنهاد میکنم ساعتهای مورد علاقهت رو وزن کنی تا بفهمی چی برات خوبه. برای من، یه رولکس GMT-Master II مدرن – که حدود ۱۵۰ گرم وزن داره – وزن کاملاً ایدهآل برای یه ساعت استیل روزمره است. به اندازه کافی سنگین هست که کیفیتش رو حس کنی، ولی اونقدر سنگین نیست که اذیت کنه و بالاخره حسش از بین میره و انگار با بدنت یکی میشه. از طرف دیگه، Doxa SUB300 Aqualung Carbon US Divers Edition فقط حدود ۸۰ گرم وزن داره و از این نظر یه شاهکاره. یه تغییر عالی. این اطلاعات به تولیدکنندههایی که روی ساعتهای فوق سبک کار میکنن هم اجازه میده واقعاً خودشون رو نشون بدن. لطفاً اطلاعات بیشتری درباره وزن بدید!
۳. فاصله بین دو دسته (لاگ تو لاگ)

بعد از مقالهمون درباره اینکه چرا فاصله بین دو دسته مهمترین اندازهست، خیلی از شما نظر دادید و موافق بودید. میبینیم که خریدارهای تازهکار گیر میکنن تو معیار جا افتاده قطر، ولی حقیقت اینه که یه ساعت هیچوقت برای بازوت زیادی پهن نیست – ممکنه برای مچت زیادی پهن باشه. به همین خاطر مشخصات روی کاغذ میتونه گمراه کننده باشه، و وقتی با تمرکز شدید روی قطر به عنوان معیار اصلی برای فیت کامل ترکیب میشه، خیلیها وقتی میفهمن آخرین مدل جدید ۴۱ میلیمتره به جای ۴۰ میلیمتر، دیوونه میشن. درسته که من قطرهای کوچکتر رو ترجیح میدم، ولی مثل خیلی از شما که دارید عمیقتر تو سوراخ خرگوش ساعتسازی میرید، اندازهای که همهمون کم کم واقعاً میخوایم بدونیم، فاصله بین دو دستهست.
برای کسایی که هنوز آشنا نیستن، طول لاگ تو لاگ فاصله بین نوک دو دسته ساعته که به صورت عمودی روی قاب اندازهگیری میشه. با اینکه خیلی مهمه، متأسفانه خیلی از برندها این اطلاعات رو نمیدن، یا راستش رو بخوای وقت نذاشتن اندازه بگیرن و بهمون بگن.
یه مثال خوب برای این موضوع مقایسه DOXA SUB 300 و Nomos Ahoi Diver هست. Ahoi هم تو سایز ۴۰ میلیمتر میاد هم ۳۶ میلیمتر، پس روی کاغذ ممکنه فکر کنی هر دوتاش از Doxa Sub 300 ۴۲ میلیمتری کوچیکترن – ولی این واقعاً درست نیست. Nomos Ahoi 36 میلیمتری در واقع ۴۶ میلیمتر عرض مچ رو میگیره و مدل ۴۰ میلیمتری ۵۰ میلیمتر. هر کدوم چند میلیمتر از اندازه ۴۵ میلیمتری لاگ تو لاگ DOXA SUB 300 بیشترن.
۴. تصاویر واقعبینانه

چیزی که میبینی همیشه چیزی نیست که به دستت میرسه. مثلاً Grand Seiko SBGJ251 “Shunbun” رو ببین. این تصویر روی وبسایتشون هیچ عدالتی در حق پرداخت زیبای Zaratsu – که ویژگی اصلی و نقطه قوت بزرگ فروش این ساعته – نمیکنه. سطحها صاف و کدر به نظر میان، چیزی که هر مشتری بدون فرصت دیدن ساعت از نزدیک، اشتباهاً فکر میکنه پرداخت مات هست. صفحه ساعت هم، که یه ویژگی طراحی عالی دیگهست، اصلاً بافت نشون نمیده.
دوست دارم ببینم Grand Seiko و بقیه برندها تصاویر واقعی بیشتری به وبسایتهاشون اضافه کنن، تا همه ویژگیهای طراحی که باعث میشه ساعت روی مچ زنده به نظر برسه رو نشون بدن. حالا که مشتریهای بیشتری دارن راحت میشن با خرید آنلاین کالاهای لوکس، به یه نمایش بهتر از ساعتی که واقعاً قراره دریافت کنن نیاز داریم.
۵. موتور پایه (ابوش)

هیچ اشکالی نداره که از یه موتور تولید انبوه یا یه موتور تولید انبوه اصلاح شده استفاده کنیم. موتورهای شرکتهایی مثل ETA و Sellita عملکرد خوبی دارن و ساختار محکمی دارن. اینا موتورهای قابل اعتماد و قدیمی صنعت هستن که به ندرت مشکل پیدا میکنن، در حالی که دیدیم موتورهای داخلی برندها وقتی وارد بازار شدن بعضی مشکلات جدی داشتن – مثلاً یه چرخ تاریخ خاص ;). ولی با اینکه ممکنه موتور کاملاً بازسازی شده باشه، اگه صریحاً نگی موتور تولیدیت از کجا اومده، یه جورایی مثل اینه که یه مقاله برای مدرسه بنویسی و منابعت رو ذکر نکنی. شاید استدلال خوبی کرده باشی، ولی استاد هنوزم میخواد بدونه چطوری به این نتیجهها رسیدی.

حالا که خریدارهای ساعت دارن بیشتر و بیشتر اطلاعات پیدا میکنن، همهمون مصرفکنندههای باسوادتری شدیم، مثل همون استادی که ازت منابع میخواد. الان به نظر میاد برندها یه جورایی به وجود موتور پایه اشاره میکنن، شبیه تبلیغات دارویی که عوارض جانبی رو با حروف ریز پایین صفحه مینویسن. مثلاً از عبارت “موتور مانوفکتور” برای موتوری که داخل شرکت اصلاح شده استفاده میکنن و “موتور داخلی” رو برای موتورهایی که از صفر توسط برند طراحی شدن به کار میبرن. یا ممکنه ببینی برندهایی مثل Bell & Ross یا Bremont به موتور پایه تو شماره مدل یا شماره موتورشون اشاره میکنن. مثلاً، BR-CAL.302 داخل Bell & Ross BR-03-92 یه ETA-2892 یا معادل Sellita هست و همین قضیه برای هر ساعت Bremont که از موتور اصلاح شده BE-92AE استفاده میکنه صدق میکنه. نشونه ظریفی که فقط افراد وارد میفهمن وجود “92” تو شماره مدل Bell & Ross و شماره موتور Bremont هست. میگم یه کم شفافیت بیشتر به کسی آسیب نمیزنه، در واقع فکر میکنم اگه به سادگی توضیح بدن چقدر روی اصلاح موتور ETA، Sellita یا هر موتور پایه دیگهای کار کردن، واقعاً ارزش محصولشون رو بیشتر میکنه.


بسیار عالی