۱۰ نشانه که شما یک واچ اسناب (متعصب ساعت مچی) هستید


علاقهمندان به ساعت همیشه فلسفه بیطرفی سوئیسی را قبول ندارند. شور و اشتیاق نسبت به چیزی ناگزیر به واکنشهای شدید، نظرات قوی و سرسختانه و در نتیجه، نوعی خودبرتربینی منجر میشود. در روزهای نامناسب، من خودم هم قطعاً به این موضوع مقصرم – بالاخره همه انسان هستیم.
واقعیت این است که این سرگرمی خاص، زمانی که ما به عنوان علاقهمندان، دیگران را نادیده میگیریم، کمتر دلپذیر میشود؛ بهخصوص وقتی که ماهیت محصولات لوکس و قیمتهایشان به اندازه کافی مرعوبکننده است. در ادامه، ۱۰ نشانه را بررسی میکنیم که شما در حال تبدیل شدن به یک «واچ اسناب» (خبره متعصب ساعت) هستید.
کوارتز را “غیر لوکس” میدانید

در فرهنگ کلکسیونداری ساعت، به دلیل بحران کوارتز که تقریباً صنعت ساعتهای مکانیکی را از بین برد، موتورهای کوارتز شهرت بدی پیدا کردهاند. همچنین بسیاری، موتور ساعت را بر اساس نحوه و محل ساخت آن قضاوت میکنند – با تأکید جدید بر ساخت “داخلی” (که خودش موضوع بحثی دیگر است). واقعیت این است که بسیاری از مردم تصور میکنند هنر ساعتسازی فقط محدود به ساخت موتور است. این به هیچ وجه درست نیست.
قطعات بیرونی نیز توسط صنعتگرانی با سالها آموزش در این حرفه ساخته و پرداخت میشوند. ساعت اودمار پیگه رویال اوک را به عنوان نمونه در نظر بگیرید. در حالی که موتورهای آن خیرهکننده هستند، بخش زیادی از قیمت آن در واقع به دلیل ساعتها صرف کار دقیق روی پرداخت قاب و بند است.

شاید بهترین مدافع کوارتز در دنیای لوکس امروز، گرند سیکو (Grand Seiko) باشد. گرند سیکو در واقع بلورهای کوارتز و موتورهای خود را به صورت داخلی توسعه میدهد و نیاز کلکسیونرها به تولید داخلی را برآورده میکند. آنها سالها برای ارتقا و تسلط بر هنر ساخت کوارتز وقت صرف کردهاند. این ساعتها همراه با قابهای پرداختشده با روش “زاراتسو” (Zaratsu)، محصول نهایی یک ساعت فوقالعاده قابل اعتماد و بسیار زیبا است که هرگز صاحب خود را در طول عمر استفاده، ناامید نمیکند.

اگر مثل من، معمولاً به دلیل حرکت “کُند” عقربه ثانیهشمار از کوارتز دوری میکنید، راههایی برای دور زدن این مشکل وجود دارد. اول اینکه، برخی موتورهای کوارتز در واقع قادر به حرکت پیوسته عقربه ثانیه هستند. اگرچه کمتر رایج است، اما مزیت حرکت پیوسته این است که باتری سریعتر تمام میشود. دومین راه، ساعتهای بسیار نازک با دو عقربه هستند.
در رویدادهای رسمیتر، نیازی به ردیابی زمان تا ثانیه نخواهید داشت و ممکن است ظاهر تمیز یک ساعت دو عقربهای را ترجیح دهید.

ساعت Baume & Mercier پدربزرگم، که افتخار دارم در کلکسیونم داشته باشم، نمونه خوبی از چگونگی مفید بودن ساعتهای کوارتز دو عقربه است. این ساعت کمتر از ۵ میلیمتر ضخامت دارد و از طلای ۱۸ عیار ساخته شده است که آن را به یک ساعت مجلسی ارزشمند تبدیل کرده که همیشه به راحتی زیر آستین قرار میگیرد. یک ویژگی جالب در موتور آن: کالیبر کوارتز ETA طوری طراحی شده بود که عقربه دقیقه هر بیست ثانیه یک سوم حرکت کند. این یک سازش هوشمندانه است که تا حدی امکان ردیابی ثانیه را فراهم میکند.
موتورهای “کار راهانداز” را تحقیر میکنید

ادامه بحث “ساخت داخلی” که در بالا ذکر شد، موتورهای اباوچ (ebauche) چیزی برای تحقیر نیستند. اگرچه شاید به اندازه موتورهای لوکستر داخلی برندهای بزرگ به طرز پیچیدهای پرداخت نشده باشند، اما معمولاً بسیار مستحکمتر و قابل اعتمادترند. هنگام نیاز به سرویس ساعت، موتورهای کار راهانداز از نظر هزینه نیز بسیار مقرون به صرفهتر هستند. قطعات به صورت انبوه تولید میشوند و در نتیجه به راحتی در دسترس ساعتسازان سراسر جهان قرار دارند.
برخی ممکن است از این واقعیت که برندهای لوکس معتبر مانند هابلوت (Hublot)، بل اند راس (Bell & Ross) و برمونت (Bremont) از نسخههایی از موتورهای تولید انبوه با قیمتی بسیار بالاتر از برندهای میکرو استفاده میکنند، ناراحت شوند. همانطور که قبلاً توضیح دادم، قیمت همیشه از موتور نشأت نمیگیرد. بخش زیادی از آنچه برای این ساعتها میپردازید، به دلیل سطح گسترده و استثنایی ساخت قاب است. قابهای هابلوت آثار هنری هستند و بل اند راس سرامیک را به شکلی رام کرد که بسیاری از برندها در آن زمان موفق به انجام آن نشده بودند. این برندها همچنین صرفاً این موتورها را در ساعتهای خود قرار نمیدهند.
آنها این موتورها را به دلخواه خود مونتاژ و اصلاح میکنند. اگرچه یک برند کوچکتر است، ساعت Ming 27.01 نمونه عالی از این موضوع است. پایه موتور ETA 7001 به قدری بازسازی شد که زیباییشناسی موتور حاصل کاملاً متفاوت است. حتی خود مینگ نیز اشاره کرد که کار انجام شده بر روی بازسازی معماری موتور به قدری زیاد بود که ممکن بود طراحی کالیبر خودشان از ابتدا بهتر باشد.
نمونه عالی از ارزش ساعتهای با موتور کار راهانداز، ساعتهای سابمارینر وینتیج تودور (Tudor Submariners) در مقابل سابمارینرهای وینتیج رولکس (Rolex Submariners) هستند. آنها عملاً یک ساعت مشابه بودند، با این تفاوت که تودور از یک موتور ETA استفاده میکرد در حالی که رولکس از موتور ساخت خود استفاده میکرد. قابها، بندها و سایر اجزای بیرونی همگی توسط رولکس ساخته میشدند – و این واقعیت با حکاکی “ساخته شده توسط رولکس” بر روی قاب پشتی و حتی لوگوی تاج بر روی دستههای کوک، به وضوح نمایش داده میشد. خدمات نظامی در سراسر جهان این واقعیت را تشخیص دادند و در نهایت به جای ساعتهای گرانتر رولکس، ساعتهای تودور را برای پرسنل خود انتخاب کردند. آنها قادر بودند ساعتی با همان کیفیت را با هزینه کمتر تهیه کنند، و این موضوع امروز نیز به همان اندازه صادق است.

در مورد “ساخت سوئیس” وسواس دارید

خانههای حراج تحت تسلط ساعتهای ساخت سوئیس هستند. این نه تنها به دلیل کیفیت استثنایی آنهاست که نمیتوان آن را انکار کرد، بلکه به دلیل این واقعیت است که کلکسیونرها از لحاظ تاریخی ساعتسازان سایر کشورها را نادیده گرفتهاند. این احساس به آرامی توسط کلکسیونرهای مدرن در حال تغییر است، اما ارزش فروش مجدد ساعتهای غیر سوئیسی برای رسیدن به همتایان سوئیسی خود کمی نیاز به تلاش بیشتر دارد. آیا یک ساعت A. Lange & Söhne، Credor یا Roger Smith نمایش کمتری از مهارت استادانه نسبت به آنچه توسط تثلیث مقدس سوئیسی ارائه میشود، است؟ قطعاً خیر. در واقع، بسیاری از این برندها کیفیت ساعت مچی اصل را با استانداردهای فوقالعاده بالا ارائه میدهند.

خبر خوب برای مصرفکننده این است که این انتظارات و کلیشهها در حال حاضر به نفع مصرفکننده آگاه است. ساعتهای گرند سیکو با قیمتی بسیار رقابتی عرضه میشوند تا توجه بیشتری را به ساعتهای خود جلب کنند – آثاری که با درجه بسیار بالایی ساخته شدهاند. بیشتر شرکتها برای داشتن قطعات پرداخت شده به روش “پولیش سیاه” (black polished) در موتورهای خود به سختی میتوانند رقابت کنند. گرند سیکو قابها، عقربهها و نشانگرهای خود را با پولیش سیاه پرداخت میکند و سطح کیفیت بسیار بالاتری را با هزینه کمتر ارائه میدهد.

فقط بر اساس ارزش فروش مجدد، ساعت را دوست دارید

از هر یک از برترین کلکسیونرهای ساعت در سراسر جهان درباره ساعت به عنوان سرمایهگذاری بپرسید، همه یک پاسخ خواهند داشت: راههای بسیار بهتری برای سرمایهگذاری پول شما وجود دارد. با این حال، ما به عنوان یک گروه، همچنان ارزش یک ساعت را بر اساس ارزش فروش مجدد آن، به جای شایستگیهای هورولوژیکی (ساعتسازی) آن، ارزیابی میکنیم.
این موضوع به صنعت بزرگتر ساعت، و همچنین تجربه خرید برای مصرفکنندگان، آسیب زیادی میرساند. تعجب میکنید که چرا نمیتوانید رولکس مورد نظر خود را در خردهفروشی پیدا کنید، یا چرا یک دهه پس از سفارش، هنوز تماسی برای دریافت 5711 پاتک فیلیپ خود دریافت نکردهاید؟ این تقاضای بیسابقه برای این ساعتهاست که ترکیبی از کمیابی و ارزش درک شده، آن را ایجاد کرده است. بسیاری از شاهکارهای ساعتسازی اعتباری را که شایستهاش هستند دریافت نمیکنند و به دلیل اینکه “ساعت محبوب” نیستند، کنار گذاشته میشوند. برای یک خرید ساعت مچی هوشمندانه، به دنبال علاقه شخصی خود باشید، نه صرفاً ارزش بازار.

برای کسانی که فریاد میزنند صنعت فاقد ریسک و اصالت است، باید گفت که این برندها همگی توسط نحوه خرج کردن پول ما هدایت میشوند. هرچه خریدهای ساعت ما متنوعتر باشد، تولیدات نیز متنوعتر خواهند شد. اما اگر همه ما برندها و طرحهای مشابه را انتخاب کنیم، فقط زیباییشناسی ساعتها را به سمت یکنواخت شدن بیشتر سوق میدهیم.
اگر چیزی از زمان حضورم در رویدادهای ردبار و سایر گردهماییها آموخته باشم، این است که اگر یک بارون نفتی یا بانکدار سرمایهگذاری برجسته نباشید، همیشه کسی با ساعت گرانتر و کمیابتر از شما وجود خواهد داشت. با این حال، بهترین نمایش، نمایش اصالت و داشتن ارتباطی صادقانه و دلبستگی به ساعتی است که مالک آن هستید.
رولکس یک برند ساعتسازی محور نیست

این را همیشه در گروههای فیسبوک، پستها و نظرات اینستاگرام، و در فرومهای اینترنتی میبینم. هشدار: شما فقط تلخکام هستید. من تلخکامم. همه ما تلخکامیم، زیرا اکثر ما از توانایی خرید ساعتهای رولکس از نمایندگیهای رسمی محروم هستیم. من مجبور شدم برای خرید رولکس سابمارینر خودم، یک ساعت پاتک فیلیپ و یک امگا را معاوضه کنم، که خوشبختانه قیمت آن خیلی بالاتر از قیمت خردهفروشی نبود.
اما جدای از این تلخکامی، تولیدات رولکس اوج ساعتسازی صنعتی است. من هاله تاج و افزایش بیسابقه قیمتها به دلیل نام و قدرت برند را انکار نمیکنم، اما از کیفیت ساعتهایشان و سطح کاری که برای ساخت آنها صرف میشود، دفاع خواهم کرد.

ساعتهای رولکس پیش از رسیدن به ویترین (یا گاوصندوق) نمایندگیهای مجاز، به طور گسترده در آزمایشگاههای آنها آزمایش میشوند. رولکس ادعا میکند که ساخت یکی از ساعتهایشان یک سال طول میکشد، که ممکن است با توجه به تولید یک میلیون ساعت در سال، داستانی دروغین به نظر برسد. واقعیت این است که کار پرزحمت ساخت به دلیل تعادل بین ساخت دقیق و آزمایش قطعات آنهاست.
ساعتهای رولکس تحت آزمایشهای عمقسنجی، آزمایشهای کرونومتریک و حتی آزمایشهای ضربه وحشیانه قرار میگیرند که شامل کوبیده شدن هر ساعت با نیروی G به زمین توسط یک چکش میشود، و تنها ساعتهایی که از این آزمایشها جان سالم به در میبرند، برای فروش عرضه میشوند. این آزمایشات سختگیرانه و بیرحمانه، منجر به ساعتی بینهایت مقاوم و آماده نبرد میشود.

در نهایت، اگر میخواهید عملکرد موتورهای آنها را زیر سوال ببرید، شما را تشویق میکنم که متن “Superlative Chronometer” را که با افتخار بر روی صفحههایشان نمایش داده شده است بخوانید و دقت زمانسنجی این موتورها را آزمایش کنید. مطمئناً، تا همین ماه گذشته بود که سابمارینر به ۷۲ ساعت ذخیره انرژی دست یافت، اما پاتک فیلیپ تا به امروز در ساعتهای ورزشی خود عملکرد توقف ثانیه ندارد – و مدل ۳۲۴ SC همچنان ۴۵ ساعت ذخیره انرژی دارد. این برندها دلیل خاصی برای تغییرات تدریجی دارند و نتیجه حفظ و نگهداری کیفیت است که اطمینان میدهد خریدار فقط کمال را بر روی مچ دست خود دریافت میکند.
ساعتهای دیجیتال و هوشمند را “کامپیوتر مچی” مینامید

“جیشاک ساعت نمیسازد، بلکه کامپیوتر مچی میسازد.” “اپل واچ یک ساعت نیست.” این توهینها واقعاً بسیار بیارزش هستند و هیچ مبنایی در واقعیت ندارند. فرهنگ لغت مریام-وبستر، ساعت را اینگونه تعریف میکند: یک زمانسنج قابل حمل که برای پوشیدن (مانند روی مچ) یا حمل در جیب طراحی شده است.
چه دوست داشته باشید و چه نه، اپل واچ و سایر ساعتهای هوشمند، در واقع ساعت هستند. یک آیفون و سایر گوشیهای هوشمند عملاً پیچیدهترین ساعت جیبی هستند که تا به حال ساخته شدهاند. من میپذیرم که آنها سطح مشابهی از میراث و ارتباط عاطفی با هنر سنتی ندارند، اما در دفاع از این محصولات، آنها سعی در پر کردن این خلاء ندارند.
ساعتهای هوشمند تلاشی برای معرفی دستهبندی کاملاً جدیدی از ساعتها هستند که جایگزین ساعتسازی سنتی نمیشوند، بلکه گزینهای جدید و مدرنتر برای استفاده بر روی مچ دست ارائه میدهند.

جانی آیو (Jony Ive) و اپل، که مسلماً این دسته را به آنچه امروز هست تبدیل کردهاند، محصولات خود را (تا حدی) با در نظر گرفتن ساعتسازی سنتی توسعه دادند. تصادفی نیست که ویژگیهای قابل تنظیم در صفحههای مختلف اپل واچ به عنوان “پیچیدگیها” (complications) شناخته میشوند. آنها حتی اپل واچ را با یک دسته کوک طراحی کردند، چیزی که یک محصول معمولاً با لمس کنترل میشود و نیازی به آن ندارد.
هنگام توسعه اپل واچ، جانی آیو و اعضای تیم اپل در واقع از تولیدکنندگان ساعت در سراسر جهان، از جمله رولکس، بازدید کردند تا فرآیند ساخت ساعتها را بهتر درک کنند و ببینند چگونه میتوانند این روشها را در خط مونتاژ خود به کار گیرند.
آیا من ادعا میکنم که ساخت اپل واچ به همان سطح مهارت ساعتسازی رولکس نیاز دارد؟ قطعاً نه. اما من از آنها دفاع میکنم که خودشان هنری جداگانه دارند. به جای ساعتسازان، توسعهدهندگان نرمافزار بیوقفه کار کردند تا راهی جدید برای تعامل با زمان بر روی مچ دست ایجاد کنند و ویژگیهایی را در آن گنجاندند که برندهای ساعتسازی سنتی هرگز تصورش را هم نمیکردند بتوانند انجام دهند.

حتی شرکتهای ساعتسازی قدیمیتر نیز متوجه این موضوع شدهاند، به طوری که برندهایی مانند هابلوت و تگ هویر قابهایی را برای قرار دادن ماژولها/سیستمهای ساعت هوشمند در طرحهای ساخت سوئیس خود توسعه دادهاند. تگ هویر حتی این امکان را فراهم کرده است که در صورت منسوخ شدن فناوری هوشمند، ماژولهای مکانیکی را جایگزین کنند.
سلیقه و ترجیحات خود را به دیگر کلکسیونرها تحمیل میکنید

اگر کیف پول یا مچ دست شما نیست، نباید یک کلکسیونر دیگر را به خاطر ترجیحات ساعتش تحقیر کنید. شما کاملاً مجاز هستید که سلیقه خود را توسعه دهید، اما به همین ترتیب، باید به دیگران نیز اجازه دهیم تا دیدگاه و دلبستگی خود را به این ساختههای فوقالعاده توسعه دهند.
اگر کسی ساعتی دو رنگ، یا رنگ صفحه ساعتی را که شما نمیپوشید، ترجیح میدهد، چیز بدی نیست. همه ساعتها شایسته کمی محبت هستند. از جنبه خودخواهانهتر، اگر رولکس پپسی یا کرمیت را میخواهید، دیگران را تشویق نکنید که در صف قرار بگیرند. چیزی خستهکنندهتر از رفتن به یک گردهمایی ساعت نیست که به میز برسید و فقط تعداد زیادی ساعت رولکس را آنجا ببینید.
شما هرگز اولین یا آخرین نفری نخواهید بود که صاحب ساعت رولکس میشود و در واقع، با آوردن چیزی جدید و تازه، احترام بیشتری در جمع کسب خواهید کرد. درست مانند “پن و تلر” در برنامه شعبدهبازی “Fool Us”، هدف آنها این است که توسط شعبدهبازان نوظهوری که هنر خود را به گونهای بازآفرینی کردهاند که حتی متخصصان/اساتید مانند خودشان نیز میتوانند به دوران تماشاگر بودن با احساسات، شگفتی و حیرت بازگردند، فریب بخورند. کلکسیونرهای واقعی نیز همین احساس را دارند و همیشه به دنبال یک کشف جدید ساعتی هستند که هنوز از نزدیک تجربه نکردهاند.
نکته دیگری که همه ما باید درک کنیم این است که نمیتوانیم همه با یک سطح از پول قابل خرج کردن وارد این سرگرمی شویم. هرچند ممکن است وسوسهانگیز به نظر برسد که صاحب یک ساعت استاینهارت (Steinhart) یا سایر ساعتهای هومیج (homage) را تحقیر کنیم، باید احترام بگذاریم که همه نمیتوانند صاحب برخی از این ساعتها باشند – حتی کسانی که میتوانند آنها را با قیمت خردهفروشی بخرند!
در نظر بگیرید که صاحبان ساعتهای هومیج در حال ورود به تجربه بزرگتری هستند که همه ما به دنبال لذت بردن از آنیم. با استفاده از استاینهارت به عنوان مثال، نمیتوانم وانمود کنم که طراحیها کپی ساعتهای معروفتر نیستند. اما انکار این واقعیت که آنها برای پولی که پرداخت میشود به خوبی ساخته شدهاند و حتی از موتورهای “کار راهانداز” که قبلاً در ساعتهای حرفهای مانند تودور و امگا استفاده میشدند، بهره میبرند، کاملاً جاهلانه خواهد بود.
هنگام مواجهه با فرهنگ “باس-داون” نمیتوانید بیتفاوت باشید

این مورد، گسترش یافته مورد قبلی است و ارزش آن را دارد که جداگانه ذکر شود، و به مشکلی رو به رشد در جامعه ساعتبازان تبدیل شده است. بگذارید خیلی واضح بگویم. من شخصاً علاقهای به ساعتهای “باس-داون” (ساعتهایی که پس از خرید با الماس یا سایر تزئینات تزئین میشوند) ندارم. من شخصاً ایده کمارزش کردن اصالت یک طراحی اصلی را از طریق بازار ثانویه دوست ندارم. من به طور خاص تمایلی ندارم که دستبندهای کروم هارتس (Chrome Hearts) راه خود را به ساعتهایی مانند رولکس باز کنند. اما، و این نکته مهم است، من نیز احساس نمیکنم لازم است هر بار که یکی از آنها در فید اینستاگرامم ظاهر میشود، با ایموجی “بالا آوردن” یا “استفراغ” به بخش نظرات هجوم ببرم. من اینجا ادعا نمیکنم که خودم هر از گاهی ویژگیهای یک واچ اسناب را ندارم. با این حال، معتقدم این یکی را کنترل کردهام.
من میتوانم آرام و طولانی درباره اینکه چرا طرفدار این روش نیستم و چگونه دیدن لیستهای بیپایان از پاتک و رولکسهای باس-داون که هیچ کداممان نمیتوانیم دستنخورده از خردهفروشی بخریم، میتواند آزاردهنده باشد، صحبت کنم. اما، وقتی در خیابان با کسی با یک ساعت مزین به الماسهای پس از فروش مواجه میشوم، وارد حالت مبلّغانه نمیشوم، سعی نمیکنم فرد را “نجات” دهم و به او در یافتن مسیح هورولوژیکی کمک کنم. پیشنهاد میکنم شما نیز اگر میخواهید یک واچ اسناب نباشید، از انجام این کار خودداری کنید.
تفکر گروهی را بدون تفکر شخصی تکرار میکنید

در دنیای فزاینده دیجیتال و به هم پیوسته شور و اشتیاق به ساعت، بسیار آسان است که ببینید دیگران درباره جدیدترین ساعتها چه فکری میکنند. با این حال، امروزه بخش نظرات اغلب میتواند با ترولها و اوباشگری هورولوژیکی آلوده شود که بیشتر از جشن گرفتن لذت چشمانداز کنونی ساعت، از نکوهش آنچه که به نظرشان منفی یا علیه خلوص وضعیت موجود است، لذت میبرند. با این حال، در هر دو جهت احساسی، توجه به این نکته مهم است که نظردهندگان و پستگذاران فرومها همیشه آن متخصصانی نیستند که خود را باور دارند. این میتواند اظهارنظرهای آرام، خونسرد و جمع و جور از سوی افراد علاقهمند و آگاه به ساعت را تحتالشعاع قرار دهد – اظهارنظرهایی که همه چیز را از هر دو طرف به طور منصفانه بررسی میکند.
حالا، من نمیگویم تمام توهینها یا تمام ستایشها را نادیده بگیرید. فقط تحقیقات خودتان را انجام دهید تا از میان همه سر و صداها فیلتر کنید و زمانی که آماده شدید، به نتیجهگیری آگاهانه خودتان برسید. بنابراین، در حالی که ممکن است از هابلوت متنفر بودن یا شکایت از در دسترس نبودن رولکس آسان یا جالب باشد، فقط به یاد داشته باشید: آنچه درست است همیشه محبوب نیست، و آنچه محبوب است همیشه درست نیست. در نهایت، مهم این است که ساعت مچی اصل شما، نشاندهنده سلیقه و انتخاب شخصی شما باشد.
زنان نمیتوانند علاقهمندان واقعی باشند

باورم نمیشود که حتی نیاز به گفتن این موضوع باشد، اما متأسفانه حتی امروز نیز بسیار رایج است. میخواهم اینجا بسیار واضح باشم: تمام آنچه برای لذت بردن از ساعتها نیاز دارید، اشتیاق به لذت بردن از زیبایی آنهاست. همین و بس. همچنین بسیار غمانگیز است که فکر کنیم یک سرگرمی خاص، که تنها از رشد و مشارکت گستردهتر سود میبرد، پتانسیل خود را با رفتارهای سمی و شخصیتهای منفی از بین میبرد.
در بسیاری از موارد، دیدهام که ترولها سعی میکنند زنانی را که صرفاً در تلاش برای مشارکت در این سرگرمی هستند، شرمنده و کمارزش جلوه دهند. تنها چیزی که در اینجا باید به عنوان یک شیء در نظر گرفته شود، خود اشیاء هستند: ساعتها. خوشبختانه، شرایط در حال تغییر است. ساعتهای جنسیتی به آرامی در حال ناپدید شدن هستند، و این به نفع همه است.
این تصور که یک ساعت زنانه باید کوچک و پر زرق و برق باشد، روز به روز کمتر رایج میشود. به عنوان علاقهمندان و حامیان، همه ما باید از هر فردی که کنجکاوی برای دنیای جادویی ساعتسازی را که همه ما دوست داریم، از خود نشان میدهد، حمایت کنیم.

به یاد دارم که چند سال پیش چقدر از عرضه ساعت Boy.Friend شنل خوشحال شدم، و با افتخار اعتراف میکنم که اگر پولش را داشتم، قطعاً یکی از این ساعتهای “زنانه” را به کلکسیون خودم اضافه میکردم. حتی برندهای سنتیتر ساعت نیز متوجه این موضوع شدهاند. پیاژه (Piaget) خط تولید ساعت Possession خود را گسترش داده تا موتورهای مکانیکی بیشتری در اندازههای بزرگتر را شامل شود. حتی پاتک فیلیپ اخیراً یک “ناتیلوس زنانه” جدید عرضه کرد که مچهای باریک مانند من را به این فکر انداخت که، آیا میتوانم آن را بپوشم؟

دلیل دیگر که این ایده بسیار توهینآمیز است – برخی از بهترین ساعتسازان و صنعتگران، زنان هستند. آیا هر بار که یک Datograph از A. Lange & Söhne را میبینید، دهانتان آب میافتد؟ خب، پس از آنگرت فلایشِر (Annegret Fleischer)، مهندس و طراح موتور لانگه تشکر کنید که موتور را از ابتدا طراحی کرده است. آیا از موتور Carousel که در ساعت Ulysse Nardin Freak یافت میشود، شگفتزده هستید؟ پس از کارول فوریستیه-کاساپی (Carole Forestier-Kasapi) تشکر کنید، که پیش از اینکه اخیراً به عنوان مدیر موتورهای TAG Heuer فعالیت کند، رئیس طراحی موتور در کارتیه، پیاژه و ون کلیف اند آرپلز بود.

سخنان پایانی
خط باریک بین توسعه سلیقه و ترجیح، و تبدیل شدن به یک خبره متعصب ساعت، نسبتاً ساده است. اشکالی ندارد که یک دیدگاه و شیوه جمعآوری ساعت را پرورش دهید و ارتقا بخشید. اما زمانی از این خط عبور میکنید و وارد خودبرتربینی میشوید که تلاش میکنید این ارزشها را به دیگران تحمیل کنید یا دیدگاههای خود را به عنوان استاندارد طلایی اعلام کنید.
امیدواریم این مطلب برای شما مفید بوده باشد. برای مشاهده و بررسی جدیدترین مدلهای ساعتهای مچی اصل و اکسسوریهای باکیفیت، شما را به بازدید از مجموعه بینظیر ما در فروشگاه اینترنتی اشرافی دعوت میکنیم. برای یک انتخاب هوشمندانه و دریافت مشاوره فوری، دستیار هوشمند اشرافی همیشه آماده پاسخگویی به سوالات شماست.

